قوانین مالیاتی را آسان کنید ، جریمه ها را کم
قوانین مالیاتی را آسان کنید ، جریمه ها را کم
سایت خبری تحلیلی ساعت 24- نظام جامع مالیاتی از راه رسیدهاست. عطش دولت برای دسترسی به درآمد قابل قبول مالیاتی و رهایی از وابستگی به درآمدهای نفتی از یکسو و عدم تحقق ارقام مورد نظر از سویی باعث شده تا باز هم دست به دامان تنها راهکار دولتمردان برای اجرای قانون شویم. جریمه، راهکار شیرینی که هم خودش فینفسه درآمد است و هم مدیران امیدوارند مودیان فراری از مالیات را به پرداخت مالیات حقه نه تشویق بلکه مجبور کند.
جریمههای متعدد و سنگین برای عدم ارائه دفاتر، رد دفاتر قانونی، عدم ارائه اظهارنامه و صورتهای مالی و اخیرا عدم ارائه صورتهای ماده 169 مکرر و البته ارزش افزوده وضع شده و هنوز مودیان مالیاتی به پیروی از دستورات قاطعانه سازمان امور مالیاتی قانع نشدهاند. چرا؟ چرا سیاستگزاران مالیاتی کشور هیچگاه به فکر درک واقعی این وضعیت نیافتادهاند؟
واقعیت این است که پرداخت مالیات در کشور هنوز یک ارزش نیست. با تمسک به بهانههای مختلف، پرداخت مالیات را غیر عادلانه تلقی نموده و از آن میگریزند. شاید سابقه تاریخی در جدایی دولتها و مردم و از طرفی وابستگیهای دینی که پرداخت خمس و زکات و شرعیات دیگر را واجب میشمرد نیز در این باور بیتاثیر نبوده باشد.
البته این تمام ماجرا نیست. عادت تاریخی دوایر مالیاتی بر اینکه با هر روش موجود، مالیاتی بیش از آنچه مودی اظهار کردهاست مطالبه کنند. بی اعتمادی نسبت به قوانین و عدم صراحت کافی آنها، بخشنامههای متعدد و متناقض که یکی جریمهای را قابل بخشودگی و دیگری غیر قابل بخشایش میدانند. یکی به قبول مدارک مودی رای میدهد و دیگری آنها را غیر قابل قبول میداند و از همه مهمتر اینکه فرق این بخشنامهها و حوزه اجرای آن را فقط و فقط دوایر مالیاتی میدانند از دیگر دلایلی است که پرداخت مالیات را از یک روش شناخته شده و عادت مالی مودیان به یک بده بستان و چانه زنی با ممیزین و دوایر مالیاتی به سبک داروغههای قدیم تبدیل کردهاست. اینکه بایستی و ببینی خودِ داروغه چقدر از جیبهایت پیدا میکند و بیرون میکشد. تا جایی مورد قبولت هست و با حالتی که خشنودیات را نبیند نگاهش میکنی، از جایی در عین ناخشنودی هنوز رضایت داری و از جایی دیگر ناراحتی ولی هنوز میگویی اگر بگیرد وبرود باز هم خوب است و بیش از آن را تاب نمیآوری و یا توافق میکنی و یا کار به اعتراض و هیات حلاختلاف و اینها میکشد. خیلی هم به دفتر نویسی و اینها ربط پیدا نمیکند. اینجا هر چقدر تو برای ایستادن پای قانون جرات داشته باشی، آتش قانون را برایت تیزتر میکنند.
در حقیقت رفتارهای اجتماعی ، هنجارهای دو سویهاند. در چنین وضعیتی که رفتارها به عادت تبدیل شده، شاید بهترین راهکار، سادهسازی باشد. عدالت، صراحت و شفافیت، سهولت و صرفهجویی ارکان نظام مالی موجه است. شاید بهتر باشد روشی برگزیده شود که حتی با فرض وصول مالیاتی کمتر از میزان قانونی از هر مودی، حداقل باعث شود تا مودیان بیشتری مالیات پرداخت کنند و هزینههای رسیدگی و وصول نیز کمتر شود و همچنین باعث حذف فساد اداری و در نتیجه اعتماد دوباره مردم به دستگاه مالیاتی کشور شود. یقینا چنانچه مردم ببینند، همه مالیات میپردازند، لمس عدالت مالیاتی، آنها را به پرداخت تشویق میکند. وقتی بدانند بر اساس ضابطه صریحی مالیات اخذ میشود، طبیعتا از پنهان کردن درآمد و یا ارائه صورتهای هزینه غیر واقعی منصرف شده و راه قانونی و البته ساده را برمیگزینند.
