ضرورت فهم دقیقتر از «توسعه»
ایشان در سرمقاله اخیر ماهنامه آینده نگر ارگان اتاق تهران مینویسند «قطعاً توسعه اقتصادی مقدم بر توسعه در دیگر حوزههاست و تا زمانی که اقتصاد توسعه نیابد نمی توان انتظار تغییر در بخش های دیگر را داشت. متاسفانه فرهنگ حاکم بر کشور، همچنان ضد کارآفرینی است و تا زمانی که این فرهنگ در اقتصاد ایران اصلاح نشود نمی توان انتظار تحولاتی شگرف را داشت. البته بزرگترین دستاور دولت که اتفاقا گام بزرگی هم در جهت توسعه کشور به شمار میآید ، اجرای برجام است. در واقع باید بیان داشت که اصلاح رابطه با دنیا قدم اول در جهت توسعه کشور است... برای توسعه ابتدا باید ذهنیتها تغییر کند. سرمایه گذار خارجی ، دشمن نیست.» (آیندهنگر – شماره ۵۳- آبانماه ۹۵) .
همانطوریکه در عبارات فوق مشخص است در ابتدا حکم قطعی داده شده است که «توسعه اقتصادی» مقدم بر توسعه در دیگر حوزههاست. سپس «اصلاح رابطه با دنیا» قدم اول در جهت توسعه کشور دانسته شده است (یعنی توسعه سیاسی) و در ادامه و در انتها نیز عنوان شده «تا زمانی که این فرهنگ در اقتصاد ایران اصلاح نشود» و «برای توسعه ابتدا باید ذهنیتها تغییر کند» (توسعه فکری و فرهنگی) در واقع «توسعه» به معنای گذار از جامعه سنتی به مدرن بر اساس تاثیر متقابل فرایندهای سیاسی، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی در طول زمان شکل میگیرد و «اقتصاد» به تنهایی نمیتواند بیرون از وضعیت اجتماعی ، سیاسی و فرهنگی جامعه عمل کند. جالب است این نگرش و تک ساحتی نبودن امر «توسعه» و ضرورت «همهجانبهگرایی»، «فرایندی» و «سیستمی» دیدن این موضوع در همین شماره ماهنامه در قالب پرونده ای مورد تاکید کارشناسان قرار گرفته است (آینده نگر- صفحات ۷۰-۶۴).
چند کتاب مهم تازه منتشر شده طی سالهای اخیر نیز به خوبی این در هم تنیدگی حوزه های مختلف در فرایند توسعه را نشان میدهند: «چرا ملتها شکست میخورند»، «در سایه خشونت» ، «چین چگونه سرمایهداری شد» و ... از جمله این آثارند که دیدگاه های ما را نسبت به توسعه و پیچیدگی های آن عمق میبخشد. به نظر میرسد تلاش برای فهم هر چه دقیقتر و واقعیتر از «توسعه» متناسب با وضعیت کشورمان باید تداوم یابد و در عرصه عمومی هر چه بیشتر به بحث و گفتگو نهاده شود تا از ابهامات هرچه بیشتر کاسته و هزینه های پیمودن این مسیر سخت و دشوار هرچه کمتر شود.