غافلگیر نشدیم اما نگران روزمرگی دولت هستیم
ساعت ۲ بعدازظهر به منظور ارزیابی عینی آزادراه تهران–قم به سمت قم عزیمت کردم. تا راهداری نعلبندان در نیمه راه رفتم و مطمئن شدم که تمامی در راهماندگان رها شدهاند و خط قم-تهران روان لیکن، خط تهران-قم با مشکلاتی مواجه بود. در راهداری، به همکاران راهدارم که شبِ گذشته تا صبح نخوابیده بودند، خدا قوت گفتم و از آنها گزارش کارها را گرفتم و برخی هماهنگیها را انجام دادم. هر چند امکان عبور با احتیاط وجود دارد لیکن، پیشنهاد پلیس این است، با توجه به سردی فوقالعاده امشب و امکان رخداد تصادفهای زنجیرهای بهتر است راه را مسدود کند. البته تصمیم این موضوع بر عهده پلیس است. حدود ساعت ۷:۲۰ بعدازظهر به آخرِ جلسه دولت رسیدم. با توجه به سنگینی برف، از ابتدای صبح از تعدادی از پیمانکارانی که در مسیر با وزارتخانه همکاری دارند خواسته بودیم که امکاناتشان را برای پاک سازی محور تهران-قم گسیل دارند. در این ارتباط باید از پیمانکاری محمدیان سپاس بگویم که جوانمردانه وارد شد. تا اینجا گزارشی بود که تمایل داشتم به مردم عزیز ارائه کنم. لیکن ضروری است که چند نکته کلیدی را نیز با هموطنان درمیان بگذارم. مطلع شدم که در برخی رسانهها آمدهاست که دستگاهها غافلگیر شدند. قطعا اینگونه نبود. اجازه دهید قدری صحنه را برای شما توصیف کنم. حجم ترافیک عبوری از ورودیها و خروجیهای تهران بسیار زیاد است. اکثر جادهها بیش از ظرفیت طراحیشان زیر بار هستند. طبیعی است که تابآوری آنها در برابر تغییرات جوی سنگین و یا هر تغییر ناگهانی، بسیار محدود است. مشکل فرهنگ عمومی رانندگی نیز در چنین شرایطی خود را نشان میدهد. علیرغم اینکه از دیروز بعد از ظهر اطلاعیهها هواشناسی، پلیس و راهداری مبنی بر خودداری از سفرهای غیر ضرور و تجهیز خودروها به زنجیر چرخ و سایر تمهیدات بود، در طول مسیر حتی یک مورد خودرو با زنجیر چرخ مشاهده نکردم. پرآشکاراست که خودروهای سبک با لاستیکها صاف در همان آغاز در جادههای لغزنده چه وضعیتی پیدا میکنند و چگونه هم خود را گرفتار و هم جاده را مسدود میکنند. طبیعی است که با اولین سدِّ معبر با توجه به بارش سنگین برف و کولاک، ما بقی خودروهایی که مجهز هم هستند امکان عبور پیدا نمیکنند و وضع همین میشود که شد. و گرنه هم پلیس، هم نیروهای هلال احمر و هم راهداری هر یک تمام تلاش خود را پاک کردن جادهها، نمک پاشی، امدادرسانی و مدیریت ترافیک از قبل انجام داده و آمادگی گامل داشتند. لیکن، مدیریت جاده با هزاران خودرو در حال عبور، در صورتی عملکرد مناسب خواهد داشت که همه همکاری و همه به قواعد پایبند باشند. نکتهی دوم، ضعف سیستم جایگزین و به عبارتی پدافند غیر عامل برای حملونقل عظیم تهران است. روزانه بیش از پانصدوپنجاههزار خودرو به تهران وارد و خارج میشوند. آیا امکان جلوگیری از تردد این عدد عظیم و ورود آنها به جادهها میتوان گرفت. آیا امکان اقامت این عدد بزرگ در شهرهای مبدا و یا مقصد وجود دارد؟ حداکثر در چنین مواقعی تا حدی تعداد آن کاهش یابد ولی، تردد قابل ممانعت نیست. از ابتدای مسؤولیتم تا کنون با طرح قطار حومهای هم در پی کاهش مصرف انرژی، کاهش آلودگیِ هوا و ایمنی و رفاه حومهنشینان بودم و هم در پی آن بودم که در چنین روزهایی قطار به کمک جاده بیاید و امکان دسترسی ایمن مردم به مقاصدشان را برای سفرهای ضروری فراهم سازد. هرچند موضوع در برنامهی ششم به تصویب مجلس شورای اسلامی رسید لیکن، نه در سال ۹۶ اعتباری برای آن منظور شد و نه در سال ۹۷ تا این لحظه در لایحه بودجه و گزارش کمیسیون تلفیق رقمی برای آن پیشبینی شدهاست. امیدوارم، که چنین روزهای سختی یادآور این نکته در سطح رییس جمهوری، دولت و مجلس باشد تا برای تهران و سایر کلانشهرهای ایران و حومهشان یک سیستم حملونقل حومهای ریلی مطابق آنچه در برنامهی ششم پیشبینی شده را تامین مالی کنند. از اینکه تا این حد دولت و مجلس دچار روزمرگی شدهاند و تا این میزان توان اندیشه و اجرای طرحهای زیربنایی را از دست دادهاند، برای ایران نگرانم. کتهای هم میخواهم به همکاران خود بگویم و آن اینکه بیدریغ از آنان سپاس دارم. آنان در این روزهای سخت مردانه قامت خدمت میبندند، سخنهای درشت و سخت میشنوند و علیرغم سختی معیشتشان از هیچ فداکاری دریغ نمیکنند. سختتر آنکه علیرغم پیگیریها بیوقفهی مدیرعامل راهآهن و من و همچنین راهداری برخی از آنان دریافت حقوشان نیز بهتعویق افتادهاست. چه توان کرد که نظام بودجهی کشور بیشتر به تشکیلات توزیع یارانه و اعانه تبدیل شده و حتی پشتیبانی از راهبری معمولی و تجهیز سیستمهای زیربنایی کشور چون راهآهن و راهداری نیز با گرفتاری روبرو شدهاست.