کد خبر 129937
۱۳۹۴/۱۲/۱۸ ۱۳:۲۹

بحران آب و مافیایی که همچنان اقدامی نمی کند

ساعت24- بحران آب در کشورما با خشگ شدن دریاچه ارومیه و برخی دریاچه ها و تالاب ها و رودخانه های کشور در صدر توجه افکار عمومی بود. با فرارسیدن زمستان و فصل بارندگی توجه ها تا حدی کاسته شد و کسی به فکر تابستان محتومی که در راه است و فصل کم باران نبود. این روزها باز به فصل گرما و کاهش بارندگی ها نزدیک می شویم و می شنویم که برخی مسئولان آب در وزارت نیرو سخن را به کمبود آب می کشانند. اما آیا نباید پرسید در این مدت چه کردید و چه برنامه ای داشته و دارید.
بحران آب و مافیایی که همچنان اقدامی نمی کند
اینکه نهادهای مسئول بخش آب در طول چند سال اخیر که خشکسالی در کشور ما که از جمله مناطق کم آب است بحران آفرین شده بود و همه از بحران آب سخن می گفتند چه کردند و چه برنامه هایی و چه طرح هایی اجرا کردند متاسفانه هیچگاه مورد توجه نیست و نخواهد بود.

مافیای آب

در سال های اخیر سخن از مافیا در بخش های مختلف اقتصاد کشور به تکرار شنیده می شود.مافیای گوشت مافیای نفت مافیای واردات مافیای ...اما کمتر شنیده شده که کسی از مافیای آب سخن بگوید.اما در این باره نیز سخن گفته شده اما کمتر به آن توجه شده است.آب ماده ای حیاتی است و بدون شک زندگی و تمدن ها به شهادت تاریخ در کنار آب ها شکل گرفته است اما متاسفانه مافیای آب کمتر مورد توجه قرار می گیرد. البته بحث مافیای آب یک کلمه است و معنی و مفهوم آن مهم است.در واقع مافیای آب به معنای این است که گروهی با منافع خاص حول مسایل و مختلف آب سرمایه هایی که در این بخش وجود دارد را به نحوی خاص هدایت می کننند که سود آن به جیب اعضای و طرفدارانشان برود.این ساختار یعنی یک ساختار مافیایی.

در کشورما همه در همه بخش ها و نهاد ها از جمله در بخش های مربوط به آب به اهمیت این ماده آگاه هستند و معضلات و مشکلات آن را در کشور بخوبی می دانند.اگر قرار بر سخن گفتن شود همه ساعت ها سخن می گویند.اما هنگامی که قرار گذشته می شود که عمل کنیم. اما و اگر ها آغاز می شود.اینکه چه میزان بوجه به چه بخش و طرح و نهاد و سازمان و پیمانکاری تعلق گیرد محل کشاکش و دعواست.در این زمان همه منطق ها لنگ می شود و تردید در مورد برنامه ها و سخن هایی که زده شد شروع می شود و بعد از مدتی متوجه می شویم که بودجه به جایی تعلق گرفته که از قبل اعلام شده بود که محل مناسبی نیست.درواقع محل مناسبی برای آب و منافع آبی کشور نیست اما محل مناسبی باری منافع یک فرد یا گروه است.

دولت متمرکز و بخش خصوصی محافظه کار

اقتصاد ایران با یک معضل مواجه است و آن این است که تمرکز مدیریت دردست دولت است. بزرگ بودن دولت که خود ناشی از دلار های نفتی است دولت را نه به برنامه ریز که به خرج تراش تبدیل کرده است. دولت هرسال برآورد خاصی از در آمدهای نفتی دارد و براساس آن مخارجی می تراشد.مانند یک خانواده که پدر پولداری دارند اما مدیریت و آینده نگری ندارند.اعضای خانواده تنها برای درآمدهای پدر مخارج می تراشند و کسی به فکر تولید و آینده نیست که اگر خدایی نکرده ثروت باد آورده و میراث پدر از بین برود چه باید کرد؟از این رو در همه بخش ها به یک گروه مدیران و افراد هوشمند برمی خوریم که از همه چیز آگاهند اما به خرج تراشی و مدریت درآمدهای ناشی از نفت مشغول هستند و در بخشی که تولید و آینده نگری متمرکز شده افرادی با سرمایه اندک و کم سواد یا با دانش و علاقمند اما فاقد سرمایه های نفتی وجود دارند.

در هر بخش اقتصاد کشور که می نگریم چنین تقسیم بندی و سازمان دهی مشاهده می شود.در نقطه ای که برای راه اندازی هزینه های بالایی نیاز است و طرح های عظیمی باید اجرا شود علاقمند زیاد است اما به نقطه ای که هزینه های کمی دارد و سرمایه اندک ولی کار زیاد می خواهد توجه چندانی نمی شود.این روز ها در بخش های گوناگون شاهد توجه به بخش هایی هستیم که سرمایه بسیار زیاد و سنگینی نیاز دارد اما بازده اندکی در اقتصاد خواهد داشت. برای مثال وزات راه و ترابری در یک قراداد میلیون ها دلار هواپیمای مسافربر خریده است اما این سرمایه گذاری برای کشوری که صنعت جهانگردی بزرگی ندارد و فروگاه های عظیم و قابل توجهی برای فرود هواپیماهای بزرگ ندارد برای چیست.آن هم در شرایطی که اقتصاد هوانوردی روبه افول است و با ارزان شدن قیمت نفت اگر شرکت های هوایی دچار بحران شده اند و گسترش تروریسم در مناطق مختلف توریستی شرایطی فراهم آورده که اکثر شرکت های هوایی اعلام کرده اند یک بلیط بخر یک بلیط جایزه ببر.

خرید این میزان هواپیما بدون شک سرمایه گذاری های کلان و عظیم را دربخش های فرودگاهی می طلبد که بدون شک باید با سرعت انجام شود اما در شرایطی که هنوز شبکه راه آهن کشور به شکل مناسب و قابل قبولی توسعه نیافته است و راه های کشور هنو با معضلات عظیم روبروست چرا به حمل ونقل هوایی توجه می شود. چرا دیگر به طرح هایی که سال ها است خاک می خورد مانند بزرگراه تهران شمال و.. توجه نمی شود.جاده هایی که برخی اگر در زمان خودش به نتیجه می رسید و با ظرفیت های اقتصادی و برنامه ریزی شده راه اندازی می شد اقتصاد کشور را متحول می کرد.

این شرایط در دولت موجب می شود که بخش خصوصی که تحت شرایط اقتصاد قدرتمند دولتی به یک دنباله رو دولت و زائده ای بر دولت تبدیل شود از روحیه ای محافظه کار برخوردار شود و هیچ ابتکار و خلاقیت خاصی از خود نشان ندهد. بخش خصوی در ایران با هوشمندی در کناری می نشیند و منتظر می شود تا دولت تصمیم و عمل کند و تحت انی تصمیم و عمل بخش خصوصی نیز به سوی فعالیت هایی خاص حرکت می کند.همه آنچه گفته شد یک تصویر از شرایط اقتصادی بود و شاید همه واقعیت تام و تمام نداشته باشد اما کم و بیش این الگو در اقتصاد کشور حاکم است.البته هرگاه که در آمدهای نفتی کاسته می شود دولت از یکه تازی دست برمی دارد و با اندیشه و تامل تصمیم می گیرد و با شجاعت در بخش هایی که منافع گروه های ذینفع می طلبد هزینه نمی کند.تحت این شرایط بخش خصوصی نیز کمی کارآمد تر می شود و فعالتر.

بخش آب و شرنوشتی مشابه

متاسفانه در بخش آب که با معضلات فراوان روبروست و همواره از بحران آب سخن گفته می شود و بخش خاک و حتی هوای کشور هم شاهد همین مسایل هستیم.هیچ سرمایه گذاری مهمی در بخش تولید و تامین و تثبیت آب های زیرزمینی انجام نمی شود اما در زمینه ظرح های عظیم و پرهزینه روی زمین برنامه ریزی ها با سرعت انجام می شود و بودجه ها با دقت اختصاص می یابد. در مورد اتلاف و هدر رفتن خاک کشور نیز چنین شرایطی حاکم است. زهکشی و اصلاح شبکه آبیاری کشاورزی با وجودی که از ابتدای برنامه های پنجساله و درازمدت کشور توجه زیادی به آن شده است اما هیچگاه اقدام موثری در این زمینه نشده و همچنان در بر همان پاشنه می چرخد که می چرخید. این روزها شهرهای مهم و بزرگ کشور با آلودگی عظیم و مرگ آور هوا مواجه هستند اما هیچ معلوم نیست که در کشور چه برنامه ای برای آن ریخته شده است. در خبرهای اخیر شنیده شد که قراردادهایی برای تولید خودروهای پژو در کشور امضاء شده اما در مورد توجه به میزان آلودگی این خودروها و میزان مصرف سوخت در این خودروها اشاره ای نشده است. سال هاست که مصرف سوخت بالا و آلوددگی هوا در کشور یک معضل است اما هیچگاه در مورد واردات خودروهای کم مصرف و کم آلوده کننده و سیاست های تشویق و تسیهل برای تولید و ورود این نوع خودروها شنیده نمی شود و طرحی مطرح و در نظر گرفته نمی شود و نشده است.به چه دلیل اتلاف منابع و ثروت با این وسعت ادامه دارد و اقدام جدی نمی شود.

