پس رفیقت کو آقای رحمتی/ ایستادن پای هیچی!
مهدی رحمتی چیزی حدود سه هفته پیش از سوی باشگاه استقلال از حضور در تمرینات منع شد. چه در آن زمان و چه بعد از آن توضیح روشنی در مورد دلایل این اتفاق ارایه نشد، اما او آن روز یک شریک دیگر هم داشت؛ مجتبی جباری! در حقیقت دو کاپیتان اول استقلال به طور همزمان از تمرینات کنار گذاشته شدند و جالب اینکه هر دوی آنها در مقابل ساختمان باشگاه استقلال یک موضع مشترک گرفتند؛ اینکه باشگاه باید در مورد اتخاذ این تصمیم توضیح بدهد، وگرنه بیاحترامی به آنها گران تمام خواهد شد. آن روز رحمتی بیشتر ساکت بود و جباری حرف میزد. هشت شاکی تند و تند برای باشگاه خط و نشان میکشید و رحمتی هم میگفت: «حرف من هم همان حرف آقا مجتبی است.» بعد از آن هیچکدام از دو بازیکن حاضر به شرکت در تمرینات نشدند؛ چرا که منتظر «معذرتخواهی» باشگاه بودند. حتی اخراج علیرضا منصوریان هم افاقه نکرد و این دو نفر به تمرینات برنگشتند. استقلال با مک درموت یک بازی لیگ برتری با سپیدرود برگزار کرد، اما این دو بازیکن حتی همراه تیم به رشت هم نرفتند. بنابراین واضح بود که ماجرا صرفا با «تغییر مربی» حل نخواهد شد و باشگاه باید در مورد ماجراهای پیش آمده روشنگری کند. حالا اما انگار داستان حداقل برای رحمتی تمام شده. گلر استقلال در اولین جلسه تمرینی شفر به سایر بازیکنان ملحق شد؛ بیآنکه خبری از عذرخواهی باشد و از آن مهمتر، بیآنکه تکلیف مجتبی جباری روشن شده باشد.
رحمتی با جباری رفت و بدون او برگشت. آیا هنوز سند دیگری لازم است تا بدانیم کاپیتان استقلال علاقهای ندارد پای کسی بایستد؟ او حالا در روزهای پایانی بازیگریاش بیش از پیش نگران آینده است؛ آیندهای که چه بهتر اگر در باشگاه استقلال پا بگیرد و پایان بازیگری را به آغاز مربیگری پیوند بزند. البته ظاهرا استاد حضور در دنیای مربیگری را حتی زودتر از این حرفها شروع کرده بود؛ چنانکه افتخاری بعد از بازگرداندن او به تیم مدعی شده: «به رحمتی گفتم فضای تیم دیگر عوض شده است. از این به بعد هر کس باید کار خودش را بکند. بازیکن کار خودش را انجام میدهد و مربی هم کار خودش را.» از این واضحتر هم ممکن است؟