کد خبر 525132
۱۳۹۹/۰۹/۲۴ ۰۲:۰۱

هراس اصولگرایان از بودجه 1400

ساعت 24 - این روزها بودجه ۱۴۰۰ به سیاسی‌ترین موضوع سیاست داخلی تبدیل شده و سیاست‌ ورزان به ویژه در جناح اصولگرایان آن را تیری می‌دانند که می‌خواهد به سوی آشتی و مذاکره ایران و آمریکای تحت رهبری بایدن پرتاب شود.
هراس اصولگرایان از بودجه 1400
dir="RTL">این باور راسخ به اندازه‌ای است که آنها به این نتیجه رسیده‌اند برای اینکه این تیر پرتاب نشود کلیات لایحه بودجه را برگردانند. کانون هراس آنها از لایحه بودجه این است که روحانی با آن بخواهد پلی بسازد تا علاقه‌مندان و رهبران گروه کشورهای خواستار ادامه حیات برجام از آن بگذرند. گزارش حاضر ابعاد گوناگون این موضوع را کالبدشکافی کرده است.

نشانه‌ها و دلایل ضعف ایران

تجربه‌های جوامع انسانی و نیز تجربه ایران در دهه تازه‌سپری‌شده نشان می‌دهد ایران در حال حاضر نسبت به ۱۰ سال پیش از ابعاد گوناگون نه‌تنها نیرومندتر نشده است بلکه در شرایط مادی و روحی قابل قبولی قرار ندارد. برای نشان دادن اینکه ایران از ابعاد گوناگون کوچک‌تر شده است می‌توان به سهم ایران از تجارت جهانی اشاره کرد. سهم ایران از تجارت جهانی بدون احتساب نفت که حالا آن هم وجود خارجی ندارد به نزدیک ۲/۰ درصد رسیده است یعنی ۶۰ درصد کمتر از ۵/۰ درصد دهه ۱۳۸۰٫ از نظر سیاست خارجی نیز ایران در سوریه و در قره‌باغ و در لبنان اقتدار دهه قبل را ندارد و حتی در عراق نیز وضعیت ایران نسبت به پنج سال پیش بسیار تضعیف شده است. ایرانیان به این دولت اعتماد ندارند و این همان دولتی است که در سال ۱۳۹۶ رییس آن ۲۴ میلیون رای گرفت. سقوط رای در انتخابات مجلس در زمستان ۱۳۹۸ و انتخاب رییس مجلس با ۲۰ درصد واجدان شرایط رای دادن نشان می‌دهد اعتماد شهروندان به نهاد انتخابات کاهش یافته است.

درباره دلایل تضعیف نظام سیاسی ایران در درون مرزهای ملی با شاخص‌هایی مثل سقوط سطح رفاه مادی، سقوط مشارکت در نهاد انتخابات و در بیرون از مرزهای ملی با نشانه‌های کوچک‌تر شدن سهم ایران از تجارت جهانی و نیز در موثر بودن در مسائل منطقه‌ای دو دیدگاه وجود دارد؛ یک دیدگاه که اکنون با اسم رمز «سوء‌مدیریت» از سوی طیف‌های گوناگون جناح سیاسی اصولگرایان در کانون تبلیغ و بزرگ‌نمایی قرار گرفته است تا نشانه‌های دیگر از جمله تحریم ایران در سایه قرار گیرد باور خود را به مردم این‌گونه نشان می‌دهد که دو دولت یازدهم و دوازدهم بوده و هستند که راه تضعیف نظام سیاسی ایران را فراهم کرده‌اند. اما رییس دولت‌های یادشده و نیز اعضای دولت و شمار قابل اعتنایی از کارشناسان و فعالان اقتصادی می‌گویند بسته شدن راه تعامل اقتصاد ایران با بیرون از مرزهای ملی و نیز تشدید تحریم‌ها و کوچ سرمایه‌گذاران خارجی و بی‌انگیزگی سرمایه‌داران داخلی و از همه مهم‌تر کاهش درآمدهای نفت که در سه سال اخیر شاید روی هم رفته به ۱۰۰ میلیارد دلار می‌رسید دلیل اصلی اقتصاد ضعیف‌شده ایران است.

رسیدیم به سیاسی‌ترین بودجه قرن

به نظر می‌رسد محمدباقر نوبخت معتمدترین نفر روحانی در دولت در جایی نشسته است که باید بنشیند یعنی در جایی که از آنجا ریال و دلار تخصیص داده می‌شود و خرج کشور را تنظیم می‌کند. نوبخت در یک وضعیت شانسی و بادآورده توانست یکی از مدیران ارشدش در سازمان برنامه را به وزارت اقتصاد برساند. بنابراین دو نفری که دخل و خرج دولت را تنظیم می‌کنند دست‌کم تا امروز هماهنگ بوده و هستند. نوبخت در این هشت بودجه‌ای که تنظیم کرده، نشان داده است که حضورش در کمیسیون تلفیق مجلس در دوره‌ای که مجلس در اختیار اصولگرایان قدیمی بود را خوب یاد گرفته است و با پشتکار و راهنمایی آقای کردبچه در به هم دوختن سر و ته بودجه روی کاغذ مهارت دارد. در بودجه‌های هفت‌گانه پیشین نیز بدون تردید تنگناها و کاستی‌های ساختاری و کارکردی دیده می‌شد اما بودجه ۱۳۹۹ سیاسی‌ترین بودجه قرنی است که امسال تمام می‌شود. چرا چنین استنباطی وجود دارد؟ این بودجه از یک سو با انتخابات برگزار شده در آمریکا گره خورده و از سوی دیگر می‌تواند با انتخابات بهار ۱۴۰۰ ایران گره بخورد. به عبارت دیگر بودجه سیاسی آخرین سال قرن هم تکلیف سیاست داخلی را روشن می‌کند و هم نگاهی دارد به سیاست خارجی.

مذاکره بودجه و نفت

اصولگرایان و طیف‌های تندتر این جناح برای تسخیر کاخ ریاست‌جمهوری تردیدی ندارند و باور دارند اگر با همین دست‌فرمان جلو بروند و رقبا را با یورش سهمگین به دولت به ویژه در حوزه اقتصاد تضعیف کنند در انتخابات بهار با هر میزان مشارکت برنده‌اند. از سوی دیگر این جریان سیاسی نیک می‌داند اگر دست دولت به درآمدهای حاصل از صادرات نفت برسد می‌تواند در یک دوره کوتاه بازارها را به گونه‌ای سامان دهد که از سطح نارضایتی شهروندان به شدت کاسته شود و این ممکن نیست جز اینکه راه مذاکره با بایدن باز شود. به همین دلیل است که رییس دولت اصرار دارد با صدای بلند بگوید هرگز نباید راه مذاکره برای برداشتن تحریم بسته شود. نکته بسیار بااهمیت این است که اصولگرایان استخوان‌دارتر و قدیمی‌تر این سخنان روحانی را قبول دارند و در مخالفت با آن چیزی نمی‌گویند چون می‌دانند شاید در بالاترین نقاط قدرت تمایلی از سر ناگزیری برای رهایی از بن‌بست وجود داشته باشد. اما طیف‌های رادیکال‌تر اصولگرایان که تجربه زمستان ۱۳۹۱ و بهار سال بعد را در ذهن دارند نیز این را فهمیده‌اند و حالا همه حواس‌شان به این است که این عنصر مهم در بودجه را از لایحه بیرون کنند. برخی نشانه‌های آشکار را در رسانه‌های این دلواپسان می‌بینیم.

به طور مثال ‌هادی غلامحسینی در روزنامه جوان در ۱۹ آذر ماه نوشته است: «علاوه بر موضوع دلار ۱۱ هزار تومان در سال آتی، آقای روحانی به فروش دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه در روز نفت اشاره داشت. درباره این موضوع باید شفاف‌سازی شود، زیرا هم‌اکنون در تحریم نفتی قرار داریم و باید دید به چه شکلی قرار است به یکباره فروش نفت برای ایران آزاد شود. البته با ملاحظه لایحه بودجه ۱۴۰۰ به این مهم می‌رسیم که دولت از محل فروش نفت در حدود ۲۰۰ هزار میلیارد تومان درآمد پیش‌بینی کرده ‌است، حال این درآمد می‌تواند از محل صادرات نفت به خارج از کشور درآمد ارزی برای کشور ایجاد کند یا اینکه می‌تواند در قالب فروش اوراق مالی مبتنی بر نفت در بازار داخلی برای کشور درآمد ریالی ایجاد کند

نفیسه امامی نیز در روزنامه رسالت می‌نویسد «در لایحه بودجه‌ سال آتی، ۱۵۰ هزار میلیارد تومان از محل فروش نفت در نظر گرفته ‌شده که این میزان برابر است با فروش بیش از دو میلیون بشکه نفت در روز. این مقدار فروش در قیاس با میانگین فروش روزانه‌ ۷۰۰ هزار بشکه نفت در سال ۹۹، فاصله ۳۰۰ درصدی دارد که نشان‌دهنده نگاه غیرواقع‌بینانه به درآمدهای نفتی و وابستگی ۴۰ درصدی به فروش نفت است. این میزان وابستگی بودجه به نفت می‌تواند سیگنال ضعف کشور را در عرصه بین‌المللی مخابره کند و به معنای وابستگی ایران به انجام مذاکره به عنوان راهی برای درآمدزایی تعبیر شود. چنین رویکردی در شرایطی که همه از ضرورت قطع وابستگی به نفت و خام‌فروشی سخن می‌گویند، با الزامات اقتصاد مقاومتی و قطع وابستگی به خارج همخوانی ندارد

محمدرضا سبزعلیپور اقتصاددان و رییس مرکز تجارت جهانی ایران نیز در گفت‌وگو با «رسالت» گفته است: «بودجه ۱۴۰۰ مغایر با چشم‌انداز اقتصاد مقاومتی است. با توجه به اعداد و ارقام در بودجه متاسفانه وابستگی شدیدی به فروش نفت برای سال آینده در نظر گرفته شده، بدون آنکه مشخص شود نفت به چه شکلی به فروش می‌رسد و چه دورنمایی برای آن در نظر گرفته شده است. بودجه ۱۴۰۰ با امید به آمدن بایدن و برداشته شدن تحریم‌ها تنظیم ‌شده است

گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم ۲۲ آذر با تیتر «فانتزی فروش ۳/۲ میلیون بشکه نفت و تکرار یک غلط بزرگ در سیاست ‌خارجی» بدون تعارف و ترس می‌نویسد: آقای روحانی! بودجه را برای بایدن بستی یا برای مردم ایران؟

حالا با توجه به همه این گزاره‌ها چرا در بودجه ۱۴۰۰ بر فروش دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه‌ نفت تاکید شده و چرا رییس‌جمهور در مقام دفاع از آن سخن می‌گوید؟ آیا آقای روحانی فراموش کرده‌ که یک بار حرف از «خزانه خالی» زد و همان مساله باعث تشدید فشارها و از دست دادن امتیازها در میز مذاکرات شد؟روحانی می‌گوید «فروش این میزان نفت «در یک شرایطی» شدنی است!» کدام شرایط؟‌ آمدن بایدن و امیدواری به دولت آتی آمریکا؟ آیا نفتی شدن بودجه ۱۴۰۰ و تاکید و اصرار دولت بر میزان فروش دو میلیون و ۳۰۰ هزار بشکه نفت جز اصرار برای مذاکره با آمریکاست؟ «آیا نتیجه این کار مشابه به‌کارگیری عبارت خزانه خالی توسط رییس‌جمهور در سال‌های پیش از برجام نیست؟ آیا این به معنای بالا بردن دست‌ها به نشانه تسلیم در برابر تیم جدید کاخ سفید نخواهد بود؟چه شده که دولت به این نتیجه رسیده است که سال آینده فروش نفت یک‌باره به بیش از دو میلیون بشکه خواهد رسید تا این میزان فروش نفت- آن هم با قیمت ۴۰ دلار به‌ازای هر بشکه- بتواند بیش از ۲۰ میلیارد دلار برای کشور ارزآوری داشته باشد؟ حال آنکه دولت نتوانست حتی بودجه سال گذشته خود را هم محقق کند. آنچه در بودجه۱۴۰۰ آمده، همان‌طور که روحانی هم در سخنان اخیرش به آن اشاره کرد، یک پیام برای خارج از کشور دارد و آن شاید این باشد که به طرف مقابل صراحتا بگوییم تحقق بودجه ما در گرو فروش نفتی است که آنها به راحتی می‌توانند آن را تحریم کنند و بنابراین بهترین اهرم فشار را این بار با دست خودمان در اختیار دولت‌ آینده آمریکا قرار می‌دهیم

معمای روحانی

در انتهای این گزارش باید در کوتاه‌ترین عبارات یادآور شویم حسن روحانی در سپهر سیاست ایران یک معماست. او سال‌های طولانی با راستگرایان ایران یا همین اصولگرایان امروز همزیستی مسالمت‌آمیز داشت اما امروز از نظر طیف‌های جوان و تند این جناح یک غرب‌گرا به حساب می‌آید که می‌خواهد با استفاده از روزگار نامساعد اقتصاد ایران راه سنجاق شدن کشور به غرب و آمریکا را از مسیر بودجه ۱۴۰۰ هموار کند. از نظر آنها حسن روحانی یک عنصر مرموز است. از سوی دیگر اما طبقه متوسط ایران و نیز اصلاح‌طلبان دهه ۱۳۷۰ به او ایمان ندارند و او را دارای ذات اصلاح‌طلبی نمی‌دانند اما از آخرین تیری که او می‌خواهد پرتاب کند راضی هستند.

روزنامه جهان صنعت

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک