دکتر بهکیش :مردم مستاصل شده اند
ساعت 24-من فکر میکنم اقتصاددانها، شهروند این کشور هستند؛ به کشورشان و سرنوشتشان از یک طرف و به علمی که آموختهاند از طرف دیگر متعهدند. کار دیگری از دست آنها برنمیآید. من که آنجا ننشستهام و وزیر اقتصاد نیستم. حالا حتی اگر وزیر اقتصاد هم باشد، مانند آقای دکتر مدنیزاده که اقتصاددان خوبی است، آنجا فضایی است که نمیتواند حرکت کند و دیگر اقتصاددانبودن معنایی ندارد؛
اگر اکنون بخواهید تجارت را آزاد کنید، منافع تمام این زنجیره بزرگ خودروسازان به هم میخورد. این مثال روشن است. واردات اتومبیل چند سال است موضوع بحث در مجلس و ریاستجمهوری است و هنوز به نتیجه نرسیده. چرا نرسیده است؟ نمیخواهند به نتیجه برسد. بهانه هم این است که اگر تکان بخورید، کارگران من بیکار میشوند. آنان ابزاری دارند که فورا بر گلوی دولت میگذارند و میگویند خودرو در بازار کم میشود. سپس میگویند کارگران بیکار میشوند و مشکلات دیگر ایجاد میشود. دولت را میترسانند و عقب مینشانند.
بنابراین کشور در وضعیتی قرار میگیرد که اگر میخواهند یک حلقه از این زنجیر را اصلاح کنند، حلقه دیگر به منافع برخورد میکند و اجازه نمیدهد. درواقع اکنون دیگر منافع است که نمیگذارد اصلاحات صورت بگیرد. فرض کنید فردا آمریکا تحریمهای نفتی را بردارد و بگوید آزاد هستید نفت بفروشید؛ میدانید چه مصیبتی برای کشور ایجاد خواهد شد؟ کسانی را که اکنون درگیر فروش قاچاقی نفت هستند، چه کسی کنترل کند؟ آیا اصلا میتوان اینها را کنار گذاشت؟
بنابراین یک توان سیاسی لازم است که بتواند غلبه کند و تغییر دهد. نمیدانم این توان چگونه میتواند ایجاد شود؛ زیرا کشور در وضعیتی قرار گرفته است که غلبه بر عدهای افراد فاسد توان بسیار جدی میخواهد و کار آسانی نیست. اکنون به هر بستری در ایران نگاه کنید، حتی دانشگاهها و مدارس که محل علم هستند، در آنها هم فساد وجود دارد.از طرفی مردم هم مستأصل شدهاند و نمیدانند برای نجات به کجا چنگ بزنند؟
بنابراین کشور در وضعیتی قرار میگیرد که اگر میخواهند یک حلقه از این زنجیر را اصلاح کنند، حلقه دیگر به منافع برخورد میکند و اجازه نمیدهد. درواقع اکنون دیگر منافع است که نمیگذارد اصلاحات صورت بگیرد. فرض کنید فردا آمریکا تحریمهای نفتی را بردارد و بگوید آزاد هستید نفت بفروشید؛ میدانید چه مصیبتی برای کشور ایجاد خواهد شد؟ کسانی را که اکنون درگیر فروش قاچاقی نفت هستند، چه کسی کنترل کند؟ آیا اصلا میتوان اینها را کنار گذاشت؟
مصیبت به جایی رسیده است که به کسی که میخواهد دانِ مرغ وارد کشور کند، سهمیه نفت میدهند و میگویند نفت را خودت برو بفروش، پولش را بردار و دان مرغ وارد کن. فردی که کشاورز یا تاجر حوزه کشاورزی است، آیا تخصص فروش نفت ـآنهم کالایی به این میزان استراتژیک و تخصصیـ را دارد؟ چه میکند؟
میرود با یک قاچاقچی یا دو قاچاقچی تماس میگیرد و میگوید این ۵۰۰ هزار بشکه نفتی را که به من دادهاند، بیا بگیر. آن قاچاقچی هم به فرد دیگری میدهد و او هم به قاچاقچی دیگری. در نهایت نفتی که باید ۶۰ یا ۷۰ دلار فروخته شود، با قیمت ۳۰ دلار به دست این افراد میرسد. تازه پول هم کامل به دستش نمیرسد.
بنابراین یک توان سیاسی لازم است که بتواند غلبه کند و تغییر دهد. نمیدانم این توان چگونه میتواند ایجاد شود؛ زیرا کشور در وضعیتی قرار گرفته است که غلبه بر عدهای افراد فاسد توان بسیار جدی میخواهد و کار آسانی نیست. اکنون به هر بستری در ایران نگاه کنید، حتی دانشگاهها و مدارس که محل علم هستند، در آنها هم فساد وجود دارد.از طرفی مردم هم مستأصل شدهاند و نمیدانند برای نجات به کجا چنگ بزنند؟