دست کم حرف نزنید تا آتش به جان مردم نیفتد
زیباست بدانیم آنچنانکه از سرودههای ریگودا برمیآید، «واج» یا «سخن درست» در میان دینمردان (رهبران) ایران باستان از جایگاه و اهمیت رفیع و والایی برخوردار بوده است. به گواهی این سرودهها، تنها قصد دینمردان برای دسترسی به قوانین و مقررات ازلی و ابدی میترا- ورونه کافی نبوده است، بلکه واج (سخن درست) بنابر قصد و صلاحدید خدایان به دینمردان سپرده میشود. پس از آن، دین مرد با راهبری واج به مقام دانایی میرسد، تا بتواند قبیله را رهبری کند. و زیباتر است بدانیم، هرگاه رقابت یا نبردی میان «شاهدینمردان» قبایل آریایی به وجود میآمد، آنها همدیگر را به اینکه توانایی خوبی در «دیدن» و دریافت قوانین و مقررات میترا-ورونه ندارند، و آنچه تحت عنوان «واج» و سخن خدایان دیدهاند، تنها پندار آنها بوده، متهم میکردهاند. به عنوان نمونه، در بندهای 7 و 8 از سروده 71 کتاب دهم در مورد نابرابری سرعت روحی دینمردان در اوجگرفتنشان برای مکاشفه و دریافت کلام خدایان آمده: «آنها نابرابرند در سرعت روحشان... اگرچه چشمها و گوشهای آنها یکسان است. بعضی شبیه کوزههایی هستند که تا شانه یا دهان میرسند. برخی دیگر شبیه حوضهای آب که در آن تن را میشویند؛ وقتی دینمردان و مراسم قربانی، یک ضربه فکری ناگهانی در قلبشان حضور مییابد، برخی (دینمردان) برخی دیگر را جای میگذارند و آنها که جا ماندهاند و ادعای دینمردی دارند در حقیقت در آنچه دیدهاند سرگردان هستند.» امروز، دینمردان سیاسی ما، بیش از هر چیز نیازمند گوهر «واج» هستند. اما باید بدانند «سخن درست» زمانی موثر و کارآمد است که با «درست سخنگفت» همراه باشد. زیرا، این لزوما محتوای درست یک سخن نیست که آن را در ژرفای باور آدمیان مینشاند، بلکه این چگونگی بیان آن سخن درست است که درستی آن را بر دلها و جانها جاری میسازد. افزون بر این، آنان نباید بر این تصور دروغین شوند که آنچه میگویند «درست» است و هدیتی از سوی خدایان، بلکه باید درستبودگی هر سخن سیاسی خود را به محک آراء مستقیم و غیرمستقیم جامعه مردمان، از یکطرف، و نتایج و بازخوردهای آن، از طرف دیگر، بگذارند. تا زمانی که روایت ایندو «درست» (سخن درست و درست سخنگفتن) در ساحت سیاسی امروز جامعه ما، راست نیاید انتظار «سیاستِ درست و راست»، سخت بیهوده است. در شرایط کنونی، که جامعه در التهاب است و سیاست همچون باغ بیبرگی و شط علیل (به بیان اخوان ثالث)، سخن نادرست و نادرست سخنگفتن، هر لحظه همچون اخگری سوزان روح و روان و احساس جامعه را درمینوردد و بر دامان خشم و نفرت و خشونت میافزاید. شاید در این شرایط، صلاح ملک و مملکت در آن باشد که بانیان وضع موجود، حداقل زبان در کام گیرند تا بوی نای زبان کپکزده و آفتزده آنان بیش از این بر عمق جان مردمان آتش نیفکند.