کد خبر 540121
۱۴۰۰/۰۱/۰۸ ۰۹:۲۳

گره روزگار سخت ایران را کدام گروه باز می کنند

ساعت 24 - شوربختانه باید گفت و نوشت ایران ارجمند روزگار سختی را بردوش می کشد و بدبختی این است که روزهای در پیش رو و چشم انداز کوتاه مدت نیز روزهای سختی اند. بدترین کاری که هر ایرانی داری مقام ومنصب و مسئولیت می تواند دراین روزهای پر اشوب می تواند به آن دست بزند این است که روزگار سخت را به روزهای سخت تر گره بزند.
گره روزگار سخت ایران  را کدام گروه باز می کنند
dir="RTL" style="text-align:right">مقامها و مدیران متاسفانه پرشمار ایرانی که در هزاران نهاد ریز و درشت حکومتی و دولتی سرنخ ها را در دست دارند باگوشهایی گرفته و چشم های بسته هشدارهای کارشناسان ، نخبگان دانش اقتصاد ،جامعه شناسان و فن سالاران در صنعت ، درمعدن ، و بازار پول و سرمایه و بازار ارز را کنار گذاشته و اداره جامعه را بر روال پیشین و سازگار با جاه وجلال خویش ادامه دادند. اگر چنین نمی شد و سخن و درد و گلایه های کارشناسان شنیده می شد و برهمان روال کارشناسی رفتار می شد امروز شاهد روزگار آشفته نبودیم. اگردست از درشت گویی برداشته و با چشمهای باز به درون و میان بازارها و فعالیتها راه یابیم معنای شوربختی را به درستی و با اندوه می بینیم. کارگران اندوه زده ای که می بینند بازار خوابیده و دررکود فرورفته راه را برای بستن هزاران بنگاه کوچک و بزرگ هموارکرده و آنها را مثل برگ خزان به زمین می ریزند کاری از دستشان برنمی آید. دهان باز و چشمهای گود رفته هزاران هزار برزگر که چشمه ها و رودخانه های زندگی سازشان یکی پس از دیگری خشک شده و آبی برای مزرعه آنها ندارند از غصه سر به شورش برمی دارند. میلیونها حقوق بگیر ایرانی هر سال با حیرت و بهت و در کمال ناتوانی شاهدند که دلار چگونه سر به آسمان ساییده و ارزش داشته های آنها را فرسایش می دهد و هزاران هزار جوانی که روزها و روزها چشم به بازار کار کم بنیه ملی دوخته و از یافتن کار ناامید می شوند را نیز از بدبختی های این دوران می دانیم. هزاران مهندس ، مدیر مالی و کارگر بخش های گوناگون صنعت با ناراحتی و خشم شاهد بی اعتنایی نهادهای دولتی به خواسته های منطقی آنها هستند جز افسوس خوردن چه می کنند. این روزگار ی است که داریم و در بدترین شرایط قرارداریم. چه باید کرد؟ وقتی چنین پرسشی مطرح می شود بازهم متاسفانه همان کسانی که شرایط بدخیم امروز را برای اقتصاداین سرزمین پدیدار کرده اند درصف نخست ارایه راه حل می ایستند و همان نسخه هایی را که تاامروز به اقتصاد بیمار داده و حال اورا بدتر کرده اند را می پیچند و به کرسی می نشانند. به نظر می رسد حالا و در این روزهای سخت برای اینکه روزهای دشوارتر نداشته باشیم و به جای کورکردن گره ها آنها را به سوی بازشدن سوق دهیم باید راه دیگری برویم. این راه تازه کدام است ؟ کدام نیروی اجتماعی باید چراغ راه تازه را برافروزد و راه نشان دهد؟ واقعیت این است که این راه را باید نخبگان ایرانی که به هردلیل از این سرزمین رفته اند و با دنیای تازه آشناشده و نیک و بد هرراه تازه و کهنه را می شناسند به ایرانیان بردبار نشان دهند. جایگاه ویژه نخبگان در توسعه انسانی و توسعه پایدار گونه ای است که امروزه مسأله مهاجرت آنها به معضلی جهانی تبدیل شده است. این مشکل تنها مختص کشورهای درحال توسعه نیست و در عصر جهانی شدن بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز با آن دست به گریبان هستند. مهاجرت نخبگان فرصتها و تهدیدهایی برای امنیت اقتصادی کشور فراهم میکند.بررسی تعداد و سهم دانشجویان بین المللی حاضر در آمریکا از نقاط مختلف جهان در سال تحصیلی 2015 -2014 نشان می دهد چین 263750 دانشجو، دهند 102390 دانشجو، کره جنوبی 63346 دانشجوو عربستان سعودی (386،49 دانشجو) چهار کشور برتر آسیا هستند که سهم قابل توجهی از دانشجویان آمریکا را تشکیل میدهند، حتی اروپا سالیانه شمار زیادی از نخبگان خود را به نفع آمریکا از دست می دهد. بررسی این آمارها در نگاه نخست، ممکن است این پیام را برساندکه ایران در زمینه مهاجرت نخبگان در قیاس با بسیاری از کشورهای جهان، در رده ای پایینی قرار میگیرد و جای نگرانی زیادی در این زمینه وجود ندارد، اما باید توجه داشت شاید تعداد دانشجویان ایرانی حاضر در آمریکا در مقایسه با بسیاری از این کشورها کم باشد، اما شمار بیش از10هزار نفر دانشجو برای کشوری که مراودهای با آمریکا ندارد،نه تنها رقم کمی نیست، بلکه بسیار بالاست. در ضمن، مقایسه وضعیت ایران باهر دو طیف کشورهای درحال توسعه و توسعه یافته ممکن نیست،زیرا کشورهای درحال توسعه ای مانند چین، هند و ترکیه برخلاف ایران، روی بازگشت دانشجویان مهاجر به وطن سرمایه گذاری کردها ند ومی کنند.

این کشورها با فرستادن نیروهای متخصص به کشورهای پیشرفته، ضمن فراهم کردن بستر آموزش بهتر آنان، می کوشند با جذب دوباره این نیروها در راه توسعه و آبادانی کشور خود گام بردارند. از سوی دیگر، تبعات مهاجرت نخبگان برای کشوری مانند ایران قابل قیاس با کشورهای توسعه یافتهای مانند کانادا و آلمان نیست، زیرا اگر این کشورها نخبگانی را از دست بدهند، توانایی جذب نیروهای متخصص یا به اصطلاح مبادله نخبگان را دارند؛ در صورتی که کشورهایی مانند ایران، نه از توانایی حفظ نخبگان خود برخوردارند و نه امکان و توان جذب نخبگان و متخصصان دیگر کشورها را دارند. به این دلیل، مسأله مهاجرت نخبگان میتواند آسیبهای جبران ناپذیری به ایران وارد کند . " ایران نخبگان ونیروی انسانی ورزیده ای دارد که هرکدام در جایی از این کره خاکی دراداره ای دولتی یا بنگاهی خصوصی در مهندسی، درحمل و نقل ، دردانشگاهها و در مراکز پزشکی و هنری و...سرچشمه خدمات هستند . اگر میخواهیم روزگار سخت امروز به روزهای سختترو نفس گیر تر نرسد یک راه این است که خون تازه ای از مدیران ارزنده و نواندیش و میهن دوست را برای اداره جامعه فرا خوانیم . محمدصادق جنا ن صفت - نشریه ستبران

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک