حقیقت جهان و حقیقت نظام سیاسی ایران
حقیقت نظام سیاسی ایران چیست ؟ این نظام دارای قانون اساسی است که تصریح می کند هراقدام و تصمیم و قانونگذاری باید در چارچوب اسلام و شرع صورت پذیرد واین اتفاق در 42 سال سپری شده اتفاق افتاده است. در این حقیقت موجود ، نهاد دولت بر اساس قانون اساسی و یادگار برجا مانده ازاندیشه و بن مایه کارنامه قبل از انقلاب اسلامی اختیارات گسترده در اقتصاددارد. اما همین نهاد با وجود برتری بدون چون وچرا بر خانواده ها و بنگاهها درمیان نهادهای اداره کننده جامعه نقش اول را ندارد و مجلس ، شورای نگهبان و به تازگی نیز با تفسیر گسترده از اختیارات مجمع تشخیص مصلحت نظام را بالای سر خود می بیند. علاوه بر این برخی نهادها مثل شورای امنیت ملی نیز بر پله بالاتری نسبت به دولت ایستاده است. یک حقیقت غیر قابل انکار در نظام سیاسی ایران نیز این است که غرب ستیزی و به ویژه ستیز با آمریکا در این نظام نهادینه شده است. در برابر حقیقت ایران ، اما جهانی نیز وجود دارد که نمی توان آن را ندید. در این حقیقت موجود یک قدرت بزرگ سیاسی و اقتصادی به نام غرب وجود دارد که روی هم قدرت اول جهان به حساب می ایند. بخش اصلی قدرت غرب اما درواقعیت به آمریکا اختصاص دارد که به تنهایی سهم بزرگی در تولید ناخالص داخلی جهان را دارد. به رغم تلاش های مسکو و پکن به مثابه قدرتهای اصلی ضد غرب و نیز کشورهایی مثل ایران و کره شمالی و برخی دیگر از کشورهای ضد غرب و ضد آمریکا اما در 2021 این کشور با فاصله قابل اعتنا در حال حاضر بر سرنوشت و سرشت تحولات اقتصادی و سیاسی در دنیا بیشترین اثر گذاری را دارد. این حقیقت جهان تاروزی که نابود نشود با حقیقت ایران سازگاری ندارد و به همین دلیل است که این دوحقیقت درنقاط متفاوتی باهم برخورد غیر دوستانه دارند . از آنجایی که حقیقت جهان توانسته است واقعیت های دنیای امروز را بر اساس آنچه می خواهد شکل دهد ونیز با توجه به فرمان پذیری وهمراهی کشورهای گوناگون با این حقیقت ، ایران با دردسر روبه رو می شود. یکی از دردسرهای تضاد حقیقت ایران و حقیقت جهان در حال حاضر را می توان محدود شدن فضای تجارت خارجی ایران است که به ویژه بر تجرات نفت ایران که درآمد بزرگی نصیب دولت می کرد را تنگ و تاریک کرده است.
اما نظام سیاسی ایران نمی خواهد حقیت جهان را قبول کند و رهبران ایران باوردارند و می گویند می توان از کنار این موضوع عبور کرد. اما به نظر می رسد و تجربه سالهای اخیر ونیز رخدادهای پرشمار نشان می دهد ایران به نقطه ای رسیده است که باید بین حقیقت جهان امروز وحقیقت نظام سیاسی خود ونیز واقعیتهایی که وجوددارند یکی را برگزیند . شاید قبول این حقیقت سخت باشد وایران به لحاظ حیثیت سیاسی نخواهد مفاد ومحتوای دتیای موجود را را قبول کند اما باید بتواند بدیلی برای عبور از تجارت محدود شده پیداکند. یک راه این است که ایران تجارت خارجی عادی را کنار بگذارد و کجدار ومریز رفتار کند تا ببیند چه می شود و آیا بدیلی برای عبور از این شرایط پدیدار می شود. دراین صورت خطر حذف تدریجی از تجارت مشهود و مراعات شده جهانی را باید قبول کند. فعالان اقتصادی ایران و بازرگانان به این نتیجه رسیده اند ایران به دلیل عدم پذیرش حقیقت جهان درحال حذف تدریجی از اقتصاد عادی جهان است. این اتفاق به معنای این است که هزینه های سربار و راههای پیچیده برای دورزدن توانایی بازرگانی خارجی را تهادینه کرده و این نیز در جایی به انتها می رسد سناریوی دیگر اسین است که نهادهای اداره کننده کشور حقیقت جهان را بپذیرند و با استفاده از گریز گاههای قانونی وعرفی در یک دوره معین تجارت خارجی خود را چنان سامان دهند که بتوانند با تجارت مشهود فعالیت های دیگر اقتصادی را سرپا نگهدارند.