اسیدپاشی در باغفیض بعد از تماشای فیلم/ دستگیری اسیدپاش
با تشکیل پرونده مقدماتی با موضوع "اسیدپاشی" و برابر هماهنگی با بازپرس شعبه پنجم داسرای ناحیه 27 تهران ، متهم برای انجام تحقیقات و مشخص شدن انگیزه ارتکاب به اسیدپاشی در اختیار اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت .
با انجام اقدامات درمانی و بهبودی نسبی شاکی پرونده ، کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی به تحقیق از او پرداختند ؛ شاکی در اظهاراتش به کارآگاهان گفت : برای آوردن پسرم از پارک ، از منزل خارج شده بودم که یکی از دوستان پسرم که از قبل او را می شناختم به من نزدیک شد . ناگهان وی اقدام به پاشیدن محتویات داخل یک بطری اسید روی صوت و بدنم کرد ؛ در همین زمان ، با چاقو ضربه ای به پهلویم زد و همزمان با جسم سختی که در داخل دستش مشت کرده بود نیز چند ضربه به صورتم وارد کرد بگونه ای که از ناحیه صورت نیز دچار خونریزی شدید شدم و روی زمین افتادم .
در همان تحقیقات اولیه کارآگاهان اطلاع پیدا کردند که متهم یکی از دوستان نزدیک پسر شاکی به نام "رامبد "است ؛ لذا تحقیقات از رامبد در دستور کار قرار گرفت و او در اظهاراتش با معرفی متهم به عنوان دوست نزدیکش به کارآگاهان گفت : از حدود یک سال پیش بود که در باشگاه ورزشی ویژه آموزش "پارکو" با جوانی بنام مازیار آشنا شدم ؛ در مدت زمان کوتاهی دوستی ما بسیار صمیمی و نزدیک شد بگونه ای که علاوه بر زمان باشگاه ، بیشتر اوقات شبانه روز را با یکدیگر سپری می کردیم ؛ همین موضوع باعث شده بود تا من از ادامه تحصیل خود غافل شوم و به همین علت اعضای خانواده بویژه پدرم با ادامه دوستی من با "مازیار" مخالفت کرد . پدرم دیگر اجاره نداد تا من به باشگاه ورزشی بروم و ارتباط من با مازیار را به شدت محدود کرد ؛ موضوع مخالفت خانواده بویژه پدرم را با مازیار مطرح کرده و از او خواستم تا مدتی به سراغ من نیاید تا اینکه شب حادثه متوجه شدم که مازیار روی صورت پدرم اسید پاشیده و او را با چاقو و پنجه بوکس مجروح کرده است .
مازیار در همان تحقیقات اولیه انگیزه خودش را انتقام گیری اعلام کرد و در خصوص شب حادثه به کارآگاهان گفت : طی مدتی که من با رامبد دوست شده بودم ، بیشترِ اوقات خودم را با رامبد سپری می کردم و همین موضوع باعث شد تا من وابستگی زیادی به رامبد پیدا کنم ؛ زمانیکه اطلاع پیدا کردم پدر رامبد مانع ادامه دوستی من با او شده ، تصمیم به انتقام گرفتم اما جرأت اینکار را نداشتم تا اینکه شب حادثه به سینما رفتم و فیلم ویژه افراد بالای 13 سال بود و صحنه های خشنی در داخل فیلم وجود داشت ؛ با دیدن صحنه های قدرت نمایی با سلاح سرد توسط شخصیت نقش اول فیلم جرأت پیدا کردم تا از پدر رامبد انتقام بگیرم ؛ پس از پایان اکران فیلم بلافاصله مقداری اسید و همچنین چاقو و پنجه بوکس را خریداری کرده و با مراجعه به محل سکونت رامبد و خانواده اش در کمین پدر رامبد نشستم تا اینکه از منزل خارج شد و ... " .
براساس اعلام مرکز اطلاع رسانی مرکز اطلاع رسانی پلیس آگاهی تهران بزرگ، سرهنگ کارآگاه علی ولیپور گودرزی ، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ ، با اعلام این خبر گفت : متهم پرونده برای انجام تحقیقات و تکمیل پرونده ، با قرار قانونی در اختیار اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار دارد.