تلاش بزرگ برای برگرداندن ایران به پیش از برجام درراه است
هزینه های گزاف بستن جاده امید
ساعت 24-بازندگان انتخابات بهار 1392 خورشیدی به ویژه طیف های تندرو و تندخوی آنها درهمه روزهای استقرار دولت بازدهم یک ماموریت برای خود تعریف کرده و ان را اجرا کردند.آنها نزدیک به 4سال است با استفاده از صدها رسانه و دهها تریبون ، سپهر سیاست ایران را غبار آلود کرده و باهمه قدرت می خواهند چراغ روشن شده از امید ایرانیان برای روزهای بهتر را خاموشی کنند.
افراطیون دلشان می خواهد هیچ نقطه روشنی از امید که دولت یازدهم به نیابت از ایرانیان آشتی جو برافروخته اند دیده نشود. این گروههای امیدسوز هزاران نوشته منتشرکردند که گفت وگوی ایران با گروه کشورهای 1+5 به جایی نمی رسد و فضای بدبینی درباره گفت وگوهای هسته ای را ترویج کرده و میکنند.اما چند عامل موجب شد پس از چند سال در نقطه ای باشیم که پیش از آن در تصورها جای نمی شد. عامل نخست سازگار شدن منافع گروه های گوناگون سیاسی اصولگرایان معتدل و اصلاح طلبان و همچنین نهادهای قدرت بود. این سازگاری منافع البته با رصد تنگناهایی بود که با ادامه شرایط تشدید تحریم ها بر کسب و کار ایرانیان ممکن شد. عامل دوم،رویکرد استراتژیک دولت یازدهم برای تعامل با دنیا از یک طرف و عبور دادن اقتصاد سوخته کشور از سوی دیگر بود. ناگزیری غرب در تغییر روش مواجهه با ایران براساس نیازهای بلندمدت سیاسی و اقتصادی عامل دیگری بود که ایران و گروه کشور های 1+5 را به نقطه فعلی رساند. طیف های رادیکال و تندروی منتقد دولت یازدهم که تصور نمی کردند دولت بتواند از گردنه سخت گفت وگوها به سلامت بگذرد راه نا امید کردن شهروندان از آینده اقتصادی را به مثابه یکی از اهداف استراتژیک برگزیده اند و بر این نقطه فشار می آورند.رئیس جمهوری ایران درروزهای فعالیت خود چندین باراز روزهای خوش اقتصاد ایران خبر داد و البته تصریح کرد در حال حاضر اقتصاد ایران نقاط ضعف و بیماری های خاص خود رادارد. واقعیت این است که عبور اقتصاد ایران از روزهای سخت چند سال اخیر به ویژه رکود وحشتناک سال های 1391 و 1392 ممکن و نشانه های آن آشکار شده است که به چند آدرس نمایان اشاره می شود. نشانه اول و مهم برای بهبود اقتصاد رویکرد استراتژیک دولت در عرصه اقتصاد کلان است. دولت قصد ندارد به هر ترتیب و با هر قیمت و با هر روش محبوبیت خود را بر هر رویدادی ترجیح دهد و برای این رویکرد خویش نیز دلایل و شواهد قابل توجهی دارد.به طور مثال دولت می توانست به جای سختگیری های پولی و مالی که موجب برخی نارضایتی های مقطعی نیز شده است رکود را با تصمیم های غیرعقلانی در ظاهر شکست دهد و با تزریق پول خطرناک به جامعه نوعی آسایش غیرواقعی فراهم کند که این کار را نکرد. نشانه دوم شکست رژیم تحریم های اقتصادی بوده و هست که راه را برای اقتصاد ایران هموار می کند تا علاوه بر حفظ سطح کنونی تورم و نگه داشتن آن زیر 10 درصد شاهد رشدهای نسبتاً شتابان نیز باشد. اگر مخالفان برجام اجازه می دادند پیامدهای ین مصالحه سترگ به مرور زمان در مسیر اجرا قرار گیرد بدون تردید راه برای تحرک بیشتر اقتصاد هموارتر می شد. شاید رسیدن به روزهای خوب حتی تا سال 1397 نیز طول بکشد اما حرکت رو به صعود است و مسیر آن با سقوط سال های 1391 و 1392 تفاوت دارد.نشانه دیگر حضور چشمگیر ده ها گروه تجاری – اقتصادی کشورهای اروپایی، آسیایی، آفریقایی و حتی بخش هایی از امریکا در تهران ابود که هنوز ادامه دارد. آیا این حضور چشمگیر آلمانی ها، انگلیسی ها، فرانسوی ها، ژاپنی ها، اسپانیایی ها و... بر پایه گمانه زنی های واهی آنهاست یا آینده مناسب بازار در ایران؟ بدون تردید هزاران پژوهشگر و مدیر صدها شرکت بزرگی که به ایران آمده اند چشم بسته و هیجان زده به این بازار نیامده اند.این نشانه ها آدرس خوبی برای عصر جدید اقتصاد ایران درراه بود و هست اگر منتقدان تندرو راه را برای سرکوب دستاوردها سدنکنند و چراغ امید روشن شده را خاموش نکنند.البته تجربه نشان داده است این افراطیون ممکن است در مسیر امید سنگ بگذارند و ازشتاب ان کم کنند اما اینکه تصور کنند می توانند روزگار ایران را به پیش از برجام گردانند بیهوده است جز اینکه منافع انها چنان بزرگ باشد که چشم برهرچیزی بسته و هررخداد شگفت انگیزی را رقم بزنند که البته هزینه های این کار بسیار گزاف خواهد بود.