ساعت ۲۴ بررسی میکند
همه چیز به نفع کرباسیان تمام شد
سایت خبری تحلیلی ساعت ۲۴- فراز جبلی- روز یکشنبه، ۳۰ شهریور ۱۳۹۳ آخرین کرسی خالی هیات رئیسه اتاق بازرگانی ایران بعد از ۲۹۵ روز صاحبی پیدا خواهد کرد. با این که ۷۲ ساعت به انتخابات باقی مانده است اما منابع آگاه میگویند اگر اتفاقی غیرمرقبه رخ ندهد مسعود کرباسیان، رئیس کل گمرک، نایب رئیس اول اتاق بازرگانی ایران خواهد شد.
پرده اول، یک جایگاه خالی
داستان از ۱۰ آذر ۹۲ آغاز شد. به گزارش سایت خبری تحلیلی ساعت 24 بعد از کناره گیری محمد نهاوندیان - که تا آن روز همزمان رئیس اتاق خصوصی و رئیس دفتر دولت بود- تکاپوی گروههای مختلف اتاق بازرگانی برای دستیابی به کرسی ریاست آغاز شده بود و سه گانه مجتبی خسروتاج، مسعود خوانساری و غلامحسین شافعی به فاصله یک هفته مانده به رای گیری به انتخابات دو قطبی خوانساری و شافعی منجر شد. در نهایت این در تاریخ ذکر شده علاءالدین میرمحمد صادقی به میان خبرنگاران آمد و اعلام کرد از ۳۴۳ رأی مأخوذه اعضای هیئت نمایندگان اتاق ایران ۳ رأی سفید، ۱۶۲ رای به خوانساری و ۱۷۸ به شافعی داده شده است. با این انتخاب در عمل کرسی قبلی شافعی یعنی نایب رئیس اول اتاق بازرگانی خالی ماند، سمتی که مستقیما به امور اتاقهای بازرگانی شهرستانها رسیدگی میکند. اما نتایج این انتخابات یک پیامد دیگر هم در پی داشت. بر خلاف تصور بسیاری از طیفهای سنتی اتاق، میزان آرا بسیار به یکدیگر نزدیک بود و در عمل این خطر که یک کرسی دیگر از هیأت رئیسه به فردی از طیف تحول خواه اتاق بازرگانی برسد کاملا احساس میشد. به همین دلیل در حالی که همه نگاهها به اعلام زمان انتخابات نایب رئیس بود، هیچ حرفی در این خصوص مطرح نشد. گویا طیف حاکم بر اتاق علاقه داشت که این دوره از هیأت نمایندگان بدون انتخاباتی دیگر به پایان برسد.
پرده دوم، نایب رئیس تهران
فشار برای برگزاری انتخابات اتاق بازرگانی ایران نه در خیابان طالقانی بلکه در اتاق بازرگانی تهران دنبال شد. از زمان تغییر دولت یک صندلی نایب رئیسی در اتاق بازرگانی تهران که زمانی به صافدل تعلق داشت خالی مانده بود. فشارها برای برگزاری انتخابات این دوره بالاخره به ثمر نشست و در جلسه اردیبهشت ماه این انتخابات برگزار شد. نامزد طیف وابسته به مجمع فعالان توسعه اقتصاد ایران محمدرضا بهرامن و نامزد طیف اصلاح طلبان اتاق محسن بهرامی ارض اقدس بود. در نهایت بهرامن با اختلاف یک رای توانست این کرسی را تصاحب کند. حرفهای زیادی در این انتخابات مطرح شد به ویژه آن که چندی قبل ۳ نفر از وابستگان به طیف تحول خواه از هیأت نمایندگان اتاق کنار گذاشته شده بودند که یکی از آنها بهرامی ارض اقدس بود. البته بهرامی توانست مجددا به اتاق بازرگانی بازگردد اما تحول خواهان معتقد بودند که دو تغییر در لیست هیأت نمایندگان میتوانست نتیجه انتخابات را کاملا به نفع آنها تغییر دهد. با تمام این تفاسیر بار دیگر بحث انتخابات مطرح شد و به نظر میرسید فشارها برای برگزاری این انتخابات اجتناب ناپذیر باشد. از سوی دیگر یک واقعیت مطرح بود، تمام طیفها اطلاع داشتند که هرچقدر به زمان انتخابات سراسری اتاقهای بازرگانی در اسفند ماه نزدیک شوند وضعیت پیچیدهتر، سود انتخابات کمتر و زیان آن افزایش خواهد یافت. اما هیچ کدام از این مسائل نتوانست زمانی زودتر از شهریور را برای این انتخابات ایجاد کند.
