پوتین ملک روسیه را به اسم خود سند زد
روح روسی اما به محض آزادی از استبداد سیاسی تزاریسم، در غل و زنجیر استبداد همه جانبۀ بلشویسم در آمد! تحمیل سبک "رئالیسم سوسیالیستی" با زور دولت توتالیتر بر همۀ عرصههای هنر، از یک سو روشنفکران و نویسندگان ناراضی را اسیر انزوا و تهدید و فقر و فشار و نهایتاً گولاک و یا فرار از کشور کرد و از سوی دیگر، چشمههای خلاقیت ادبی در نویسندگان دولتی را خشکاند و آنان را به صورت ابزاری برای استمرار ستمگریهای دولت توتالیتر در آورد.با این همه، موتور ماشین دولت بلشویکی در اوایل دهۀ 1990 سوختاش تمام شد و به رغم عدم وجود بدیل و جایگزین سیاسی، در برابر چشمان بهتزدۀ جهانیان خاموش شد و از حرکت ایستاد.در چشم به هم زدنی دولت کمونیستی از صحنۀ روزگار محو شد بیآنکه اجازۀ شکلگیری نیروی اجتماعی یا سیاسی مستقل و یا حتی آشنا به صورتهای دیگر زمامداری را در حاشیۀ خود و یا در بطن جامعه داده باشد.
این بود که پس سقوط دولت کمونیستی و فروپاشی اتحاد شوروی، فدراسیون روسیه دچار دولتی بینهایت ضعیف و حتی به عبارتی"بیدولتی" شد و زمینه را برای ظهور باندهای مختلف مافیایی و تصاحب اموال و املاک و داراییهایی بی حد و حساب بی صاحب ماندۀ رژیم پیشین را به رهبری چهرههای متنفذ و امنیتی دولت سابق فراهم آورد.وضع چنان وخیم و آشفته شد که ولادیمیر پوتین به عنوان نیروی سابق کا.گ.ب، در صدد کنترل و تجمیع مافیاهای خودسر در ساختار دولتی به رهبری خود برآمد و با حذف رقبای نافرمان، عملاً زمام امور روسیه را به طور کامل به دست گرفت.
احمد زید ابادی - صفحه تلگرامی