کد خبر 564461
۱۴۰۰/۰۷/۱۱ ۰۸:۱۱

تحلیل‌ها و نظرات درباره رئیس جدید سازمان سینمایی

ساعت۲۴-همیشه رسم بر این بوده که با تغییر دولت‌ها و روی‌کارآمدن وزرای جدید، روسای سازمان سینمایی هم تغییر می‌کنند. برخلاف کشورهای پیشرفته که مدیران نهادهای کلیدی فرهنگی- هنری مثل روسای موزه‌های بزرگ، نهادهای سینمایی و هنری به دور از تغییر دولت‌ها بنا بر تخصص خود همچنان به فعالیت هنری خود ادامه می‌دهند، در ایران از بزرگ‌ترین پست‌ها تا کوچک‌ترین سمت‌ها که بعضا حوزه خدماتی را در بر می‌گیرد، تغییر می‌کنند!
تحلیل‌ها و نظرات درباره رئیس جدید سازمان سینمایی
html>

شاید هم دلیل اصلی آن دولتی‌بودن فرهنگ و هنر است که امر مدیریت را چنین دستخوش تحولات کرده است... به‌هرجهت با استقرار حجت‌الاسلام رئیسی در نهاد ریاست‌جمهوری و حضور محمد اسماعیلی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، محمد خزاعی به‌عنوان رئیس سازمان سینمایی معرفی شد. در پی این انتصاب، تحلیل و نظر برخی از سینماگران را جویا شدیم که می‌خوانید:

به صنوف سینمایی سر بزنید!
سیدضیا هاشمی. تهیه‌کننده ‌و رئیس جامعه صنفی تهیه‌کنندگان سینما
در شرایط فعلی و با توجه به ناملایماتی که در حوزه سینما وجود دارد، باید اهالی این هنرصنعت ایشان را در اداره هرچه بهتر امور کمک کنند. پیوند و اتصالی که می‌تواند میان سینما و تلویزیون با حضور مدیر جدید سازمان صداوسیما آقای پیمان جبلی ایجاد شود، از مأموریت‌های مهم محمد خزاعی به‌شمار می‌آید که همکاری و پیوند این دو رسانه با توجه به سبقه محمد خزاعی و نرمش ایشان در این حوزه همچنین همراهی و مساعدت تهیه‌کنندگان قابل‌دسترس خواهد بود. با این مساعدت می‌توان بحران کرونا را بهتر و راحت‌تر پشت‌سر گذاشت. حضور آقای جبلی نشان از این دارد که ارتباط سینما و تلویزیون نسبت به گذشته بهتر و عمیق‌تر خواهد شد. چه در حوزه تولیدات مشترک و چه در همکاری‌ها میان این دو رسانه می‌توان افق روشنی را شاهد بود.
در رسیدن به این چشم‌انداز روشن، تهیه‌کنندگان به‌عنوان مسئولان و صاحبان آثار و کارگردانان به عنوان تولیدکنندگان می‌توانند کمک شایانی داشته باشند. بهتر است‌ محمد خزاعی در جهت روند رو به رشد سینما، شوراهای دست‌وپاگیر را حذف کرده و برای کم‌کردن جشنواره‌ها و اعتباربخشی به جشنواره ملی تلاش کند و تحت تأثیر افراد و توصیه‌های ذی‌نفعان قرار نگیرد. خزاعی تلاش برای کوچک و چابک‌سازی معاونت سینمایی را در اولویت قرار دهد، برگزاری تعدد جشنواره‌ها هیچ کمکی به سینما نمی‌کند و تنها این معاونت را فربه‌تر می‌کند. دو یا سه جشنواره مؤثر می‌تواند در جهت رشد سینما موفق باشد. جشنواره‌هایی که می‌تواند در بخش خصوصی برگزار شود، بهتر است واسپاری شود. دولت نباید در همه زمینه‌ها دخالت کند و جشنواره ملی و بین‌المللی را به یک جشنواره تبدیل کند. جداسازی این جشنواره‌ها نه‌تنها اعتباری برای جشنواره کسب نمی‌کند بلکه هزینه گزافی را برای دولت ایجاد می‌کند. این افتخار ملی را دوپاره کردند که اعتباری هم کسب نشد. جشنواره‌های مرتبط می‌تواند در بخش‌های جنبی جشنواره فیلم فجر قرار گیرد که پیش‌تر هم همین روند را شاهد بودیم. اگر قرار است جداگانه جشنواره برگزار شود، بخش خصوصی عهده‌دار برگزاری جشنواره باشد. استفاده از نخبگان در شوراهای وزارت ارشاد، همچنین استفاده از اعضای صنوف در جایگاه خود در شوراها از اهمیت خاصی برخوردار است. مردمی‌بودن تنها در شعار نیست؛ در عمل و رفتار است. ما هنوز بعد از مرحوم سیف‌الله داد معاون سینمایی نداشتیم که به صنوف سرکشی کند و از روند فعالیت آنها مطلع شود. به‌طور نمونه یک روز آقای داد از خیابان شهید کلانتری، محل اتحادیه تهیه‌کنندگان عبور می‌کرد، وقتی چراغ روشن طبقه چهارم را دید، زنگ زد و وارد جلسه شد. گفت جلسه را ادامه دهید، ایشان به‌عنوان مستمع در جلسه نشست و بعد در جلسه وارد بحث‌هایی شد.‌ من بشخصه به تمام معاونین سینمایی پیشنهاد دادم که به صنوف سر بزنند؛ به‌جز یک معاون هیچ‌یک به‌صورت سرزده به صنوف مراجعه نکردند. امروز که محمد خزاعی از دل سینما وارد این حوزه شده است، افرادی که متخصص در این حوزه نیستند، بی‌کسوتان و بی‌برنامه‌ها را از اطرافش دور کند تا بتواند در دوران فعالیت موفق عمل کند. آرزوی سلامت و توفیق برای ایشان دارم.

همچون گذشته!
فرهاد توحیدی. فیلم‌نامه‌نویس
به نظرم سیاست فرهنگی ما عین سیاست خارجی ماست. همان‌گونه که سیاست خارجی ما در وزارت امور خارجه تعیین نمی‌شود، سیاست فرهنگی ما هم در وزارت فرهنگ‌ و ارشاد اسلامی شکل نمی‌گیرد. یا حتی سیاست فرهنگی‌مان در صداوسیما، حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی و یا هرجای دیگری هم شکل نمی‌گیرد. در حقیقت سیاست‌های کلی فرهنگی به‌مثابه بسته‌هایی از پیش تعیین‌شده هستند که در جای دیگری تبیین می‌شوند. بنابراین آقای محمد خزاعی یا دوستان دیگر در قامت مدیران سینمایی مجری آن سیاست‌ها هستند و تنها سلیقه‌های شخصی متناسب با دوری یا نزدیکی از سیاست‌های کلی، ممکن است بیشتر در حوزه مدیریت سینمایی محل اعتنا باشند یا اینکه در حوزه چگونگی اجرای سیاست‌های کلی ممکن است تفاوت‌هایی دیده شود. پس شکل خاصی وجود ندارد که دوستان از خودشان ابداع کرده باشند که مأموریت‌شان مبتنی بر آسیب‌شناسی‌های موجود شکل گرفته باشد!

بلکه الگوی اولیه‌ای وجود دارد و دوستان مبتنی بر سلیقه شخصی خود آن را اجرائی می‌کنند. کما اینکه آقای خزاعی در جلسه معارفه‌شان اعلام کردند که دنبال‌کننده سیاست‌های گام دوم انقلاب هستند. بنابراین با ورود رئیس جدید سازمان سینمایی سیاست‌گذاری جدیدی اتفاق نیفتاده‌ بلکه ساختارها همچون گذشته هستند و فقط نوع مدیریت‌ها در شکل پیاده‌کردن سیاست‌های کلی می‌تواند در چارچوب سلایق شخصی افراد پیاده‌سازی و علنی شود.

به دادم برس رئیس!
جواد طوسی
«محمد خزایی» در یکی از بحرانی‌ترین و بی‌رونق‌ترین شرایط حاکم بر سینمای ایران تصدی «سازمان سینمایی» وزارت ارشاد را عهده‌دار شده است. اگر این اِعمال مدیریت با برنامه‌ریزی دقیق و روشن‌بینانه و جسارت در حوزه تصمیم‌گیری توأم نباشد، دیری نخواهد گذشت که تصویری منفی و دافعه‌آمیز از این فرد کم‌وبیش موفق در مسئولیت‌های محوله قبلی نزد اهالی سینما شکل خواهد گرفت. سوابق فرهنگی خزایی (دبیری چند دوره از «جشنواره فیلم مقاومت» و دوره‌ای از جشنواره فیلم فجر و تهیه فیلم‌هایی مانند «جعبه موسیقی» فرزاد موتمن، «قلاده‌های طلا» ابوالقاسم طالبی، «پشت پرده مه» و «امپراطور جهنم» پرویز شیخ‌طادی، «پشت دیوار سکوت» مسعود جعفری‌جوزانی و «به وقت شام» ابراهیم حاتمی‌کیا) بیانگر دیدگاه و سلیقه و مبانی اعتقادی اوست. اما یک ویژگی قابل دفاعش را در همان دوره‌ای که جزء اعضای هیئت انتخاب «جشنواره فیلم فجر» بودم، می‌توانم شهادت دهم: انضباط کاری و دخالت‌نکردن در تصمیم‌ها و نقطه‌نظرهای هیئت و آزادی عمل قائل‌شدن برای آنها. از طرفی شناخت محمد خزاعی از محیط سینمای ایران و مسائل و مشکلاتش و سلایق و میزان توانمندی مجموعه افرادش و انعطاف‌پذیری او در تعاملات فرهنگی و هنری، می‌تواند جبران‌کننده نگاه تند و بدبینانه و پرسوءظن وزیر محترم ارشاد در بدو ورودش به این حوزه وزارتی باشد. در واقعیت امر، براساس خصوصیات فردی و شخصیتی خزایی می‌توان خوش‌بین بود که در این شرایط ورشکستگی سینما به‌دنبال تداوم و تشدید هرازگاه ویروس کرونا و تعطیلی پیاپی سینماها و ریزش چشمگیر مخاطبان و روی‌آوردن تعداد قابل‌توجهی از عوامل مختلف سینما به تولیدات شبکه سینمای خانگی با نگاهی متعادل و تفاهم‌آمیز کنار بیاید و اصول‌گرایی و مفاهیم ارزشی و ملّی و ایدئولوژیک را به شیوه‌ای دافعه‌آمیز و جزم‌اندیشانه در حوزه استحفاظی خود تعریف و اجرائی نکند. با این افق دید، انتظار می‌رود که در چرخه مدیریت و سیاست‌گذاری سازمان سینمایی این اولویت‌بندی‌ها صورت گیرد: ۱_ احیای سینما با نگاهی عقلانی و واقع‌بینانه و جذب حداکثری مخاطب با تمهیدات مناسب و هوشمندانه‌ ۲_ توجه به جذابیت و تنوع و وجود کیفی و قابلیت‌های حرفه‌ای در تولیدات سینمایی و تعریف درستِ بازگشت سرمایه با بهادادن بیشتر به یک سینمای کم‌هزینه تا رسیدن به وضعیتی طبیعی و تثبیت‌شده‌ ۳_ بیرون‌آوردن «بخش خصوصی» از رکود و تلاش مُجدّانه برای هویت‌مندی آن در کوتاه‌ترین زمان ممکن‌ ۴ _جهت‌دهی درست مخاطب با نگاهی جامعه‌شناسانه و منطبق با واقعیات عینی این دوران و برنامه‌ریزی سنجیده در جهت ارتقای سلیقه و درک بصری او ۵_ ایجاد رقابت سالم و سازنده در میان نسل‌های مختلف فیلم‌ساز و بسترسازی مناسب برای تداوم حیات فرهنگی هنری فیلم‌سازان کهنه‌کار و خوش‌فکر و مستعد و صاحب‌سبک و کاربلد و بیرون‌آوردن آنها از انفعال و انزوا با ردیف بودجه مشخص و ارائه فیلم‌نامه‌های مناسب و وام‌گرفتن از ادبیات داستانی‌ ۶ _ توجه اساسی و خالی از هرگونه شعارگرایی به اجرای «عدالت» در عرصه‌های فرهنگی هنری، به‌گونه‌ای که سینما در سبد فرهنگی اقشار مطرح و آسیب‌پذیر جامعه که طی این سال‌ها توانِ مالی خود را از دست داده‌اند، جایِ دوباره داشته باشد. همچنین این نگرش و نظارت عادلانه از طریق «خانه سینما» درباره تقسیم کار اهالی سینما (به‌ویژه عوامل و صنوف ضعیف و کم‌درآمد) و نحوه حضور قاعده‌مندشان در تولیدات سینمایی و شبکه خانگی، به شکلی صحیح صورت گیرد ۷ _ بازنگری عمیق در سیاست و خط‌مشی و اصول و مبانی کاربردی «بنیاد فارابی» و ایجاد مدیریت کارآمد و حذف مناسبات بوروکراتیک در این مجموعه‌ها به شکلی که سینما بتواند نسبتی درست با جامعه معاصر و طبقه‌بندی آن داشته باشد و درعین‌حال وجوه تجربی و قابلیت‌های حرفه‌ای در امتداد هم در چرخه تولیدات سالانه بازتعریف شوند و مابازای عینی و موقعیت نمایشی پیدا کنند و در یک مخاطب‌شناسیِ همگون با قالب زبانی و اجرائی خود قرار بگیرند ۸_ توجه همه‌جانبه به مقوله تاریخ سینما و منابع آرشیوی با ایجاد تحول در بافت سازمانی و حوزه مدیریتی و سیاست‌گذاری «موزه سینما» و «فیلمخانه» وزارت ارشاد ۹_ مذاکره و همفکری پیوسته با «حوزه هنری» و «سازمان صداوسیما» برای تشخص هرچه بیشتر سینما و رسیدن به جایگاه واقعی و تثبیت‌شده‌اش و رسیدن به این درک روشن‌بینانه که حرفه‌ای‌بودن، منافاتی با فرهنگ‌سازشدن ندارد. می‌توان برای اجرائی‌شدن این موارد پیشنهادی از نیروهای مجرب و دلسوز و شناخته‌شده جامعه سینمایی استفاده کرد و به مفهومی متفاوت از «اصولگرایی» در مناسبات فرهنگی رسید. می‌توان هم به ریش ما و این حرف‌ها خندید و این فرصت تاریخی را به دوری باطل و حضوری باری به هرجهت تبدیل کرد، تا یار که را خواهد و میلش به که باشد.

سیطره عقلانیت
علیرضا رئیسیان. کارگردان و تهیه‌کننده سینما
با توجه به تجربیات گذشته این نسخه را دریافته‌ام، شکل مدیریت در دستگاه‌های اجرائی و به‌ویژه در زمینه‌های فرهنگی همچون صفحه گرامافون می‌ماند که سوزن آن را از اول می‌گذارند و تا آخر همین‌طور یکنواخت می‌چرخد و هربار این حرکت تکرار می‌شود و این تکرار مکررات به شکل بیهوده‌ای بر فرهنگ و به‌خصوص در دو، سه دهه اخیر در سینمای ایران سایه افکنده است!

و باید گفت که متأسفانه تا امروز چشم‌انداز متفاوتی ارائه نشده و حتی زمینه‌های تغییرش هم تا الان دیده نشده! که به نظرم چاره‌ای ندارد جز اینکه باید کلا صفحه را عوض کنند تا یک صفحه جدید جایگزین آن شود؛ حتی اگر چنین کاری هم طول بکشد و زمان‌بر باشد اما به دلیل کیفیت‌بخشی آن قابل دفاع است. چون در فضای فرهنگی - هنری کیفیت بر کمیت ارجحیت دارد.
اما متأسفانه به قدری ساختار سازمان سینمایی و در سطح وسیع‌تر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی عقب‌مانده و ناکارآمد است که عملا جلوی بهبود هر مشکلی را می‌گیرد! با این نگاه طبعا آقای خزاعی در این گردبادی که حاصل انفعال عملکرد گذشتگان است قرار گرفته‌اند، نمی‌توان از ایشان انتظار و توقع خاصی داشت. چون ساختار خودش را به مدیر تحمیل می‌کند و طبعا با تجربیاتی که در این سال‌ها کسب کرده‌ام، می‌دانم به‌راحتی نمی‌توان مقابل این فضا ایستاد یا مقاومت کرد. با انبوهی از فیلم‌های در صف اکران، عدم موفقیت پلتفرم‌های نمایش فیلم، سیطره کرونا، بی‌کاری سینماگران، بداستقبالی مخاطبان، فروش پایین فیلم‌ها، دخالت دستگاه‌های خارج از وزارت ارشاد در امور سینما، نظارت پیشینی در حوزه سینما که در هیچ‌کدام از بخش‌ها و معاونت خود وزارت ارشاد وجود ندارد! و... چگونه می‌توان امید به بهبودی داشت؟! غلبه بر چنین فضایی نیاز به عقلانیت، پشتکار و پشتوانه قوی سیاسی دارد که البته من نشانه‌های آن را نمی‌بینم! بنابراین هرچند برای مدیران جدید سینما آرزوی موفقیت می‌کنم اما خیلی امیدوار نیستم!

قطع سرمایه‌های مشکوک در سینما
منصور لشکری‌قوچانی. تهیه‌کننده سینما
خوشبختانه آقای محمد خزاعی در کسوت رئیس جدید سازمان سینمایی، از اهالی خود سینما هستند و سال‌ها در این محیط کار کرده‌اند که به نظر می‌رسد اتفاق امیدوارکننده‌ای است. چون به‌هرصورت با فضای سینما آشنایی دارند و با جزئیات سینما بیگانه نیستند. اما از سویی دیگر، وظایف و مسئولیت خطیری را عهده‌دار خواهند بود و به نظر می‌رسد باید با مشکلات زیادی دست‌وپنجه نرم کنند. چون متأسفانه در این سال‌ها یکی از مشکلات بزرگ سینمای ایران ورود پول‌های مشکوک‌ و سرمایه‌های بادآورده است که کلیت سینمای ایران را تحت تأثیر قرار داده‌اند و باعث شده بسیاری از سینماگران خوب خانه‌نشین شوند و دیگر نتوانند کار کنند. چون آنها با اعتقاد قلبی در سینمای سالم کار می‌کنند. اما متأسفانه در حقیقت از این طریق مشکوک‌ دارند از سینماگران سوءاستفاده می‌کنند! این پول‌های مشکوک از مراکز قدرت و ثروت نامعلوم تزریق شده و مسیر سینما را به ناکجاآباد برده‌اند! و نکته مهم این است که صاحبان این نوع سرمایه‌ها هیچ ارادت و علاقه‌ای به سینما ندارند و واقعا هم دقیقا معلوم نیست که هدفشان چیست! البته برخی از سینماگران هم در این مسیر افتاده و آلوده به این نوع پول‌های کثیف شده‌اند! که درآوردنشان از این چاه سخت شده! و در این وضعیت بحرانی، سینمایی که می‌تواند منشأ تأثیرگذاری مثبت بر فرهنگ و جامعه شود، مستمسک افراد جاه‌طلب و بی‌ریشه‌ای شده که دارند ریشه هنر را می‌زنند! در همه‌جای دنیا پول‌های بی‌ریشه و به اصطلاح حرام هیچ‌وقت منشأ اثر نبوده و نیستند و معمولا دولت‌ها علیه این نوع سیستم اقدام اساسی می‌کنند. در این فضا مسئولیت رئیس سازمان سینمایی خیلی خطیر است. چون باید این فضا را مدیریت و دست سوءاستفاده گران را کوتاه کند. هرچند کار بسیار سختی است. اما به نظر می‌رسد جز مبارزه با این افراد و این نوع خط فکری راه چاره دیگری وجود ندارد! مخصوصا این مشکل بعد از شیوع کرونا بیشتر شده و مثلا سالی از میان 80-9۰ فیلمی که تولید می‌شود، فقط چند فیلم باارزش و به‌اصطلاح در پروسه کارآمد و حلال ساخته شدند که قابل دیدن هستند و اصلا می‌توان نام «فیلم» را بر آنها نهاد. به‌هرصورت برای رفع این معضل باید هرچه سریع‌تر اقدام اساسی کرد، چون عملا سینمای ایران به ورطه ورشکستگی افتاده و دیگر نمی‌توان به آن عنوان «سینما» نهاد! به همین دلیل شخصا از رئیس سازمان سینمایی می‌خواهم که به این فضا ورود کنند و دست اخلالگران ‌و بی‌ریشه‌ها را قطع کند.

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک