مهاجری و ماجرای ما اصولگراها
ساعت 24-محمد مهاجری، را پیشتر با روزنامه کیهان میشناختند. هر چند او در جام جم و دیگر رسانهها هم از جمله همشهری نیز کار کرده است و اما این روزنامهنگار اصولگرا را این روزها با توئیتهای پرسر و صدایی که با هشتگ(#مااصولگراها) به شهرت رسیده میشناسند.
در آخرین توییت مهاجری به اما و اگرهای تصویب FATF پرداخته و با طعنه به مجمع تشخیص مصلحت نظام به صورت غیرمستقیم از محسن رضایی خواسته است که تصویب FATF را عقب نیندازند. او نوشته است: «چه خوب است آقای #محسن رضایی دست اعضای مخالف #FATF در #مجمع تشخیص را بگیرد و ببرد به ژاپن و آلمان و برزیل و ترکیه و نروژ و هند و اندونزی و استرالیا و چین و...تا ببینند که این کشورها بهخاطر اجرایFATF چقدر بیچاره و فلک زده و خاک برسر شدهاند! و نگذارند خدای ناکرده ما هم مثل آنها شویم!»
مهاجری متولد1340 است. او به طرز توصیفناپذیری خود را اصولگرا میداند و برای اثبات اصولگرایی خود حتی حاضر است شهادتین سیاسی بر زبان جاری کند؛ شهادتینی که قطعاً جمع کثیری از اصولگراها و نه #مااصولگراها آن را دالّ ِ بر اصولگرایی او نمیدانند، خاصه وقتی برخی توئیتهای او را شاهد مثال بیاورند.
مهاجری در توضیح چرایی پناه آوردن به فضای توییتر نوشته است:«ازبس این و آن گفتند، یادداشتهایت کوتاه است و به درد توئیتر میخورد، اغفال شدم و یک اکانت ایجاد کردم. تا چه پیش آید.» و کمی بعد این توئیت را به توئیت قبلی میافزاید تا شروع پر سر و صدایی داشته باشد: «روزی که آقای نادران شد مشاوراعظم آقای رئیسی، دلم قرص شدکه سید میبازد.»
داستان توئیتهای محمد مهاجری در نوع خود قابل تامل است؛ او در ابتدا از هیچ هشتگی(#) استفاده نمیکرد، اما اولین بار به طرزی ناقص از این عبارت یعنی ما+#+اصولگراها استفاده کرد و نوشت: «#زیباکلام یک میلیاردو250میلیون تومان برای کمک به #زلزله زدگان پول جمع کرد. کاش یکی از ما #اصولگرایان پرمدعا (دست کم به لحاظ سیاسی هموزن زیباکلام) از مردم کمک میخواست تا ببینیم چندمرده حلاج است.) و اما هشتگ(#مااصولگراها) رسما در 15 آذر 1396 و با این متن متولد شد: «علامه طباطبایی درباره #پیامبر (ص) مینویسد: خوشخلق و نرمخو بود، فحاش و عیبجو و فریادکن و خشن و افراطی وتفریطی نبود. اما وقتی حقی پایمال میشد از شدت خشم، کسی او را نمیشناخت... با این خصلتها اگر پیامبر امروز در میان ما بود حاضر بودیم از خودمان بدانیمش، #مااصولگراها؟!»
مهاجری در ارتباط با این هشتگ گفته است: «من خیلی از اصولگرایان انتقاد میکنم وآن هشتگ مااصولگراها که مشهور شده در واقع هدفم آسیبشناسی است. حرف میزنم تا جریان اصولگرا به خودش بیاید. غصه میخورم که چرا جریان اصولگرا باید این همه فشل باشد. چرا اصولگرایان باید خودشان را هزینه نهادهایی در کشور کنند که شاید واقعا کارشان را قبول ندارند.»
او در مصاحبه با آفتاب یزد خود را از دوستان علی لاریجانی دانسته و حتی گفته:«اگر ایشان صلاح بداند بازهم با او همکاری خواهم کرد. من آقای لاریجانی را به خاطر منشهای شخصیتیاش دوست دارم. در سال 84 هم که در ستادش کار میکردم حقیقتا امیدوار به اینکه او رئیسجمهور شود نبودم. منتها شرط اول اصولگرایی به نظر من این است که آدم پای کسانی که دوستشان دارد بدون چشمداشت بایستد و به رفقایش کمک کند. اگر آقای لاریجانی کاندیدا شود قطعا به همان دلیل که در 84 کمک کردم باز هم میکنم. چون لاریجانی را دوست دارم.» او خیلی وارد زمین بازی اصلاحطلبان نمیشود! معتقد است حتی اگر بهترین دوستان او از میان اصلاحطلبان انتخاب شده باشند، بازهم بین او و اصلاحطلبها سنخیتی وجود ندارد و لابد معنای حرف او این است که برخی بیخود دغدغه لغزیدن و چرخیدن او از اصولگرایی به اصلاحطلبی نداشته باشند. این روزنامهنگار کهنهکار آن طور که گفته به دنبال حرف«نو» میگردد. از کلیشه و تکرار بیزار است و بیشتر از آن که به فکر دیده شدن باشد میخواهد حرفهایش شنیده شوند و تاثیراتی بر جای گذارد.
او درباره اینکه چرا بعضی اصولگراها شما را اصولگرا نمیدانند؟ توضیح داده: «عدهای در فضای مجازی یا واقعی به من میگویند تو اصلا اصولگرا نیستی و با این شیوه که در پیش گرفتهای اصلا اصلاحطلب هستی. جواب من به آنها روشن است. من اگر بخواهم مسلمانی خود را اثبات کنم باید چه کار کنم؟ جز این است که باید شهادتین بگویم؟ اگر من شهادتین بگویم شما حق ندارید که به من بگویید مسلمان نیستی. من خودم دارم بیان میکنم که یک اصولگرا هستم. ادعای اصولگرایی که از ادعای مسلمانی بالاتر نیست! چطور آنجا شما موظفید مرا مسلمان بدانید، اما اینجا اعتراف من به مسلمانی را نمیپذیرید؟ مگر شما از شرع بالاترید؟ به نظرم این بحث به آن جایی میرسد که نوع انتقادات شما از شما به عنوان یک اصولگرای آوانگارد میتوان نام برد و در واقع یک اصولگرای آوانگارد هستید. من به شیوه خودم هستم. به من میگویند آب به آسیاب اصلاحطلبان میریزی؟ میگویم اصلا اصلاحطلبان آسیاب دارند که آب داشته باشد؟. من کاری به اصلاحطلبها ندارم. این را فهم کردهام که در جریان اصولگرا، آسیبها و آفتهایی وجود دارد و باید با نقد تند با آن مقابله کرد.کرمی به درخت اصولگرایی افتاده که باید آن را از بین برد. با متهم کردن من به اینکه تو اصولگرا نیستی این آفت و سم از بین نمیرود.»
مهاجری متولد1340 است. او به طرز توصیفناپذیری خود را اصولگرا میداند و برای اثبات اصولگرایی خود حتی حاضر است شهادتین سیاسی بر زبان جاری کند؛ شهادتینی که قطعاً جمع کثیری از اصولگراها و نه #مااصولگراها آن را دالّ ِ بر اصولگرایی او نمیدانند، خاصه وقتی برخی توئیتهای او را شاهد مثال بیاورند.
مهاجری در توضیح چرایی پناه آوردن به فضای توییتر نوشته است:«ازبس این و آن گفتند، یادداشتهایت کوتاه است و به درد توئیتر میخورد، اغفال شدم و یک اکانت ایجاد کردم. تا چه پیش آید.» و کمی بعد این توئیت را به توئیت قبلی میافزاید تا شروع پر سر و صدایی داشته باشد: «روزی که آقای نادران شد مشاوراعظم آقای رئیسی، دلم قرص شدکه سید میبازد.»
داستان توئیتهای محمد مهاجری در نوع خود قابل تامل است؛ او در ابتدا از هیچ هشتگی(#) استفاده نمیکرد، اما اولین بار به طرزی ناقص از این عبارت یعنی ما+#+اصولگراها استفاده کرد و نوشت: «#زیباکلام یک میلیاردو250میلیون تومان برای کمک به #زلزله زدگان پول جمع کرد. کاش یکی از ما #اصولگرایان پرمدعا (دست کم به لحاظ سیاسی هموزن زیباکلام) از مردم کمک میخواست تا ببینیم چندمرده حلاج است.) و اما هشتگ(#مااصولگراها) رسما در 15 آذر 1396 و با این متن متولد شد: «علامه طباطبایی درباره #پیامبر (ص) مینویسد: خوشخلق و نرمخو بود، فحاش و عیبجو و فریادکن و خشن و افراطی وتفریطی نبود. اما وقتی حقی پایمال میشد از شدت خشم، کسی او را نمیشناخت... با این خصلتها اگر پیامبر امروز در میان ما بود حاضر بودیم از خودمان بدانیمش، #مااصولگراها؟!»
