محسن رناني هشدار داد
بحران آب برای ایران مهم تر از جنگ یمن
ساعت24-دکتر محسن رنانی ، اقتصاددان ایرانی، برخلاف همتایان خود که در بحث درباره اقتصاد کلان را بر هر چیزی ترجیح می دهند علاقمند است درباره پدیده هایی در حوزه اقتصاد سیاسی و اقتصاد اجتماعی نیز پژوهش کرده و نتیجه پژوهش هایش را ارایه دهد. وی که خود را اقتصاددان نهادگرا می داند با اقبال اقشار گوناگون دانشگاهی و حتی فعالان صنعت بخش خصوصی مواجه شده است.او روز گذشته در خانه اندیشمندان علوم انسانی حاضر شد تا سخنران یکی دیگر از نشست های «آب ، فرهنگ، جامعه» باشد.
اين اقتصاددان ايراني در اين سخنراني تصريح كرد: «بپذيريم بحران آب در ايران از جنگ يمن خيلي مهمتر است . مسوولان ايران بايد بدانند اگر يك پديده وجود دارد ه به ايران ضربه مي زند آن پديده «آب و مديريت منابع آب ايران» است. بايد متوجه باشيم كه ايران در بحران آب غوطه ور شده و گفت گو در اين عرصه جدي تر از پيش بايد دنبال شود.»
وي ادامه داد: من در ميان دانشآموختگان اقتصاد جزو نهادگرايان محسوب ميشوم، يعني معتقدم اقتصاد را فقط با پول نميشود مديريت كرد؛ اما در اين مورد خاص يعني بحران آب با عنوان كلي كه براي اين سلسله نشستها انتخاب شده يعني «آب، فرهنگ، جامعه» مشكل دارم. اين عنوان نوعي نعل وارونه است چراكه مردم، جامعه و فرهنگ را متهم ميكند؛ مردمي كه خودشان قرباني سياستهاي غلط بودهاند و اكنون در ايجاد اين بحران سهم اندكي دارند را در معرض اتهام قرار دادهايم. ما از مردم ميخواهيم فرهنگ و الگوي مصرف خود را اصلاح كنند درحالي كه اگر هم الگوي مصرف در جايي اشتباه است حكمرانان آن را خراب كردهاند.
به گفته رناني، مردم ما ۳هزار سال بلد بودند با كمآبي كنار بيايند و نوعي تعادل پايدار برقرار كنند. درحال حاضر متوسط بارشها كاهش محسوسي پيدا نكرده يعني آسمان به ما جفا نكرده، امروز كساني در فرهنگ آب مدعي ناكارآمدي فرهنگ مردم شدهاند كه خودشان مسوول اين بحران هستند. در وضعيت فعلي ما بيماري داريم كه خونريزي شديدي دارد و بزودي به كما ميرود؛ ما نميتوانيم او را سرزنش كنيم بلكه بايد راهي پيدا كنيم. اكنون در شرايطي هستيم كه جنگ آب نهايتا تا ۵سال آينده آغاز ميشود و در چنين موقعيتي سخن از اصلاح فرهنگ درست نيست. ايران نبايد با آتش آب بازي كند و اين يك مساله بسيار جدي براي آينده است. سياستهاي غلط، ما را به اينجا رسانده و اين متهم اصلي است كه اكنون بايد اصلاح شود.
اين اقتصاددان توضيح داد: در سطوحي كه ويليامسون طراحي و مولفهها و سطوح تغييرات اجتماعي را معرفي كرده است ابتدا سطح بنيادي مطرح ميشود كه سنتها و هنجارها در آن قرار دارند و تحول در اين سطح حداقل نياز به گذران چند نسل دارد. اما در سطوح بعدي كه حكمراني و تخصيص منابع است يعني شيوههاي اقدام و نحوه بازي قانوني كه از پيش نوشته شده، خيلي سريعتر قابل اصلاح است. ما نميتوانيم به سطح ابتدايي و زيرين برويم چراكه با اين دو سطح تخريب كردهايم و بايد اصلاح را با اين دو سطح آغاز كنيم.
وي افزود: سياستگذاران بايد اشتباهات خود را بپذيرند و مسووليت آن را به گردن بگيرند و در راستاي اصلاح آن كوشش كنند. ما اسير نوعي پوپوليسم افراطي شدهايم؛ همانطور كه نفت را خرج كرديم تا مردم را خوشحال كنيم، حالا هم داريم آب را خرج ميكنيم تا مردم براي ما دست بزنند. نبايد با سرنوشت نسلها بازي كنيم. اكنون داستان، داستان پيدا كردن مقصر و محاكمه كردن نيست بلكه داستان «هشدار» است. هر چند كه فرهنگ و آموزش سنگ بناي توسعه هستند اما اكنون مساله ما توسعه نيست بلكه مساله ما جلوگيري از بحران است.
وي ادامه داد: من در ميان دانشآموختگان اقتصاد جزو نهادگرايان محسوب ميشوم، يعني معتقدم اقتصاد را فقط با پول نميشود مديريت كرد؛ اما در اين مورد خاص يعني بحران آب با عنوان كلي كه براي اين سلسله نشستها انتخاب شده يعني «آب، فرهنگ، جامعه» مشكل دارم. اين عنوان نوعي نعل وارونه است چراكه مردم، جامعه و فرهنگ را متهم ميكند؛ مردمي كه خودشان قرباني سياستهاي غلط بودهاند و اكنون در ايجاد اين بحران سهم اندكي دارند را در معرض اتهام قرار دادهايم. ما از مردم ميخواهيم فرهنگ و الگوي مصرف خود را اصلاح كنند درحالي كه اگر هم الگوي مصرف در جايي اشتباه است حكمرانان آن را خراب كردهاند.
به گفته رناني، مردم ما ۳هزار سال بلد بودند با كمآبي كنار بيايند و نوعي تعادل پايدار برقرار كنند. درحال حاضر متوسط بارشها كاهش محسوسي پيدا نكرده يعني آسمان به ما جفا نكرده، امروز كساني در فرهنگ آب مدعي ناكارآمدي فرهنگ مردم شدهاند كه خودشان مسوول اين بحران هستند. در وضعيت فعلي ما بيماري داريم كه خونريزي شديدي دارد و بزودي به كما ميرود؛ ما نميتوانيم او را سرزنش كنيم بلكه بايد راهي پيدا كنيم. اكنون در شرايطي هستيم كه جنگ آب نهايتا تا ۵سال آينده آغاز ميشود و در چنين موقعيتي سخن از اصلاح فرهنگ درست نيست. ايران نبايد با آتش آب بازي كند و اين يك مساله بسيار جدي براي آينده است. سياستهاي غلط، ما را به اينجا رسانده و اين متهم اصلي است كه اكنون بايد اصلاح شود.
اين اقتصاددان توضيح داد: در سطوحي كه ويليامسون طراحي و مولفهها و سطوح تغييرات اجتماعي را معرفي كرده است ابتدا سطح بنيادي مطرح ميشود كه سنتها و هنجارها در آن قرار دارند و تحول در اين سطح حداقل نياز به گذران چند نسل دارد. اما در سطوح بعدي كه حكمراني و تخصيص منابع است يعني شيوههاي اقدام و نحوه بازي قانوني كه از پيش نوشته شده، خيلي سريعتر قابل اصلاح است. ما نميتوانيم به سطح ابتدايي و زيرين برويم چراكه با اين دو سطح تخريب كردهايم و بايد اصلاح را با اين دو سطح آغاز كنيم.
وي افزود: سياستگذاران بايد اشتباهات خود را بپذيرند و مسووليت آن را به گردن بگيرند و در راستاي اصلاح آن كوشش كنند. ما اسير نوعي پوپوليسم افراطي شدهايم؛ همانطور كه نفت را خرج كرديم تا مردم را خوشحال كنيم، حالا هم داريم آب را خرج ميكنيم تا مردم براي ما دست بزنند. نبايد با سرنوشت نسلها بازي كنيم. اكنون داستان، داستان پيدا كردن مقصر و محاكمه كردن نيست بلكه داستان «هشدار» است. هر چند كه فرهنگ و آموزش سنگ بناي توسعه هستند اما اكنون مساله ما توسعه نيست بلكه مساله ما جلوگيري از بحران است.