پول در خانه و صنعت دنبال پول میگردد
موضوعی که باید به آن توجه داشته باشیم این است که نقدینگی دارای آثار منفی و مثبت است. دارا بودن نقدینگی در جوامع صنعتی به عنوان یکی از عوامل تولید فی نفسه مثبت است، هر چند که ممکن است برخی نتوانند از آن استفاده درستی کنند. اما نقدینگی که در ایران از آن صحبت می شود، شاید یک سوم آن در حساب های مختلف ملی قابلیت ردگیری ندارد و دقیقا نمی توان گفت که در حال حاضر این نقدینگی در دست چه افرادی است و در کجا قرار دارد. این نقدینگی سرگردانی است که اغلب می تواند ایجاد مشکل کند. دولت های مختلف با تفکرات اقتصادی که دارند می توانند طرح هایی داشته باشند که این نقدینگی ها را جذب به خود کند.
مشکل از جهت رشد میزان نقدینگی از جایی آغاز می شود که ما هیچ برنامه ای برای جذب این نقدینگی های سرگردان نداشته باشیم و اجازه بدهیم که این نقدینگی در فضای بسته اقتصاد کشور به صورت یک غول دربیاید و حرکت کند. از آنجا که اقتصاد ما بسته است، معمولا این غول بزرگ منافذ خروجی ندارد. در حال حاضر صحبت از هزار هزار میلیارد تومان نقدینگی در اقتصاد کشور مطرح می شود. این نقدینگی که در اثر کسری های بودجه ای دولت و تزریق پول های سنگین و پر فشار که عمده آن در حوزه مسکن مهر و یارانه های نقدی اتفاق افتاد، این پول در اقتصاد ما هر از گاهی سراغ قسمت هایی از بازار می رود.
اگر این عدد نقدینگی را با بودجه رسمی کشور مقایسه کنیم، متوجه می شویم که داریم از چه چیزی صحبت می کنیم. یعنی داریم از رقمی صحبت می کنیم که از بودجه جاری و عمرانی کشور تجاوز کرده است. هر از گاهی این نقدینگی وارد قسمت هایی از اقتصاد مانند مسکن، ارز، سکه و کالاهای خاص می رود و فاجعه از همین زمان آغاز می شود. به این دلیل که زمانی که این نقدینگی به صورت قدرت خرید در یک حوزه مشخص در می آید، عملا موجب تورم آن بخش از اقتصاد می شود و مصرف کنندگانی که در آن بخش هستند، آسیب بسیار جدی می خورند.
به عنوان مثال در دوران هایی که این نقدینگی متوجه بازار مسکن می شود، افرادی که برای رفع معیشت و گذران زندگی به سرپناه نیاز دارند، با اضافه شدن میزان اجاره خانه مواجه می شوند و خرید خانه ناممکن می شود. در اینجاست که نقدینگی آسیب وارد می کند زیرا سرگردان است. همچنین در مواقعی که مازاد نقدینگی به سمت بازار ارز می رود، فاجعه به وجود می آورد به این دلیل که اقتصاد ما هنوز به اندازه ای به ارز وابسته است که پس از گران شدن ارز حتی علوفه دامی هم گران می شود.
اما در مورد این موضوع که چرا نقدینگی مازاد به سمت بازارهایی مانند سکه، طلا و ارز سوق پیدا می کند باید به این نکته اشاره کنم که پول به سمت جایی می رود که در آن پول باشد. زمانی که ما در صنعت سود کافی ایجاد نمی کنیم یا قیمت تمام شده بالا و قیمت فروش پایینی داریم یا کشش بازار کم است، نقدینگی به جایی می رود که با خود پول بیشتری بیاورد. واقعیت این است که بخش تولید زیان ده است و بنابراین نمی توان انتظار داشت که نقدینگی به این بخش سوق پیدا کند.
این در حالی است که بسیاری از واحدهای تولیدی نیازمند پول هستند و پول را با شرایط بسیار بد پول مورد نیاز را از بانک یا بازار آزاد تهیه می کند و کار تولیدی را انجام می دهد. اگر فردی دارای نقدینگی باشد و عاقل هم باشد، باید تولید کند یا به تولیدکننده وام بدهد و طبیعی است که به تولیدکننده وام می دهد. بنابراین پول به سمت جایی می رود که پول مطمئن را با خود بازگرداند. به عبارت دیگر پول به سمت بخش های دلالی و واسطه گری مالی و تجارت می رود یعنی بخش هایی که عمده آن متکی به تولید داخلی و توزیع تولیدات داخلی نیست بلکه تولیدات سایر کشورها را وارد می کنیم و با یک ارزش افزوده و یک سری ترفندهای تبلیغاتی به مردم گران می فروشیم. این موضوع به آن دلیل است که پول در اقتصاد مولد نمی رود مگر اینکه ما بتوانیم ابزاری ایجاد کنیم که اقتصاد مولد مانند کشاورزی و صنعت بتوانند جاذب نقدینگی باشند.