شاید شنیدن بخشی از سخنان دکتر محمد حسن پاپلی یزدی کمی از معضلات را روشن کند اما بدون شک با افشاگری و سخنرانی هم کاری نمی تواند کردو باید تلاش های جدی تر و عمیق تر برای تغییر جدی تفکر در این بخش و تحول ساختاری و عمیق و ورود نیروهای کارآمد و کمتر علاقهند به کسب رانت به وزارت نیرو و بخش آب تلاش کرد.متاسفانه نهاد دولتی مسئول امور آب کشور سال هاست که تغییر عمق و جدی نکرده و افرادی که بخوبی با همه مشکلات آشنایی دارند سال هاست در این بخش فعال هستند اما به نظر می رسد که تمایلی به عمل و ارده ای معطوف به تغییر شرایط ندارند.تحت این شرایط به نظر می رسدکه ایجاد چالش تغییر ساختار نیروی انسانی در این بخش بتواند به تحول منجر شود.متاسفانه سال هاست که حتی ساختار این بخش و سازماندهی آن نیز با هزینه های بالایی تغییرکرده است و با این تصور که تغییر نحوه مدیریت و سازمان می تواند به تحول منجر شود تغییرات مهمی در ساختار اداری ایجاد شده اما متاسفانه این تغییرات هم تاثیری نداشته و همچنان حرکتی مشاهده نمی شود.

١٠ سال دیگر منابع آب تمام می‌شود

تازه ترین گزارش مسئولان بخش آب نشان می دهد که شرایط تغییر خاصی نکرده است. سخنان تکراری در این زمینه و بیان مشکلات بدون عمل به راهکارها و افزایش تعرفه ها بدون کارآمدی در ساختار فنی و اداری معضلاتی است که همچنان در نهاد مجری دیده می شود. در همایشی که به تازگی به بررسی رویدادهای بخش برق و آب کشور در دانشگاه صنعتی شریف برگزار شده بود مسائل مربوط به تنش آبی در نشستی با عنوان «اقتصاد آب و انرژی با رویکرد بهره‌وری» به بحث گذاشته شد. در این نشست، پنج نفر از استادان دانشگاه و و مقام‌های مسئول و کارشناسان حوزه آب، نیرو و کشاورزی، به ارائه نقطه‌نظرات خود پرداختند که در ادامه بخشی از آن را می‌خوانید.

شاید اگر درست ارزیابی کنیم، عملا در استفاده از منابع طبیعی، رتبه آخر در دنیا را داریم؛ یعنی بسیاری از کشورهایی که به منابعی مانند منابع آب و انرژی ما دسترسی دارند، مشابه ما با اسراف بهره‌برداری نمی‌کنند. این در شرایطی است که به لحاظ دانش و اطلاع از برنامه‌ها، آنچه در برنامه‌های توسعه چهارم تا ششم و آنچه در سند چشم‌انداز ١٤٠٤ آمده و پذیرفته‌شده توسط ارکان نظام، حرف‌های خوب است؛ اما این حرف‌های خوب اصلا به خوبی انجام نمی‌شود.

این سخنانی است که علیرضا دائمی، معاون برنامه‌ریزی و اقتصادی وزارت نیرو بیان می کند. او می افزاید کشور از منظر منابع طبیعی، در شرایط تنش آبی قرار دارد؛ یعنی حالا کشور ما کشوری نیست که در دوران فراوانی باشد. نه‌تنها کشور ما، بلکه بخش زیادی از کشورهایی که بر کمربند خشک زمین قرار گرفته‌اند نیز این مشکلات را دارند. براساس اسناد بین‌المللی که در سال ٢٠١٢ منتشر شده، در کشور ما بالای صددرصد از منابع آبی زیرزمینی برداشت می‌شود؛ یعنی داریم از منابع استراتژیک خود استفاده می‌کنیم. ما در دهه اخیر ١١٠‌ میلیارد مترمکعب از منابع استراتژیک خود برداشت اضافه داشته‌ایم و اگر به همین منوال پیش برود، در ١٠ سال آینده اساسا در کشور چیزی به نام منابع آب زیرزمینی به صورت کلان نخواهیم داشت. این معضل عجیبی است که در کشور در حال بروز است. یکی دیگر از معضلات کشور، تراکم جمعیتی است. ما ٢١ درصد از جمعیت کشور را در قسمت مرکزی و الباقی را نیز عمدتا در شهرهایی مانند مشهد، اصفهان، تبریز و شهرهای شمالی کشور جمع کرده‌ایم. توزیع جمعیتی نامناسبی در کشور حاکم است؛ مثلا از یک سو جمعیت روز ابرشهر تهران بالای ١٠‌ میلیون نفر است و از سوی دیگر برخی از مناطق کشور، مانند نوار ساحلی جنوب‌شرقی کشور تا نزدیک بندرعباس، فاقد مرکز جمعیتی است. از سال ٨٢ حدود ١٢ سال است که یک‌ضرب در برنامه‌های بالادستی عنوان می‌کنیم که وضعیت آب‌های زیرزمینی کشور خراب است، فرونشست زمین داریم و کشور رو به نابودی می‌رود؛ اما برداشت‌ها روزبه‌روز بیشتر می‌شود و هیچ سالی نبوده که این وضعیت بهتر شده باشد.

تقریبا تمام آب‌های سطحی کشور، یعنی رودخانه‌ها، تالاب‌ها و در نهایت دریاچه‌های ما از بین رفته است. ایران تا سال ١٣٤٤ تا قبل از انقلاب، به دلیل دسترسی‌نداشتن به انرژی، تکنولوژی و پمپ‌های بزرگ کشنده آب و همچنین به دلیل اینکه هنوز به روستاهای کشور برق‌رسانی نشده بود و میزان مصرف آب نیز به شکل امروزی نبوده، به برداشت‌ها از آب زیرزمینی چندان توجه نشد؛ اما در ادامه این فرایند تغییر می‌کند و در شیب اول شش‌ میلیارد مترمکعب اضافه برداشت پیدا می‌کنیم، در شیب دوم هشت‌میلیارد و در شیب اخیر نیز با ١١‌ میلیارد اضافه برداشت مواجه می‌شویم. تعریفی که در نشست «دوبلین» از آب به ‌دست داده شد این بود که «آب منبعی محدود و گران‌بهاست و برای حیات، توسعه پایدار و محیط‌زیست ضروری است و باید به صورت یکپارچه مدیریت شود».

در بحث دوم این نشست نیز سخنانی گفته شد که خواندنی است: توسعه و مدیریت آب، بر مبنای رویکرد مشارکتی است؛ یعنی همکاری مردم، برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران و دانشگاهیان در سطوح مختلف باید وجود داشته باشد. آب کالای اقتصادی و دارای ارزش اقتصادی و در کلیه استفاده‌ها، رقابتی است. آب یک کالای اقتصادی است. کالای اقتصادی تعریف مشخصی دارد؛ یعنی دارای ارزش مشخصی است و باید بازار داشته باشد و در آن تعیین قیمت شود و مادامی که ما به این اصول توجه نداشته باشیم، این چرخه تکمیل نمی‌شود. با این وضعیتی که برای آب وجود دارد، درباره برق نیز وضعیت چندان مناسبی نداریم؛ هر کیلووات/ ساعت برق برای مصرف خانگی در ایران ٢,٠١ سنت، در ترکیه ١٣.٢ سنت و در ایتالیا ٢٨.١ سنت قیمت دارد؛ در حقیقت در جدول کشورهایی که برق ارزان دارند، ایران ارزان‌ترین کشور است. ما در مصرف خانگی به ازای هر کیلووات/ ساعت برق خانگی ٦٠ تومان می‌گیریم؛ درحالی‌که همین برق را با قیمت ١٥ تومان به بخش کشاورزی می‌دهیم؛ در این شرایط که تقریبا پولی پرداخت نمی‌شود، چه محدودیتی وجود دارد که اصلا پمپ یک چاه را خاموش کنند؟ نتیجه انرژی ارزان و آب مجانی، معضلاتی نظیر برداشت بی‌رویه آب و همین نشست زمین است که امروز دچار آن هستیم. ما در شرایطی که نمی‌توانیم مشکل شغل جوانان و آینده آنها را برطرف کنیم، سالانه برای آب و برق ٥٥‌ هزار ‌میلیارد تومان یارانه می‌پردازیم که آب و برق با تبذیر و اسراف مصرف شود؛ این چیزی است که باید در آن تجدید نظر کنیم.

آیا اقدامی می شود

متاسفانه همه آنچه گفته شد مسایلی است که از نظر کارشناسی همه از بالاترین مقام تا پایین ترین به آن آگاهی دارند اما چون اجرای آن زحمت دارد و هزینه های اندک و سودی عاید دست اندرکاران نمی کند تمایل و علاقه ای به اجرای آن نیست.اینکه ساختار های دولتی کارآمد شود از اتلاف انرژی جلوگیری شود و ....سودی عاید دست اندرکاران نمی کند اما اجرای طرح هایی که بودجه های کالان می خواهد سودی مشخص و عایدی معینی دارد که برای آن می توان اقدام کرد.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک