مظاهری هم مثل مصباحیمقدم حرف میزند
دقت در سخنان آنها نشان میدهد كه خلاف واقع نمیگویند اما گونهای حرف میزنند كه انگار نه از دانش اقتصاد سررشته دارند و نه اینكه میدانند به بار نشستن خواستههای اقتصادی نیاز به زمان دارد و ثبات سایر شرایط باید حفظ شود.
به طور مثال، طهماسب كه خود ۳ سال عهدهدار رییس كل بانك مركزی بوده است و به دلیل اینكه دیدگاه كارشناسیاش شاید با دولت وقت سازگار نبود از این مقام بركنار شد خوب میداند كه پول دادن از طرف بانكها به بنگاههای ورشكسته یا در حال تعطیلی چه معنایی دارد و یادش هست كه در این باره چه مجادله دامنهداری با وزیر كار وقت داشت كه نباید به بنگاههای زودبازده پول داد و او حتما به یاد دارد كه افتخارش این بود كه «بانكها را سه قفله» كرده است.
مظاهری به یك خبرگزاری منتقد دولت میگوید دولت شتاب كافی برای كارها ندارد و چون در هنگام شروع كار اوج نگرفته است نمیتواند در آسمان اقتصاد زیاد بالا برود. این حرف او ترجمان دیگری است از گفتههای غلامرضا مصباحیمقدم كه نزدیك به ۱۲ سال در مجلس بود و خوب میداند كه «خروجی از ستاد فرماندهی اقتصاد» همانند رنگ كردن پارچه نیست كه پارچه را به كوزه رنگ فرو برد و پارچه رنگی تحویل گرفت و او خوب میداند كه وصله پینه كردن درآمدهای منهدم شده دولت برای پرداخت مخارج صدها هزار استخدام شده فقط چند ماه آخر زمامداری دولت قبل و میلیونها مستخدم دولتهای قبلی و پرداخت بدهیهای بر جای مانده دولتها و یارانه ماهانه یك میلیارد دلاری را نمیدهد تا برسد به اینكه «خروجی فوری» بدهد.
به گزارش ساعت ۲۴، در ذهن افرادی مثل مصباحیمقدم و مظاهری چه میگذرد و به نظر آنها دولت یازدهم چه اقدامی كند كه آنها بگویند خروجی به موقع بوده است و حركت شتابان شده است. دولتی كه فقط ۶ ماه است توانسته سنگهای بزرگ در مسیر جذب سرمایه خارجی را بردارد و به سرمایهگذاران داخلی اطمینان دهد كه نمیخواهد هر روز یك سیاست را دنبال كند. آیا میتوانسته تندتر از این حركت كند و به كدام راه باید میرفت كه نرفته است؟
نكته مهم در این وضع در پرسش اساسی روز كارشناسان و علاقمندان به اقتصاد سیاسی است كه «دولت یازدهم چگونه و چه زمانی زبان باز میكند تا انتقادها را با سرعت جواب دهد و راه مخدوش شدن را ببندد؟»