پرده سوم، شطرنج بازان قهار
اوایل شهریور بود که بالاخره مشخص شد انتخابات نایب رئیس قبل از شروع ماه مهر برگزار خواهد شد. به تکاپو افتادن گروهها در این دوره از انتخابات امری عادی بود اما این بار شرایط تفاوتی عمده داشت. انتخابات تنها ۶ ماه قبل از انتخابات سراسری قرار بود برگزار شود. فعالیتهای رسانهای عملا از روزی که محمدرضا بهزادیان، رئیس برکنار شده اتاق بازرگانی تهران مجددا موفق به دریافت کارت بازرگانی شد و صحبتهایی تند را علیه طیف حاکم در روز دریافت کارت در جمع خبرنگاران بیان کرد، شروع شده بود. حال گروههای حاکم با این واقعیت رو به رو بودند که اگر بخواهند برای نایب رئیسی فعالیت کنند در عمل دست خود را برای انتخابات اسفند رو کردهاند و همه متوجه نوع بازی آنها میشوند. صف بندیهای اتاق بازرگانی در عمل آغاز شده بود و هرچند که فضا هنوز بسیار ژلهای است اما ستونهای اصلی بازی اسفند ماه مشخص شده بودند. طیفهای مختلفی که امروز در اتاق بازرگانی وجود دارند در نمودار زیر مشخص شده است.
برای دیدن جدول با سایز اصلی روی این لینک کلیک کنید
هر کدام از این طیفها برنامههایی برای انتخابات اتاق بازرگانی در اسفند ماه دارند و اکثر آنها مایل نیستند تمام استراتژیهای انتخاباتی خود را تا قبل از زمان مناسب مطرح کنند. در این میان انتخابات نایب رئیسی میتوانست تا حد زیادی باعث زیان تمام گروهها شود. به همین دلیل جای تعجب نیست که اولین اسمهایی که برای انتخابات مطرح شد هیچ کدام از چهرههای اصلی گروههای فوق نبودند. شمس علی معلم، امیر عابدی و بسیاری از چهرههایی که از آنها به عنوان گزینه نایب رئیسی نام برده شد در عمل شانس کمی در انتخابات داشتند.
پرده چهارم، نامزدهای سرشناس
بعد از گمانه زنیهای فراوان بالاخره ۳ نام اصلی از سوی گروهها برای نایب رئیسی مطرح شد. چهره اول مجید رضا حریری بود. نایب رئیس اتاق ایران و چین و رئیس کمیسیون واردات به دلیل صراحت لهجه و رک گوییهایش همیشه یک چهره جنجالی محسوب میشود. کسی نیست که از دوستی و ارادت عمیق وی به اسدالله عسگر اولادی بیخبر باشد. استراتژی این گروه این است که نایب رئیس شدن حریری میتواند در انتخابات اسفند ماه وزنه را برای این گروه سنگین کند. به ویژه آن که عسگر اولادی از مجمع فعالان کناره گیری کرده است. در نهایت این گروه یکی از مهمترین مهرههای خود را در این انتخابات نامزد کرد.
گزینه بعدی محسن چمن آرا کاندیدای طیف تحول خواه و از نزدیکان به گروه بهزادیان بود. چمن آرا از یک سوی میان تحول خواهان چهرهای سرشناس و محبوب محسوب میشود و از سوی دیگر نماینده فعالان اقتصادی ایلام است و اقبال زیادی از سوی شهرستانها به وی بود. با این وجود دو گروه فوق به خوبی میدانستند که افراد مشترک زیادی در سبد رای آنها است به همین دلیل این توافق که یکی به نفع دیگری کنار رود، کاملا وجود داشت. در رای گیریهای اولیه که در جلسات حضوری و وایبری انجام میشد حریری با اختلاف رای بالایی نفر اول بود هرچند که وی از ابتدا اعلام کرد اگر ۴۰ درصد آرا هم به سود چمن آرا باشد به نفع وی از انتخابات کناره گیری خواهد کرد.
گزینه مجمع فعالان چهره صنعتی آنها یعنی احمد پورفلاح بود. پورفلاح هیچ وقت صراحتا اعلام نامزدی نکرد اما نظر کلی این طیف این بود که اگر قرار است گروههای رقیب در انتخابات پیروز شوند وی را مجاب به قبول کاندیداتوری کنند. سناریویی که قبلا در اتاق ایران و ایتالیا و کمیسیون صنایع تکرار شد و در حالی که پورفلاح اعلام میکرد که علاقهای به شرکت در انتخابات ندارد برنده میشد.
پرده پنجم، شام در هتل لاله
در گیر و دار این داستانها مجمع فعالان جلسهای کاملا با محوریت انتخابات در هتل لاله برگزار کرد. در این جلسه بسیاری از چهرههای مطرح این طیف حضور نداشتند و در عین حال فعالان اقتصادی زیادی که ارتباطی با مجمع ندارند در مراسم شرکت کردند. گویا بسیاری از حضار میخواستند شرایط را بسنجند. تصور بر این بود که در این جلسه صراحتا گزینه مجمع مشخص شود و روی انتخاب وی برنامه ریزی صورت گیرد. اما صحبتهای سخنرانان سمت و سوی دیگری به خود گرفت. صحبتها اکثرا نه به انتخابات نایب رئیسی بلکه به انتخابات اسفند ماه اشاره داشت. در این میان علینقی خاموشی، رئیس اسبق اتاق بازرگانی ایران و تهران شمشیر را برای طیف دیگری از رو بست و گروهی را به بیدینی متهم کرد. صحبتهای وی مبنی بر جلوگیری از ورود چهرههای جوان به اتاق و این که اتاق بازرگانی جای کهنسالان یا به قول خودش عصا به دستها است؛ برنامه حداقل گروهی از قدیمیهای اتاق بازرگانی و پیرمردهای مجمع فعالان را برای انتخابات اسفند ماه مشخص کرد و به نظر میرسد در آینده نزدیک شاهد درگیری بیشتر این گروه با طیفهای تحولخواه باشیم. با این وجود در آن شب از گزینه سنتیها پرده برداری نشد.
پرده ششم، دولتیها
هیأت رئیسه اتاق تهران و خانه اقتصادیها تلاش زیادی داشتند که درگیری در این انتخابات به حداقل برسد. در این میان بهترین گزینه استفاده از رقیب قدیمی شافعی یعنی خسروتاج بود. وی که بعد از کناره گیری از انتخابات آذر ماه اتاق به قائم مقامی وزیر صنعت، معدن و تجارت دست یافت در عمل هدایت دولتیهای اتاق را در اختیار داشت. اما وی صراحتا اعلام کرد که در این انتخابات شرکت نخواهد کرد. احمد دوست حسینی هم موضعی نزدیک به خسروتاج گرفت. در این شرایط به نظر میرسید همه شرایط به نفع حریری در حال اتمام است اما ناگهان کاندیدای دیگری مطرح شد. مسعود کرباسیان، رئیس کل گمرک در واقع نه نماینده وزارت صنعت، بلکه معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی است. چهرهای خوشنام که طیف تحولخواهان نزدیک به پدرام سلطانی هم ارتباط بسیار خوبی با وی دارند. از سوی دیگر مجیدرضا حریری نیز خود در لیست شورای مشاورین کرباسیان قرار دارد و مطمئنا رقابت با وی برای حریری چندان دلچسب نیست. بر اثر صحبتهای طیفهای مختلف کرباسیان حاضر به قبول نامزدی شد.
پرده آخر، انصراف حریری
کرباسیان تبلیغ نکرد، مصاحبهای هم انجام نداد اما طرفداران وی به شدت مشغول به کار برای جمع کردن رای هستند. چینش گروهها هم به خوبی خبر از پیروزی قاطع وی در انتخابات میدهد. در این میان چهارشنبه شب اتفاقی ماجرا را تقریبا تمام کرد. حریری به نفع چمن آرا از انتخابات کناره گیری کرد. این حرکت استراتژیک حریری در عمل باعث شد که وی با نماینده دولت وارد رقابت نشود و در عین حال ریسک شکست را نپذیرد. حمایت گروههای مختلف از کرباسیان نشان میدهد که نتیجه این انتخابات از ۷۲ ساعت قبل آن مشخص شده است. هر چند هنوز هیچ چیز قطعی نیست و هر لحظه ممکن است زمان آبستن حوادثی جدید باشد. برای مثال بازگشت نعمت زاده از ونزوئلا و نظر وی مبنی بر عدم حضور دولتیها میتواند تمام معادلات را بر هم زند. اما شرایط فعلی اوضاعی را فراهم کرده است که طرفین بدون دعوا به انتخاب یک دولتی راضی شوند.
داستان از ۱۰ آذر ۹۲ آغاز شد. به گزارش سایت خبری تحلیلی ساعت 24 بعد از کناره گیری محمد نهاوندیان - که تا آن روز همزمان رئیس اتاق خصوصی و رئیس دفتر دولت بود- تکاپوی گروههای مختلف اتاق بازرگانی برای دستیابی به کرسی ریاست آغاز شده بود و سه گانه مجتبی خسروتاج، مسعود خوانساری و غلامحسین شافعی به فاصله یک هفته مانده به رای گیری به انتخابات دو قطبی خوانساری و شافعی منجر شد. در نهایت این در تاریخ ذکر شده علاءالدین میرمحمد صادقی به میان خبرنگاران آمد و اعلام کرد از ۳۴۳ رأی مأخوذه اعضای هیئت نمایندگان اتاق ایران ۳ رأی سفید، ۱۶۲ رای به خوانساری و ۱۷۸ به شافعی داده شده است. با این انتخاب در عمل کرسی قبلی شافعی یعنی نایب رئیس اول اتاق بازرگانی خالی ماند، سمتی که مستقیما به امور اتاقهای بازرگانی شهرستانها رسیدگی میکند. اما نتایج این انتخابات یک پیامد دیگر هم در پی داشت. بر خلاف تصور بسیاری از طیفهای سنتی اتاق، میزان آرا بسیار به یکدیگر نزدیک بود و در عمل این خطر که یک کرسی دیگر از هیأت رئیسه به فردی از طیف تحول خواه اتاق بازرگانی برسد کاملا احساس میشد. به همین دلیل در حالی که همه نگاهها به اعلام زمان انتخابات نایب رئیس بود، هیچ حرفی در این خصوص مطرح نشد. گویا طیف حاکم بر اتاق علاقه داشت که این دوره از هیأت نمایندگان بدون انتخاباتی دیگر به پایان برسد.
پرده دوم، نایب رئیس تهران
فشار برای برگزاری انتخابات اتاق بازرگانی ایران نه در خیابان طالقانی بلکه در اتاق بازرگانی تهران دنبال شد. از زمان تغییر دولت یک صندلی نایب رئیسی در اتاق بازرگانی تهران که زمانی به صافدل تعلق داشت خالی مانده بود. فشارها برای برگزاری انتخابات این دوره بالاخره به ثمر نشست و در جلسه اردیبهشت ماه این انتخابات برگزار شد. نامزد طیف وابسته به مجمع فعالان توسعه اقتصاد ایران محمدرضا بهرامن و نامزد طیف اصلاح طلبان اتاق محسن بهرامی ارض اقدس بود. در نهایت بهرامن با اختلاف یک رای توانست این کرسی را تصاحب کند. حرفهای زیادی در این انتخابات مطرح شد به ویژه آن که چندی قبل ۳ نفر از وابستگان به طیف تحول خواه از هیأت نمایندگان اتاق کنار گذاشته شده بودند که یکی از آنها بهرامی ارض اقدس بود. البته بهرامی توانست مجددا به اتاق بازرگانی بازگردد اما تحول خواهان معتقد بودند که دو تغییر در لیست هیأت نمایندگان میتوانست نتیجه انتخابات را کاملا به نفع آنها تغییر دهد. با تمام این تفاسیر بار دیگر بحث انتخابات مطرح شد و به نظر میرسید فشارها برای برگزاری این انتخابات اجتناب ناپذیر باشد. از سوی دیگر یک واقعیت مطرح بود، تمام طیفها اطلاع داشتند که هرچقدر به زمان انتخابات سراسری اتاقهای بازرگانی در اسفند ماه نزدیک شوند وضعیت پیچیدهتر، سود انتخابات کمتر و زیان آن افزایش خواهد یافت. اما هیچ کدام از این مسائل نتوانست زمانی زودتر از شهریور را برای این انتخابات ایجاد کند.
پرده سوم، شطرنج بازان قهار
اوایل شهریور بود که بالاخره مشخص شد انتخابات نایب رئیس قبل از شروع ماه مهر برگزار خواهد شد. به تکاپو افتادن گروهها در این دوره از انتخابات امری عادی بود اما این بار شرایط تفاوتی عمده داشت. انتخابات تنها ۶ ماه قبل از انتخابات سراسری قرار بود برگزار شود. فعالیتهای رسانهای عملا از روزی که محمدرضا بهزادیان، رئیس برکنار شده اتاق بازرگانی تهران مجددا موفق به دریافت کارت بازرگانی شد و صحبتهایی تند را علیه طیف حاکم در روز دریافت کارت در جمع خبرنگاران بیان کرد، شروع شده بود. حال گروههای حاکم با این واقعیت رو به رو بودند که اگر بخواهند برای نایب رئیسی فعالیت کنند در عمل دست خود را برای انتخابات اسفند رو کردهاند و همه متوجه نوع بازی آنها میشوند. صف بندیهای اتاق بازرگانی در عمل آغاز شده بود و هرچند که فضا هنوز بسیار ژلهای است اما ستونهای اصلی بازی اسفند ماه مشخص شده بودند. طیفهای مختلفی که امروز در اتاق بازرگانی وجود دارند در نمودار زیر مشخص شده است.
طیفهای اتاق بازرگانی ایران
برای دیدن جدول با سایز اصلی روی این لینک کلیک کنید
هر کدام از این طیفها برنامههایی برای انتخابات اتاق بازرگانی در اسفند ماه دارند و اکثر آنها مایل نیستند تمام استراتژیهای انتخاباتی خود را تا قبل از زمان مناسب مطرح کنند. در این میان انتخابات نایب رئیسی میتوانست تا حد زیادی باعث زیان تمام گروهها شود. به همین دلیل جای تعجب نیست که اولین اسمهایی که برای انتخابات مطرح شد هیچ کدام از چهرههای اصلی گروههای فوق نبودند. شمس علی معلم، امیر عابدی و بسیاری از چهرههایی که از آنها به عنوان گزینه نایب رئیسی نام برده شد در عمل شانس کمی در انتخابات داشتند.
پرده چهارم، نامزدهای سرشناس
بعد از گمانه زنیهای فراوان بالاخره ۳ نام اصلی از سوی گروهها برای نایب رئیسی مطرح شد. چهره اول مجید رضا حریری بود. نایب رئیس اتاق ایران و چین و رئیس کمیسیون واردات به دلیل صراحت لهجه و رک گوییهایش همیشه یک چهره جنجالی محسوب میشود. کسی نیست که از دوستی و ارادت عمیق وی به اسدالله عسگر اولادی بیخبر باشد. استراتژی این گروه این است که نایب رئیس شدن حریری میتواند در انتخابات اسفند ماه وزنه را برای این گروه سنگین کند. به ویژه آن که عسگر اولادی از مجمع فعالان کناره گیری کرده است. در نهایت این گروه یکی از مهمترین مهرههای خود را در این انتخابات نامزد کرد.
گزینه بعدی محسن چمن آرا کاندیدای طیف تحول خواه و از نزدیکان به گروه بهزادیان بود. چمن آرا از یک سوی میان تحول خواهان چهرهای سرشناس و محبوب محسوب میشود و از سوی دیگر نماینده فعالان اقتصادی ایلام است و اقبال زیادی از سوی شهرستانها به وی بود. با این وجود دو گروه فوق به خوبی میدانستند که افراد مشترک زیادی در سبد رای آنها است به همین دلیل این توافق که یکی به نفع دیگری کنار رود، کاملا وجود داشت. در رای گیریهای اولیه که در جلسات حضوری و وایبری انجام میشد حریری با اختلاف رای بالایی نفر اول بود هرچند که وی از ابتدا اعلام کرد اگر ۴۰ درصد آرا هم به سود چمن آرا باشد به نفع وی از انتخابات کناره گیری خواهد کرد.
گزینه مجمع فعالان چهره صنعتی آنها یعنی احمد پورفلاح بود. پورفلاح هیچ وقت صراحتا اعلام نامزدی نکرد اما نظر کلی این طیف این بود که اگر قرار است گروههای رقیب در انتخابات پیروز شوند وی را مجاب به قبول کاندیداتوری کنند. سناریویی که قبلا در اتاق ایران و ایتالیا و کمیسیون صنایع تکرار شد و در حالی که پورفلاح اعلام میکرد که علاقهای به شرکت در انتخابات ندارد برنده میشد.
پرده پنجم، شام در هتل لاله
در گیر و دار این داستانها مجمع فعالان جلسهای کاملا با محوریت انتخابات در هتل لاله برگزار کرد. در این جلسه بسیاری از چهرههای مطرح این طیف حضور نداشتند و در عین حال فعالان اقتصادی زیادی که ارتباطی با مجمع ندارند در مراسم شرکت کردند. گویا بسیاری از حضار میخواستند شرایط را بسنجند. تصور بر این بود که در این جلسه صراحتا گزینه مجمع مشخص شود و روی انتخاب وی برنامه ریزی صورت گیرد. اما صحبتهای سخنرانان سمت و سوی دیگری به خود گرفت. صحبتها اکثرا نه به انتخابات نایب رئیسی بلکه به انتخابات اسفند ماه اشاره داشت. در این میان علینقی خاموشی، رئیس اسبق اتاق بازرگانی ایران و تهران شمشیر را برای طیف دیگری از رو بست و گروهی را به بیدینی متهم کرد. صحبتهای وی مبنی بر جلوگیری از ورود چهرههای جوان به اتاق و این که اتاق بازرگانی جای کهنسالان یا به قول خودش عصا به دستها است؛ برنامه حداقل گروهی از قدیمیهای اتاق بازرگانی و پیرمردهای مجمع فعالان را برای انتخابات اسفند ماه مشخص کرد و به نظر میرسد در آینده نزدیک شاهد درگیری بیشتر این گروه با طیفهای تحولخواه باشیم. با این وجود در آن شب از گزینه سنتیها پرده برداری نشد.
پرده ششم، دولتیها
هیأت رئیسه اتاق تهران و خانه اقتصادیها تلاش زیادی داشتند که درگیری در این انتخابات به حداقل برسد. در این میان بهترین گزینه استفاده از رقیب قدیمی شافعی یعنی خسروتاج بود. وی که بعد از کناره گیری از انتخابات آذر ماه اتاق به قائم مقامی وزیر صنعت، معدن و تجارت دست یافت در عمل هدایت دولتیهای اتاق را در اختیار داشت. اما وی صراحتا اعلام کرد که در این انتخابات شرکت نخواهد کرد. احمد دوست حسینی هم موضعی نزدیک به خسروتاج گرفت. در این شرایط به نظر میرسید همه شرایط به نفع حریری در حال اتمام است اما ناگهان کاندیدای دیگری مطرح شد. مسعود کرباسیان، رئیس کل گمرک در واقع نه نماینده وزارت صنعت، بلکه معاون وزیر امور اقتصادی و دارایی است. چهرهای خوشنام که طیف تحولخواهان نزدیک به پدرام سلطانی هم ارتباط بسیار خوبی با وی دارند. از سوی دیگر مجیدرضا حریری نیز خود در لیست شورای مشاورین کرباسیان قرار دارد و مطمئنا رقابت با وی برای حریری چندان دلچسب نیست. بر اثر صحبتهای طیفهای مختلف کرباسیان حاضر به قبول نامزدی شد.
پرده آخر، انصراف حریری
کرباسیان تبلیغ نکرد، مصاحبهای هم انجام نداد اما طرفداران وی به شدت مشغول به کار برای جمع کردن رای هستند. چینش گروهها هم به خوبی خبر از پیروزی قاطع وی در انتخابات میدهد. در این میان چهارشنبه شب اتفاقی ماجرا را تقریبا تمام کرد. حریری به نفع چمن آرا از انتخابات کناره گیری کرد. این حرکت استراتژیک حریری در عمل باعث شد که وی با نماینده دولت وارد رقابت نشود و در عین حال ریسک شکست را نپذیرد. حمایت گروههای مختلف از کرباسیان نشان میدهد که نتیجه این انتخابات از ۷۲ ساعت قبل آن مشخص شده است. هر چند هنوز هیچ چیز قطعی نیست و هر لحظه ممکن است زمان آبستن حوادثی جدید باشد. برای مثال بازگشت نعمت زاده از ونزوئلا و نظر وی مبنی بر عدم حضور دولتیها میتواند تمام معادلات را بر هم زند. اما شرایط فعلی اوضاعی را فراهم کرده است که طرفین بدون دعوا به انتخاب یک دولتی راضی شوند.