تشکلهای کارفرمایی و اقتصاد سال ۱۳۹۵

حسین سلاحورزی، قائممقام دبیر شورای گفتوگوی دولت و بخش خصوصی:
تشكلها نقش زیادی در تحقق محورهای اقتصاد مقاومتی دارند
برای اقتصاد مقاومتی محورهای مختلفی تعریف شده است كه بخشی از این محورها مربوط به برنامههای دروننگر اقتصاد، بخش دیگری از این محورها مربوط به برونگرایی اقتصاد و همچنین برنامههایی مربوط به افزایش میزان بهرهوری است. حداقل اگر بخواهیم به این سه محور به شكل خلاصه اشاره كنیم تشكلها میتوانند نقش بسیار موثری در تحقق آنها داشته باشند.
در همین حال در حوزه برونگرایی اقتصاد و توسعه صادرات غیرنفتی، تشكلها میتوانند نقش بسیار ارزندهای را ایفا كنند و در شرایط پساتحریم موجب افزایش چشمگیر صادرات محصولات و خدمات شوند، به ویژه درباره صادرات محصولات و خدمات دانشبنیان كه تشكلهای متعددی در این زمینه داریم. در رابطه با محور درونگرایی اقتصاد هم موضوع افزایش راندمان تولید و افزایش توان تولید مطرح است كه تشكلها در این رابطه هم میتوانند به شكل تخصصی نقش ایفا كنند. همچنین درباره افزایش میزان بهرهوری، بهبود فضای كسب و كار و بحث مقرراتزدایی، تشكلها به عنوان بازوهای تخصصی میتوانند مسائل و مشكلات بنگاهها را احصا كنند و از این طریق با همراهی دولت و سایر قوا و با هدایت اتاق بازرگانی نقش قابل توجهی را در اقتصاد مقاومتی داشته باشد. در واقع اعتقاد من این است كه یكی از شروط تحقق اقتصاد مقاومتی حضور پررنگ و موثر تشكلها در اجرای این سیاستها است.

محمد مروج حسینی، دبیركل كانون عالی انجمنهای صنفی كارفرمایان:
تشكلها خواستار خروج از ركود شوند
تشكلها باید از دولت بخواهند تا ترتیبی را اتخاذ كنند كه از ركود وحشتناكی كه وجود دارد خارج شویم. متاسفانه این ركود شرایط را از سال ۹۴ هم بدتر كرده است و اتاقهای بازرگانی و تشكلهای صنفی میتوانند از دولت بخواهند كه در این شرایط فقط به پایین آوردن میزان تورم نپردازد زیرا اگر دولت فقط به این موضوع بپردازد، یك ركود مزمن به وجود میآید و این ركود مزمن ممكن است سالها طول بكشد. در حال حاضر وظیفه تشكلها آن است كه صراحتا از دولت بخواهند كه وضعیت را از حالت ركود بیرون بیاورند.
اما در شرایطی كه هنوز مسائل مربوط به نقل و انتقال پول حل نشده است و شرایط اقتصادی كه در حال حاضر در كشور به وجود آمده است، واحدهای تولیدی و صنعتی با ظرفیت بسیار پایین فعالیت میكنند. تشكلها در شرایطی كه دور یكدیگر جمع میشوند مسائل و مشكلات را با یكدیگر مطرح میكنند اما تشكلها باید تلاش كنند كه فشار را به دولت وارد كنند تا هر چه زودتر از حالت بلاتكلیفی خارج شوند. البته دولت هم تلاشهایی را انجام میدهد ولی به نظر میآید تا زمانی كه یك وفاق و یكدستی در كل قوای كشور نداشته باشیم، دچار فاجعه رشد میشویم. بنابراین یكی از وظایف اصلی تشكلها این است كه یك خواسته مشترك را مطرح كنند و حتی نمایندگان تشكلها در استانها تعاملات و رایزنیهایی را با منتخبان مجلس دهم داشته باشند تا پس از آغاز به كار مجلس مسائل و موضوعات را حل كنند.

حمیدرضا صالحی، دبیركل فدراسیون صادرات انرژی:
تشكلها در رابطه با اقتصاد مقاومتی بسترسازی كنند
اقتصاد مقاومتی كه بر آن تاكید زیادی میشود اقتصاد درون زای برون گرا است، به این معنا كه ما باید در داخل كشور به داشتههای خودمان و ظرفیتهای داخلی اهتمام ویژه بورزیم و بتوانیم از این ظرفیتها استفاده كنیم تا توان تولید در كشور رونق بگیرد. برای اینكه این اتفاقات رخ دهد، این تشكلها هستند كه اشراف كامل به این ظرفیتها دارند و تشكلها میتوانند بگویند كه در حال حاضر كدام بنگاهها فعال هستند، كدام بنگاهها نیاز به كمك دارند، كدام بنگاهها میتوانند ظرفیت خود را چند برابر كنند و كدام بنگاهها میتوانند در زمینه صادرات فعال باشند و این كار را به خوبی انجام دهند.
اما در ابتدا باید این موضوع آسیبشناسی شود كه آیا اصلا در اقتصاد مقاومتی میتوانیم اقتصاد درون زای برون گرا را تحقق بدهیم یا خیر؟ برای پاسخ به این سوال باید به این موضوع توجه كنیم كه تشكلها مسائل و مشكلات بنگاهها را میدانند و بر مسائل عمومی در حوزه زیرساختها، فضای كسب و كار و اقتصاد كلان كه باید بستری برای تولید رقابتی و اتكا به داشتههای خود برای صادرات باشد، اشراف دارند. در عین حال تشكلها هستند كه زیر چتر اتاق بازرگانی میتوانند مشكلات و معضلات مربوط به صادرات را شناسایی كنند و برای آنها راهحل ارایه دهند.
بنابراین نقش تشكلها در این مقطع میتواند یكی از اساسیترین نقشها باشد كه در رابطه با اقتصاد مقاومتی ظرفیت ما را بالا ببرند. در مجموع تشكلها میتوانند در رابطه با اقتصاد مقاومتی با ارایه راهكار بسترسازی كنند و در این زمینه حرف اول و آخر را بزنند.

فریدون فرقانی، رییس اتاق بازرگانی شیراز:
نقشآفرینی تشكلها در گروی فرهنگ تشكل گرایی است
بسیاری از تشكلها كه به موازات یكدیگر شكل میگیرند، هم كارهای موازی انجام میدهند و هم اینكه خودشان نمیدانند به چه منظوری دور هم جمع شدهاند. بنابراین در ابتدا باید در تشكلها یك جراحی شود و سامان پیدا كند و از تعداد آنها كاسته شود. دومین موضوع این است كه تشكلها باید فرهنگ تشكل گرایی را یاد بگیرند و همچنین باید این موضوع را بیاموزند كه افرادی كه وارد تشكل میشوند، از یك تفكر خاصی برخوردار شوند كه منافع گروهی را به منافع شخصی ترجیح دهند. متاسفانه فرهنگ تشكل گرایی در ایران هنوز به بلوغ نرسیده است به دلیل اینكه اكثریت آنها به دنبال منافع شخصی خود بودهاند و از همین رو به موفقیت چندانی دست پیدا نكردند.
اما در صورتی كه این موارد محقق شود، تشكلها بطور یقین درباره تحقق اقتصاد مقاومتی میتوانند تاثیرگذار باشند. در واقع اگر هر كدام از تشكلها در برنامههای خاص خودشان كه برای آنان تعریف شده است بتوانند یك هماهنگی به وجود بیاورند، میتوانند اثرات مثبتی بر اقتصاد داشته باشند. به عنوان مثال در حوزه كشاورزی كه تعداد نفرات فعال در آن زیاد است و همه از بخش خصوصی هستند، تشكلها میتوانند به جهت آشنا شدن با دانش روز و هم در كمیت و كیفیت تولیدات براساس استانداردی كه برای آنها تعریف شده است، بسیار مفید باشند.

نصرالله محمدحسین فلاح، عضو هیاتمدیره كنفدراسیون صنعت:
تشكلها موضع نزدیك به هم اتخاذ كنند
از نظر ادبیات كلاسیك اقتصاد مقاومتی مفهوم شناختهشدهای نبود و افرادی كه سخنرانی كردهاند یا گفتارهایی در این زمینه داشتند، بیشتر استنباط خود را از دو كلمه اقتصاد و مقاومتی را بیان میكنند ولی بعدها با توضیحاتی كه مقام معظم رهبری درباره آنچه كه مورد نظر خودشان بود ارایه دادند، به تدریج مشخص شد كه مشاوران ایشان مجموعهای از خصلتهای خوب فضای اداره یك اقتصاد ملی را به مقام معظم رهبری توصیه و ایشان نیز در این قالب، این موضوعات را مطرح كردهاند. اقتصاد مقاومتی قاعدتا شامل خصلتهای خوبی است كه اقتصادهای موفق دنیا داشتهاند اما یك اشكال پایهای آن است كه مجموع این خصلتهای خوب در هیچ یك از رفتارهای اقتصادی قابلیت فراهم كردن را ندارد.
اما به طور كلی تشكلها در شكل دادن اقتصاد یك كشور نقش ویژهای دارند به شرط اینكه نوعی هماهنگی و منطق واحدی كه مورد نظر آنها است، وجود داشته باشد. بنابراین نخستین كاری كه تشكلها میتوانند انجام دهند، ایجاد هماهنگی در درون خودشان از طریق تشكلهای فراگیر است. به این ترتیب كه در تشكلهای فراگیر مانند اتاق بازرگانی، انجمن مدیران، كانون عالی كارفرمایی و اتاقهای صنعت و معدن تشكلها حضور موثرتری داشته باشند و از طریق آنها به نوعی وحدت فكری نزدیك شوند. زمانی كه صحبت از وحدت فكری میكنیم، منظور این است كه در رابطه با جریانهای مختلف اقتصادی بتوانند موضع نزدیك به هم اتخاذ كنند، البته الزاما موضوع واحد مدنظر نیست. به عبارت دیگر ایجاد یك نظریه نزدیك به هم از طریق تشكلهای فراگیر و تبادل اطلاعات. دومین كاری كه تشكلها میتوانند انجام دهند این است كه برای بهبود فضای كسب و كار با نهادهای تصمیمگیر ارتباط كارشناسانه بیشتری داشته باشند و فكر نكنند اگر در درون خودشان گلایهای را مطرح میكنند یا طرح موضوعی میكنند اثری در سیستم بیرونی دارد. در واقع باید به طور روشن و واضح با تشكلهای فرادستی خود و با نهادهای اجرایی و مقنن همكاریهای مشخصی را داشته باشند.