مطمئنا، اینکه احساس کنی، همصنف و همشغل تو در عین اینکه با تو در یک سطح است از تو کمتر مالیات میپردازد خوشایند نیست و ممکن است هر کسی را ترغیب به ارائه اطلاعات غلط مالی برای دسترسی به همان میزان مالیات کند.
شاید تفکر در دلایل رفتارهای مالیاتی مردم کمک کند تا به جای تنبیه به اصلاح روشهای وصول مالیات بپردازیم.
*کارگزار گمرکی
جریمههای متعدد و سنگین برای عدم ارائه دفاتر، رد دفاتر قانونی، عدم ارائه اظهارنامه و صورتهای مالی و اخیرا عدم ارائه صورتهای ماده 169 مکرر و البته ارزش افزوده وضع شده و هنوز مودیان مالیاتی به پیروی از دستورات قاطعانه سازمان امور مالیاتی قانع نشدهاند. چرا؟ چرا سیاستگزاران مالیاتی کشور هیچگاه به فکر درک واقعی این وضعیت نیافتادهاند؟
واقعیت این است که پرداخت مالیات در کشور هنوز یک ارزش نیست. با تمسک به بهانههای مختلف، پرداخت مالیات را غیر عادلانه تلقی نموده و از آن میگریزند. شاید سابقه تاریخی در جدایی دولتها و مردم و از طرفی وابستگیهای دینی که پرداخت خمس و زکات و شرعیات دیگر را واجب میشمرد نیز در این باور بیتاثیر نبوده باشد.
البته این تمام ماجرا نیست. عادت تاریخی دوایر مالیاتی بر اینکه با هر روش موجود، مالیاتی بیش از آنچه مودی اظهار کردهاست مطالبه کنند. بی اعتمادی نسبت به قوانین و عدم صراحت کافی آنها، بخشنامههای متعدد و متناقض که یکی جریمهای را قابل بخشودگی و دیگری غیر قابل بخشایش میدانند. یکی به قبول مدارک مودی رای میدهد و دیگری آنها را غیر قابل قبول میداند و از همه مهمتر اینکه فرق این بخشنامهها و حوزه اجرای آن را فقط و فقط دوایر مالیاتی میدانند از دیگر دلایلی است که پرداخت مالیات را از یک روش شناخته شده و عادت مالی مودیان به یک بده بستان و چانه زنی با ممیزین و دوایر مالیاتی به سبک داروغههای قدیم تبدیل کردهاست. اینکه بایستی و ببینی خودِ داروغه چقدر از جیبهایت پیدا میکند و بیرون میکشد. تا جایی مورد قبولت هست و با حالتی که خشنودیات را نبیند نگاهش میکنی، از جایی در عین ناخشنودی هنوز رضایت داری و از جایی دیگر ناراحتی ولی هنوز میگویی اگر بگیرد وبرود باز هم خوب است و بیش از آن را تاب نمیآوری و یا توافق میکنی و یا کار به اعتراض و هیات حلاختلاف و اینها میکشد. خیلی هم به دفتر نویسی و اینها ربط پیدا نمیکند. اینجا هر چقدر تو برای ایستادن پای قانون جرات داشته باشی، آتش قانون را برایت تیزتر میکنند.
در حقیقت رفتارهای اجتماعی ، هنجارهای دو سویهاند. در چنین وضعیتی که رفتارها به عادت تبدیل شده، شاید بهترین راهکار، سادهسازی باشد. عدالت، صراحت و شفافیت، سهولت و صرفهجویی ارکان نظام مالی موجه است. شاید بهتر باشد روشی برگزیده شود که حتی با فرض وصول مالیاتی کمتر از میزان قانونی از هر مودی، حداقل باعث شود تا مودیان بیشتری مالیات پرداخت کنند و هزینههای رسیدگی و وصول نیز کمتر شود و همچنین باعث حذف فساد اداری و در نتیجه اعتماد دوباره مردم به دستگاه مالیاتی کشور شود. یقینا چنانچه مردم ببینند، همه مالیات میپردازند، لمس عدالت مالیاتی، آنها را به پرداخت تشویق میکند. وقتی بدانند بر اساس ضابطه صریحی مالیات اخذ میشود، طبیعتا از پنهان کردن درآمد و یا ارائه صورتهای هزینه غیر واقعی منصرف شده و راه قانونی و البته ساده را برمیگزینند.
مطمئنا، اینکه احساس کنی، همصنف و همشغل تو در عین اینکه با تو در یک سطح است از تو کمتر مالیات میپردازد خوشایند نیست و ممکن است هر کسی را ترغیب به ارائه اطلاعات غلط مالی برای دسترسی به همان میزان مالیات کند.
شاید تفکر در دلایل رفتارهای مالیاتی مردم کمک کند تا به جای تنبیه به اصلاح روشهای وصول مالیات بپردازیم.
*کارگزار گمرکی