کد خبر 412630
۱۳۹۷/۱۰/۰۳ ۱۰:۱۹
ساعت 24 تحلیل می‌کند

سرگیجه بازرگان نامدار ایران میان امید و ناامیدی

ساعت24-محسن جلال پور در میان روسای اتاق بازرگانی ایران شاید از برخی جهت‌ها یک استثنا باشد . این بازرگان کامیاب کرمانی که صادرکننده‌ای شناخته‌شده در بازار پسته است در سال‌هایی که ریاست اتاق را بر عهده داشت و البته پیش از آن نیز در مقام نایب‌رئیس اتاق گام‌های بلندی در مسیر ترویج اقتصاد آزاد و کم کردن سیطره دولت بر ارکان اقتصاد برداشت.
سرگیجه بازرگان نامدار ایران میان امید و ناامیدی
جلال پور اگر به دلیل برخی نارسایی‌های جسمی از ریاست اتاق ایران کنار رفت پس از یک دوره استراحت چند سالی است در کنار بازرگانی و کسب‌وکارهای خود می‌نویسد و خوب هم می‌نویسد. نوشته‌های تازه از ذهن بیرون آمده این بازرگان کامیاب پسته این روزها زبان امروز بازرگانانی است که ریشه‌دارند و می‌خواهند در فضایی غیر رانتی به رقابت درون‌مرزی و رقابت بیرون مرزی کار کنند و بر ثروت و دارایی و درآمد خود و ایران بیفزایند. اما متأسفانه نوشته‌های ماه‌های اخیر این بازرگان کرمانی این روزها در حالی بوی ناامیدی و دلسردی دارد که در ژرفای وجودش لابد می‌خواهد خودش ، خانواده‌اش ، دوستان و همکارانش و همشهریان و هم‌وطنانش شاد باشند و امیدوار. سرگشتگی این روزهای بازرگانانی همانند جلال پور در مرز ناامیدی و امیدواری را باید جدی گرفت و توجه کرد که پایداری آدم‌ها و گروه‌های اجتماعی درماندگانی درون مرزهای امید اندازه‌های متفاوتی دارد. اگر گروه بازرگانان میهن‌دوست ایرانی که در کنار کسب‌وکار، دلشان برای این کهن مرزوبوم می‌تپد و می‌سوزد از تالار امید به دالان‌های تنگ و نفس‌گیر ناامیدی بیفتند می‌توان تصور کرد که چهره سیاهی از ناامیدی لابد برای دیگر اقشار پدیدار شده است . در شرایطی که ایران ارجمند در این روزهای عجیب به همه جور آدم دلسوز به میهن نیاز دارد با خودمان نگوییم حالا چند بازرگان هم ناامید می‌شوند که بشوند مگر آسمان به زمین می‌رسد. این نگاه همان نگاهی است که نزد رئیس دولت نهم و دهم بود و در هنگامه مجادله میان دولت و کارخانه‌های قند درسال سیاه 1385 گفته بود ، مگر چند کارخانه قند داریم و گفته بود سهامداران این‌ها ناراحت‌اند که باشند . جلال پور در میان بازرگانان ایرانی یک چهره نامدار است و بسیاری از همتایانش در استان کرمان و در ایران رفتار و گفتار او را برای امروز و فردای خود معیار می‌گیرند. اگر دولت دوازدهم به‌مثابه دولتی که دست‌کم در حرف و سخن با بخش خصوصی رفتاری دوستانه داشت نتواند از بازرگانان زبده ایران برای تنظیم امور تجارت ئ سیاست‌های ارزی کمک بگیرد و با استدلال‌های عجیب برخی مدیران بوروکرات راه را ببندد این دولت نیست که آسیب می‌بیند بلکه این مردم ایران هستند که آسیب می‌بینند. برای روشن شدن ذهن کسانی که سرگشتگی می‌سازند و باسیاست گذاری‌های ناکارآمد و ضد رقابتی تولید ناامیدی را دردستورکار قرار دارند باید داستان تلخ بیکار شدن هزاران بافنده فرش در روستاها را به دلیل سقوط صادرات فرش دست‌باف یادآوری کرد. درست است که صادرات کالاها از سوی چند یا چندین بازرگان انجام می‌شود اما ذینفعان آن فقط همین بازرگانان نیستند . هر کالایی که صادرات و تولید آن به دلیل لج بازی سیاسی کاهش می‌یابد گروهی از ایرانیان تهیدست و مزدبگیر کارشان را از دست می‌دهند و بر انبوه کسانی که زیرخط فقر قرار دارند اضافه می‌شوند. سرگشتگی و زیگزاگ ذهنی جلال پور میان امید و ناامیدی را نباید تنها به یک بازرگان کامیاب منحصر کنیم و باید یادمان باشد افرادی مثل او بااحساس مسئولیت بیشتر فقط زنگ باید زنگ خطر را به صدا درآورده‌اند. راه را بر گسترش اندازه ناامیدی و دلسردی ببندیم و صداهای دلسوزانه را بشنویم.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک