نرخ ارز، افزایش منطقی یا جهش تخریبی
این در حالی است كه نرخ تورم در سالهای ۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ و ۱۳۹۳ به ترتیب ۴۰ درصد، ۳۵ درصد و ۱۵ درصد بوده است. یعنی اگر قرار بود نرخ تبدیل ریال به دلار امریكا در نزدیكی نرخ تورم حركت میكرد باید قيمت هر دلار امریكا امروز دستكم ۶ هزار تومان میشد. اما دولت ایران به دلایل گوناگون سایسی و حتی اقتصادی اجازه نداده است نرخ تبدیل ریال به دلار از نرخ تورم تبعیت كند و فنر این نرخ را با زور دست غیرفعال كرده است.
تردیدی نیست كه روزی زور دولت و دست دولت برای نگه داشتن فنر نرخ ارز كه هر روز زورش برای جهش بیشتر میشود كافی نخواهد بود و در آن روز همه بر پشت دست خود میكوبیم كه چرا نرخ ارز جهش كرده است. متاسفانه در ایران دولتها همواره حساسیت زیادی نسبت به تثبیت نرخ ارز نشان دادهاند و عملا هم منظور از تثبیت نرخ ارز، تثبیت نرخ برابری ریال در مقابل دلار بوده است. بنابراین فارغ از اینکه متغیرهای اقتصادی داخلی و خارجی در چه شرایطی هستند، عزم دولتها همواره بر آن بوده که به اتکای منابع ارزی عمدتا حاصل از صادرات نفت، نرخ برابری ریال در مقابل دلار را تثبیت کنند.
عوارض چنین سیاستی آن است که در شرایط کنونی که تقریبا تمام ارزهای جهانی در مقابل دلار تضعیف شدهاند، اصرار بر تثبیت نرخ برابری ریال در مقابل دلار به معنای تقویت ریال در برابر عمده ارزهاست که این به معنای تضعیف رقابتپذیری تولیدات کشور در قیاس با تولیدات اکثر کشورها است. بهعنوان مثال، قیمت یورو در یکسال گذشته از ۴۲۳۰ تومان به ۴۰۳۰ تومان کاهش یافته است.
در طول یک سال گذشته، نرخ ارز بسیاری از کشورهای متکی بر صادرات کالاهای پایه که دارای رژیم شناور ارزی هستند، بهطور قابلتوجهی تضعیف شد. در این کشورها، تضعیف ارزش پول داخلی در مقابل ارزهای خارجی بهویژه دلار، کمک کرده که اثر منفی رابطه مبادله (terms of trade) روی تقاضا که در اثر افت شدید قیمت کالاهای پایه ایجاد شده تا حدودی خنثی شود.
بهعبارت دیگر با افت قیمت کالاهای پایه (مثلا نفت)، درآمدهای کشور کاهش مییابد و این بالطبع منجر به کاهش تقاضا در اقتصاد میشود. شناور بودن و انعطاف نرخ ارز این امکان را ایجاد میکند که در چنین شرایطی نرخ ارز بهطور اتوماتیک در جهت تضعیف پول داخلی تغییر کند. تضعیف پول داخلی سبب میشود صادرات افزایش یابد و از میزان واردات کاسته شود که در مجموع در جهت افزایش تقاضا برای تولیدات داخلی عمل میکند. این اتفاق کمک میکند که اثر کاهش درآمد ناشی از افت قیمت نفت بر تقاضا تا حدودی خنثی شود. در واقع، در یک نظام شناور و منعطف ارزی، نرخ ارز همانند یک بالشتک، مانع از ضربه شدید شوک افت قیمت نفت بر تولید داخلی میشود.
ایران برای دستیابی به رشد اقتصادی شتابان و پایدار در سالهای آینده نیاز به سرمایهگذاری خارجی و توسعه صادرات دارد. یکی از الزامات مهم در این زمینه، تدوین و اعلام یک سیاست ارزی شفاف، باثبات و مشوق صادرات است. عدم انعطاف در سیاست ارزی و تثبیت نرخ برابری ریال در مقابل دلار ضمن آنکه در درازمدت به کاهش رقابتپذیری تولید داخلی میانجامد و البته با انباشت ریسک، امکان بروز بحران ارزی را در سالهای آینده افزایش میدهد، در کوتاه مدت نیز اقتصاد کشور را در مقابل شوکهای جهانی شبیه آنچه در سال ۲۰۱۵ رخ داد، آسیبپذیر میکند.
به نظر میرسد كه سیاست ارزی ایران نباید فشار فوقالعاده برای تثبیت نرخ ارز فراهم كند و یادمان باشد كه این جهش سرانجام رخ میدهد.