چانهزنی سیف و طیبنیا آیا به جایی میرسد؟
امریکاییها به عنوان قدرت اول جهان در حوزه سیاست و نظامیگری به دلایل گوناگون پلیس بینالمللی مالی شده و نقش کمیسر نخست را بازی میکنند. حرف آنها ساده و قابل فهم است. اگر بانکهای بزرگ با بانکهای ایرانی در شرایطی که شفافیت کار آنها نامشخص است و نمیخواهند الزامهای گروه مالی بینالمللی را بپذیرند، همکاری کنند، دردسر دارد. جریمه نقدی یا عدم همکاری بانکهای همکار با بانکهای ایرانی جریمهای است که از سوی امریکاییها اعمال میشود و همین مساله بانکها را میترساند.
این درحالی است که مقامهای بانکی و اقتصادی ایران در داخل نمیتوانند رقبای سیاسی خود را متقاعد کنند که بدون همکاری کامل با گروه مالی بانکی بینالمللی و رعایت همه مقررات آنها انکار که برجامی وجود نداشته است. این گره خوردن کارها در شرایطی است که فرهاد دژپسند معاون سازمان برنامه و بودجه میگوید برای رسیدن به رشد ۸ درصدی که لازمه کاهش نرخ بیکاری جوانان است سالانه ۸۳۰ هزار میلیارد تومان منابع مورد نیاز است که با احتساب هر دلار معادل ۳۶۰۰ تومان معادل ۲۳۰ میلیارد دلار میشود.
به گزارش ساعت ۲۴، ایران باید انتخاب کند: ماندن در چاله رشدهای پایین و در حدود ۲ تا ۳ درصد و افزایش نرخ بیکاری جوانان تحصیلکرده و افزایش جرم وجنایت و همکاری با گروه مالی بینالمللی. واقعیت این است که بدون چراغ سبز امریکا ایران پشت چراغ قرمز میماند.
میتوان به مردم گفت که به دلیل مخالفت امریکا و ایستادگی ایران راهی برای عبور دستکم در کوتاه مدت نداریم و آنها را متقاعد کرد که رشدهای پایین را بپذیرند تا روزی که سیطره امریکا بر نظام پولی بینالمللی از رمق بیفتد. قطار دستیابی به رشد ۸ درصدی پشت چراغ قرمز امریکا ساخته گرفته شده است و فعلا نمیتوان انتظار حرکت داشت.