اگر دلتان برای کشتی میسوزد،رها کنید جنگهای نیابتی را
بوهای خوبی به مشام نمی رسد.معمولا در ایران رسم است که وقتی اتفاقی می خواهد بیفتد اول شایعه اش مطرح می شود.پس باید شایعات را باور کرد.چند روز پیش بود که یکی از خبرگزاری ها از مهندسی شدن انتخابات در کشتی نوشت.از اینکه دوستان گزینه خودشان را تعیین کرده اند و با رایزنی و لابی هایی که دارند،در حال تقویت گزینه شان هستند.اما کدام گزینه؟گزینه ای که کت و شلوار کشتی برایش گشاد است و در بین خود کشتی گیران هم این سوال وجود دارد که چرا او باید گزینه اصلی برای ریاست فدراسیون باشد؟ این چند خط را برای دلسوزان کشتی می نویسم تا اگر واقعا کشتی همه چیزشان است بی خیال جنگ های نیابتی شوند و اجازه بدهند تا ورزش اول کشور کمی نفس بکشد.اگر از گود خارج شده اید،اگر رخت بربسته اید و اگر مواضع تان با مواضع تصمیم گیران در ورزش یکی نبوده خب رها کنید این بند را.رها کنید و اجازه بدهید یکی بیاید که خودش هم مدیر است،هم تجربه دارد و هم اتفاق گوشش شکسته است! اصلا به این دقت کرده اید که چه بلایی دارد سر کشتی می آید؟الان سرمایه کشتی ایران چه چیزی است؟بی احترامی نباشد و به خیلی ها بر نخورد،آخرین بازمانده مطمئن و مدال آورمان حسن یزدانی است که آن هم در دو مصاف اخیر خودش با دیوید تیلور آمریکایی شکست خورده است.حسن هم بدون شک روحیه ندارد و این نابسامانی نه فقط حسن،که روی همه کشتی گیران تاثیر دارد.لغو اردوهای مختلف به دلیل بی پولی،نبودن برنامه ای مناسب برای آینده و از همه مهمتر یک نفر که بشود از او به عنوان گزینه مناسب ریاست فدراسیون یاد کرد وجود ندارد! قصه قصه ای آشنا است که دارد تکرار می شود و در فرمول انتخابات ورزشی کشور همه این بازی را بلد هستند.اگر رفته اید،بروید و برای موفقیت کشتی دعا کنید نه اینکه نیابتی بجنگید و دوباره افکار خودتان را روی سر فدراسیون هوار کنید.