همراه با زنگنه و عسلویه
محمدصادق جنانصفت
بدون ترديد «نفت»، سرنوشتسازترين پديده تاريخ ايران معاصر است. از روزي كه برق سكهها و نرمي اسكناسهاي حاصل از درآمد فروش نفت چشم و دست مديران سياسي ايران را به خود خيره كرد تا همين امروز، هيچ پديدهيي به اندازه نفت در كانون توجه قرار نداشته است. همه ايرانيان از عوام عادي تا خواص، روزي نيست كه لفظ نفت را بر زبان نياورند و از اينكه درآمدهاي نفت، ايرانيان را بدعادت، بهانهجو، نازپرورده، بياعتنا به دموكراسي، طمعورز و تنبل كرده را سرزنش نكنند. نكته جذاب و طنز ماجرا اين است كه در همه ۱۰ برنامه عمراني و توسعه اجرا شده از ۱۳۲۷ تا امروز «قطع وابستگي به درآمدهاي نفت» در كانون توجه سياستمداران و برنامهريزان ارشد اقتصادي بوده است و البته هنوز راه به جايي نبردهايم. بد يا خوب، تلخ يا شيرين بايد بپذيريم كه ايران در فضاي امروز خود بدون درآمد حاصل از صادرات روزهاي سخت و نفسگيري را تجربه خواهد كرد. از طرف ديگر اما توجه داشته باشيم عنصري كه اين ميزان براي زندگي اقتصادي ايران اهميت دارد به مرور اهميت خود را از ميدهد و تجربه چند سال اخير نيز نشان ميدهد كه دنيا بدون نفت ايران نيز ميتواند روي پاي خود بايستد و قيمتها نيز هرگز سر به آسمان نميسايند. با اين همه، اما ايران هنوز در بازار انرژي امروز و فرداي جهان نقش پررنگ و سهم بالايي دارد كه دلايل آن را كارشناسان ارشد انرژي بارها تشريح كردهاند و جاي تكرار آنها در اين نوشته نيست. اما آنچه اهميت دارد توجه اكيد ايرانيان به ويژه مسوولان و نخبگان به سخناني است كه اين روزها از زبان وزير نفت ميشنويم. واقعيت اين است كه ايران منابع ارزي كافي براي فعاليت در دو حوزه نفت و گاز را ندارد و نميتواند منابع كافي براي بهرهبرداري از نفت غرب كارون و گاز عسلويه فراهم كند و ناگزير است كه اولويتبندي كند. اما با وجود همه صرفهجوييها و تلاشهايي كه براي استفاده بهينه از منابع كمياب ارزي ميشود، باز هم ارز كافي براي تسريع فعاليتها در عسلويه وجود ندارد. در چنين وضعي است كه ميتوان پرسيد آيا اختصاص ميليونها دلار از ارز گرانبهاي ايران به واردكنندگان خودروهاي لوكس با قيمت تثبيتشده يك رفتار منطقي است؟ آيا تخصيص ارزهاي كمياب به واردكنندگان قند و شكري كه در انبار كارخانهها انباشت شده است منطقي است؟ شايد دولت تنگناهاي خاص خود را دارد، اما مظلوميت عسلويه محروم از دلارهاي حاصل از صادرات نفت نيز نبايد از نظرها دور بماند. چه ميتوان كرد؟ اگر دير شود و نتوانيم گاز فرو رفته در اعماق زمين و ژرفاي دريا را به بازار عرضه كنيم روزي ميرسد كه بازار اشباع خواهد شد و كار از كار ميگذرد. ثروت طبيعي ايران روزي و تا زماني ارزش دارد كه بتوان آن را به جريان درآمدي تبديل كرد.