کد خبر 214523
۱۳۹۵/۰۸/۲۴ ۱۲:۲۹

بعد از آخرین تکیه گاه

ساعت24- مراسم منصورپورحیدری برگزار شد و امروز مدام گفتن از منصور باز هم زیباست.
مراسم یادبود و هفتم هم خلوت‌تر از همیشه برگزار شد و این اولین تنفس برای مقابله با یک رویدادی بود که بی شک سال‌ها بعد قوی‌تر درک می‌شود. مسلما اگر منصور پورحیدری سال‌ها بیمار بود و یا سال‌ها خانه‌نشین و یا سال‌ها روی نیمکت دیده نمی‌شد، برای خیلی از دوستداران درک این فاجعه راحت‌تر امکانپذیر بود اما حقیقت آنجاست خیلی از مردم همین چندماه اخیر را به یاد دارند که پیرمرد عصازنان از تونل خودش را به نیمکت می‌رساند. حتی گاهی اجازه نمی‌داد عصازدنش دیده شود. لااقل دلهره‌اش کمتر بود از روزهایی که بغل‌های ناصر حجازی را گرفته بودند و او را به خانه استیلی می‌بردند تا فوت مسعود استیلی را تسلیت بگوید، قلبمان تیر می‌کشید خان آبی‌ها را با سری تاس و تکلمی دست و پاشکسته و صورتی کبود می‌دیدیم. مراسم منصور پورحیدری خلوت‌تر از آن چیزی که تصور می‌شد برگزار شد، امان از بی وفاهای شهر. خیلی‌ها با سلفی و دوربین آمدند عکس‌های‌شان را گرفتند و رفتند، خودی‌ها هم تسلیت برای مادربزرگ اسپانسر فرعی و پشت پرده باشگاه را ارجحیت دادند؛ مسوولان هم نیامدند تا بار دیگر صدای صفایی فراهانی دوباره طنین انداز شود که روزی گفت: «فوتبال را به نامادری‌اش سپردم خداحافظ». خاک مرده سرد است را در هفتم منصور باور کردیم اما آیا استقلال بزرگتر و پرافتخارتر از منصور پورحیدری را هم دارد که از امروز پشتش به او گرم باشد؟ این سوالی است که خیلی‌ها را دل‌نگران می‌کند، حتی شاید هواداران اصیل رقیب سنتی را. دلسوزی منصورخان برای استقلال یک نمونه ذاتی بود؛ شاید شبیه آن فقط ناصر حجازی بود. آیا فرهاد مجیدی که از محبوبیت زیادی برخوردار است همانند کوهی است که فردا استقلال با خیال راحت در حوض خالی شیرجه برود؟ فرهاد آنقدر بالغ شده که از حیثیت و آبروی خود برای استقلال عبور کند؟ آیا سکاندار استقلال، علیرضا منصوریان به آن مرحله رسیده است که فردایی که از استقلال جدا شد، همانند امروز برای هواداران استقلال بغض کند؟ آیا حسن روشن می‌تواند دلسوزی‌اش را جز در انتقاد جست‌وجو کند تا هواداران استقلال را همسوی خود کند؟ آیا بهتاش فریبا یا نصرا.. عبداللهی می‌توانند جایگزینی مناسب برای منصور پورحیدری باشند؟ آیا امیر قلعه‌نویی می‌تواند نظر اکثریت هواداران استقلال را برگرداند تا به او تکیه کنند؟ پرویز مظلومی و جواد زرینچه چطور؟ جواب بدبینانه و خوشبینانه به یک «نه» می‌رسد. این واقعیتی است که استقلال در یک مسیری قرار گرفته که دیگر آرام و قرار ندارد. مسیری که آقای معینی با طعنه قلعه‌نویی را پیشکسوت استقلال نمی‌داند و قلعه‌نویی هم برای بار هزارم دسته سه را بر سر استقلال میکوباند. مسیری که کاپیتان به دوست و مربی طعنه می‌زند و آقای گل از گذشته و باندبازی می‌گوید. مسیری که بازیکن‌های استقلال دیگر حرف شنوی ندارند و سازهای خود را می‌زنند؛ مسیری که پیشکسوت، پیشکسوت را نمی‌شناسد و اکثریت از امروز خود را قیم استقلال می‌دانند. مسیری که استقلال در آن قرار گرفته است از امروز آغاز شده؛ درست از روز هفتم منصور پورحیدری، درست از مرگ آخرین منجی.

ایران ورزشی

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک