کد خبر 535028
۱۳۹۹/۱۱/۳۰ ۱۲:۰۶

توافق گازی باکو- عشق آباد درخزر

ساعت 24 - ایران در دهه 1970 به شوروی وقت گاز صادرمی کرد اما حالا کشورهای جداشده از شوروی سابق هرکدام صادرکننده نفت وگاز شده ورقیب ایران به حساب می آیندودرغیاب سرمایهگذاری برای گاز ایران انها بازارها را تقسیم خواهند کرد. ایراس در تحلیلی بر توافق تازه ترکمنستان و آذربایجان برایند این توافق را به ویژه در توسعه صادرات گاز بررسی کرده است که می خوانید:
توافق گازی باکو- عشق آباد درخزر
dir="RTL" style="text-align:right"> توافق 21 ژانویه ترکمنستان و جمهوری آذربایجان پیرامون «اکتشاف، توسعه و بهره­برداری مشترک از میدان دوستی» (پیش از این، «سردار ترکمنی» و «کاپاز» آذری)، از سوی بسیاری از کارشناسان به­عنوان گامی برای پایان دادن به اختلافات مرزی دو کشور در حوزه دریای خزر ارزیابی می­شود. این توافق که از پس ده­ها بار گفتگوی بی­حاصل، اتهام­زنی­های متقابل و حتی تهدید نظامی و قدرت­نمایی­های هدفمند (مانورهای نظامی) در سه دهه گذشته صورت گرفته است، پیش­درآمدی برای احداث خط (خطوط) لوله ترانس خزر و اتصال تولیدات هیدروکربنی ترکمنستان به بازارهای اروپایی و غربی محسوب می­شود. عشق­آباد که علی­رغم توافق­های دوجانبه و چندجانبه روس­ها، قزاق­ها و آذری­ها در حوزه شمالی خزر در سال­های گذشته، به­دلیل اختلاف بر سر مالکیت میدان­های نفتی و گازی با جمهوری آذربایجان از پیوستن به این مناسبات خودداری کرده بود، به­دنبال توافق حقوقی کشورهای حاشیه خزر در سال 2018 از یک­سو و روندهای پیچیده تعاملات انرژی در مسیرهای شرقی، جنوبی و شمالی -که عموما انتظارات ترکمن­ها را برآورده نکرده است- از سوی دیگر، عزم خود را در خصوص نگاه جدی­تر به مسیرهای غربی و تحقق هدف راهبردی متنوع­سازی مسیرهای صادراتی (و تأمین امنیت درآمدهای ارزی) در قالب مشارکت با باکو در بهره­برداری از منابع هیدروکربنی حوزه خزر نشان داده است.بهره­برداری از میدان دوستی، جریان درآمد متوسطی را برای ترکمنستان فراهم خواهد کرد و عایدات آن برای عشق­آباد هرچند قابل چشم­پوشی نیست، اما زمینه­ساز درآمد ارزی بسیار برجسته­ای نیز به­شمار نمی­رود. تا جایی که حتی می­توان مدعی بود، اهمیت سیاسی و نمادین این توافق بیشتر و مهم­تر از ارزش­های تجاری و اقتصادی آن است. به­عبارت دیگر، فعالیت مشترک در میدان «دوستی»، بیش از هر چیز نشان می­دهد که فضای گفتگو و همکاری میان ترکمن­ها و آذری­ها در حوزه خزر فراهم شده است. فضایی که از یک­سو ضمانتی برای امنیت سرمایه­گذاری خارجی در عرصه نفت و گاز و انتقال انرژی این حوزه به­شمار رفته و از سوی دیگر، امکان آشکاری برای هم­افزایی عرضه منابع انرژی در دو سوی خزر –و به همین نحو، عامل جذابیت بیش از پیش منابع انرژی این حوزه برای بازارهای بزرگ- محسوب می­شود.

در صورت راه ­اندازی خط لوله ترانس خزر در سال­های آینده، ظرفیت­های خطوط لوله موجود در قالب کریدور جنوبی گاز (SGC) که در حال حاضر گاز جمهوری آذربایجان را به ترکیه و اروپا منتقل می­کند، بستری آماده و مهیا برای آغاز سریع صادرات گاز ترکمنستان به اروپا است. این کریدور (شامل دو شاخه اصلی تاناپ و ترانس آدریاتیک) که از سال 2018 انتقال گاز به ترکیه و از 31 دسامبر 2020 انتقال گاز به یونان، آلبانی و ایتالیا را آغاز کرده است، صرفا با نیمی از ظرفیت خود در حال فعالیت است و پیش­بینی می­شود، گاز ترکمنستان، مناسب­ترین گزینه برای پر کردن ظرفیت باقیمانده آن خواهد بود.با همه این­ها، آمادگی ترکمنستان برای اجرای راهبرد متنوع­سازی خطوط انتقال انرژی و صادرات گاز به اتحادیه اروپا -حتی در صورت تحقق فیزیکی خط لوله ترانس خزر- تنها بخشی از ضرورت­های مربوط به عملیاتی شدن جریان انتقال گاز ترکمنی به اروپا را فراهم می­آورد. ضرورت دیگر، مربوط به رغبت بازار هدف به خریداری این گاز و سایر ملاحظات غیراقتصادی است که بر آن مؤثر خواهد بود. اروپایی­ها، مانند هر بازیگر دیگر، با هدف حداکثرسازی منافع خود وارد میدان مبادله می­شوند و طرح ایده­های مختلف از سوی آن­ها، الزاما به­معنای اجرای این ایده­ها در هر شرایط و با هر هزینه­ای نیست. نمونه آن، تجربه کنار گذاشتن منابع گاز شرق خزر (از جمله ترکمنستان) از جریان انتقال گاز حوزه خزر به این اتحادیه است که به­دنبال کشف منابع جدید گازی در میدان بزرگ شاه­دنیز (واقع در 70 کیلومتری جنوب شرق باکو) و بسندگی آن صورت گرفت. طرح اولیه این خط لوله که در اواخر دهه 1990 با هدف انتقال گاز ترکمنستان از طریق دریای خزر به سواحل آذربایجان و سپس به ترکیه و اروپا (با حمایت مالی کنسرسیوم شرکت­هایShell ، Bechtel و GE) برنامه­ریزی شده بود، پس از کشف میدان شاه­دنیز دچار دگرگونی اساسی شده و تمرکز آن بر توسعه و استخراج منابع داخلی جمهوری آذربایجان معطوف شد. بنابراین، بر خلاف آن­چه که در عرصه دیپلماسی جریان دارد، در عمل، اتحادیه اروپا شریک تجاری چندان قابل اعتمادی در عرصه مبادلات انرژی حوزه خزر ظاهر نشده است.

مسئله دیگر، مربوط به مناسبات گازی مسکو و اتحادیه اروپا است. در حال حاضر، بخش عمده گاز مورد نیاز اتحادیه اروپا توسط روسیه تأمین می­شود و طبیعتا، این کشور در تلاش است تا از حضور تأمین­کننده­های احتمالی رقیب در این بازار جلوگیری کرده و موقعیت خود را به­عنوان تأمین کننده اصلی انرژی این قاره تثبیت کند. خطوط لوله جدید در حوزه جنوبی خزر، ضمن تأثیر مستقیم بر انحصار صادرات گاز روسیه به اروپا و افزایش امنیت انرژی کشورهای این اتحادیه، فرصت­های جدیدی را برای فزایندگی ظرفیت تجاری و قدرت چانه­زنی اروپایی­ها بر سر قیمت فراهم می­آورد. با وجود این، بخش مهمی از آینده صادرات گاز ترکمنستان به اروپا، احتمالاً به محاسبات بروکسل در ابعاد مختلف و میزان آمادگی (اراده واقعی) آن برای تحمیل (و تحمل) فشار برای مهار روسیه و عملیاتی­سازی خط لوله گاز ترانس خزر بستگی خواهد داشت.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک