قفس تنگ سیاست ؛ حتی برای مرگ یک هنرمند
آن گونه که هنرشناسان و کسانی که از نزدیک با شادروان شجریان زانو به زانو نشسته و همکاری کردهاند تا بتوانند دردهای شهروندان را در صداوساز کرده و آنها را دمی آرام سازند میگویند او به همه ریزهکاریهای این کار بزرگ خویش آشنا بوده است. همین زندگی با شناخت او از زاویهها و گوشه و کنارهای ساز و آواز و ترانه و شعر بوده است که گروهی بزرگ از دوستداران و آشنایان به موسیقی ایرانی را شیفته خود کرده است. اشک و اندوه شهروندانی که با جان آواز ایران روزگار سپری کردهاند گواهی بر این است که او راه ورود و ماندن در دلهای شیفته هنر ایرانی را یافته بود و تجربه نشان میدهد شجریان در دل و یاد ایرانیان میماند. اما کاش آنهایی که قدرت در دست دارند و میدانستند که این هنرمند استوار میتواند در مداراسازی جامعه و سازگار کردن دلهای شهروندان با دیدگاههای گوناگون به سیاست مفید باشد راه را بر او نمیبستند و بستر را برای شناخت ایرانیان جوان بازمیکردند تا نسیم دلنشین و دلپسند هنر ناب ایرانی به این نسل تازه از خاک رسته میوزید و شاید دوستدارانی از جوانان مییافت که در ادامه دادن راه او آمادگی داشتند و هنر ناب ایرانی را در رشته آواز ادامه میدادند. آنهایی که در پنهان به صدای استاد آواز ایران گوش داده و سرمست و شاد شده و در پیش چشم شهروندان با دورویی و ماندن در قفس تنگ دیدگاههای سیاسی راه را بر پیشرفت هنر و هنرمندان با ریشه و اصیل ایران که درد مردم را فریاد میزدند و میزنند بستند از مرگ این استاد کاش به خود بیایند و قدر بزرگان هنر و هنرمندان استوار بر نگهداشت هنر ایرانی را بدانند.