ترمز بدبخت ترشدن چه زمانی کشیده می شود ؟
حالا و پس از حدود یک ماه پس از آن نوشته (ttps://www.saat24.news/news/491559/) مرکز پژوهش های مجلس گزارشی به مراتب سیاه تر از نوشته یادشده را با آوردن اعداد و ارقام مربوط به شاخص های اقتصادی کنارهم قرار داده است. بخشی از این اعداد و ارقام که از سوی محمد قاسمی سرپرست مرکزپژوهش مجلس در صحن علنی گزارش شد به شرح زیر است :
- متوسط رشد اقتصادی کشور از سال ۱۳۹۱ تا ۱۳۹۸نزدیک به صفر درصد؛
- انباشت سرمایه منفی در نفت و گاز، صنعت، معدن، ساختمان و ارتباطات از سال ۱۳۹۱ به بعد؛
- از نظر تورم ایران پس از ونزوئلا، زیمباوه و آرژانتین در رتبه چهارم جهانی (میانگین نرخ تورم جهانی در سال ۲۰۱۸ معادل ۲.۴ درصد بوده است)؛
- در صورت تحقق رشد اقتصادی ۸ درصدی از سال ۱۳۹۹ به بعد (به دلیل انباشت سرمایه منفی و ساختار اقتصادی تقریبا غیرممکن است!!)، همچنان حداقل ۶ سال برای بازگشت به سطح درآمد سرانه سال ۱۳۹۰ زمان نیاز است.
- ضریب جینی به میزان ۴۰.۹ واحد در سال ۹۷ و افزایش قابل توجه نابرابری و شکاف اجتماعی؛
- خط فقر بالای ۴.۵ میلیون تومانی برای خانوارهای چهارنفره ساکن تهران و ۲ میلیون تومانی متوسط کشوری؛
- رتبه ایران در زمینه حقوق مالکیت ۱۰۳ از ۱۲۹ بر اساس گزارش سال ۲۰۱۹؛
- مجموع بدهیهای دولت و شرکتهای دولتی تا پایان شهریور ۹۸ به میزان ۱۰۲۵ هزار میلیارد تومان؛
واقعیت این است که نتیجه عملی این شاخص ها فروپاشی ذهنی و روحی و روانی شهروندان ساکن ایران زمین است و مقایسه این شاخص ها با شاخص های مشابه سایر کشورها – جز چند کشور بدبخت مثل ونزوئلا ، کره شمالی و سودان – که به سادگی آب خوردن ممکن شده است به حسرت ملی می رسد و افسردگی روحی و روانی را بیشتر می کند. پرسش این است که قطار بدبختی اقتصادی تاکجا ادامه خواهد داشت و چگونه باید ترمز ان را بکشیم؟ بدون چون وچرا باید قبول کرد ادامه این روند دیگر برای یک دوره حتی میان مدت ناممکن خواهد شد و تاب آوری اقتصاد ملی و تاب آوری شهروندان ایرانی به نقطه نامطمئنی می رسد و باید اتفاق تازه ای بیفتد.