مهاجری در ارتباط با این هشتگ گفته است: «من خیلی از اصولگرایان انتقاد میکنم وآن هشتگ مااصولگراها که مشهور شده در واقع هدفم آسیبشناسی است. حرف میزنم تا جریان اصولگرا به خودش بیاید. غصه میخورم که چرا جریان اصولگرا باید این همه فشل باشد. چرا اصولگرایان باید خودشان را هزینه نهادهایی در کشور کنند که شاید واقعا کارشان را قبول ندارند.»
او در مصاحبه با آفتاب یزد خود را از دوستان علی لاریجانی دانسته و حتی گفته:«اگر ایشان صلاح بداند بازهم با او همکاری خواهم کرد. من آقای لاریجانی را به خاطر منشهای شخصیتیاش دوست دارم. در سال 84 هم که در ستادش کار میکردم حقیقتا امیدوار به اینکه او رئیسجمهور شود نبودم. منتها شرط اول اصولگرایی به نظر من این است که آدم پای کسانی که دوستشان دارد بدون چشمداشت بایستد و به رفقایش کمک کند. اگر آقای لاریجانی کاندیدا شود قطعا به همان دلیل که در 84 کمک کردم باز هم میکنم. چون لاریجانی را دوست دارم.» او خیلی وارد زمین بازی اصلاحطلبان نمیشود! معتقد است حتی اگر بهترین دوستان او از میان اصلاحطلبان انتخاب شده باشند، بازهم بین او و اصلاحطلبها سنخیتی وجود ندارد و لابد معنای حرف او این است که برخی بیخود دغدغه لغزیدن و چرخیدن او از اصولگرایی به اصلاحطلبی نداشته باشند. این روزنامهنگار کهنهکار آن طور که گفته به دنبال حرف«نو» میگردد. از کلیشه و تکرار بیزار است و بیشتر از آن که به فکر دیده شدن باشد میخواهد حرفهایش شنیده شوند و تاثیراتی بر جای گذارد.
او درباره اینکه چرا بعضی اصولگراها شما را اصولگرا نمیدانند؟ توضیح داده: «عدهای در فضای مجازی یا واقعی به من میگویند تو اصلا اصولگرا نیستی و با این شیوه که در پیش گرفتهای اصلا اصلاحطلب هستی. جواب من به آنها روشن است. من اگر بخواهم مسلمانی خود را اثبات کنم باید چه کار کنم؟ جز این است که باید شهادتین بگویم؟ اگر من شهادتین بگویم شما حق ندارید که به من بگویید مسلمان نیستی. من خودم دارم بیان میکنم که یک اصولگرا هستم. ادعای اصولگرایی که از ادعای مسلمانی بالاتر نیست! چطور آنجا شما موظفید مرا مسلمان بدانید، اما اینجا اعتراف من به مسلمانی را نمیپذیرید؟ مگر شما از شرع بالاترید؟ به نظرم این بحث به آن جایی میرسد که نوع انتقادات شما از شما به عنوان یک اصولگرای آوانگارد میتوان نام برد و در واقع یک اصولگرای آوانگارد هستید. من به شیوه خودم هستم. به من میگویند آب به آسیاب اصلاحطلبان میریزی؟ میگویم اصلا اصلاحطلبان آسیاب دارند که آب داشته باشد؟. من کاری به اصلاحطلبها ندارم. این را فهم کردهام که در جریان اصولگرا، آسیبها و آفتهایی وجود دارد و باید با نقد تند با آن مقابله کرد.کرمی به درخت اصولگرایی افتاده که باید آن را از بین برد. با متهم کردن من به اینکه تو اصولگرا نیستی این آفت و سم از بین نمیرود.»
منبع : همدلی