قتل داماد بهدست مادرزن
نخستین کسی که در این مرحله تحت بازجویی قرار گرفت، همسر مجید بود. زن جوان که وانمود میکرد از شنیدن خبر مرگ شوهرش شوکه شده است، به پلیس گفت: من و مجید با هم بهشدت اختلاف داشتیم. او همیشه من را اذیت میکرد و حتی کتکم میزد. کارهایش باعث شده بود زندگیام تیرهوتار شود و اصلا از روزگاری که داشتم راضی نبودم، اما دلم هم نمیخواست او کشته شود.
او در پاسخ به این سؤال که چرا مفقودشدن شوهرش را به پلیس گزارش نداده بود، گفت: مجید اخلاقهای بد زیادی داشت و یکی از آنها این بود که بدون هیچ توضیحی خانه را ترک میکرد و برای چند روز خبری از او نمیشد. این بار هم من فکر کردم مثل همیشه دنبال کارهای خودش رفته است و دوباره برمیگردد. به همین دلیل اصلا به چیزی مشکوک نشدم.
هیچ مدرکی که نشان دهد این زن در قتل شوهرش دست داشته است، وجود نداشت به همین دلیل کارآگاهان ترجیح دادند تحقیقات خود را روی افراد دیگر متمرکز کنند تا اینکه در نهایت مادرشوهر مجید مورد ظن قرار گرفت و وقتی بازجویی شد، به کشتن دامادش اعتراف کرد. او گفت: مجید دخترم را خیلی اذیت میکرد. من از این موضوع بهشدت ناراحت بودم و کینه زیادی نسبت به دامادم داشتم. به همین دلیل یک روز وقتی در خانه ما خواب بود با چاقو به او حمله کردم و چند ضربه زدم. دامادم بیهوش شد و بعد از آن من با استفاده از فرصت او را خفه کردم البته برادرشوهرم هم در این ماجرا نقش داشت. من برای نجات دخترم از آن زندگی فلاکتبار مجید را کشتم و بعد هم برای اینکه دستم رو نشود، جسد را به خارج از شهر منتقل کردم».
متهم و همدستش از سوی بازپرس جنایی تحت بازجویی قرار گرفتند و بعد از توضیح جزئیات قتل به بازسازی صحنه جرم پرداختند. پس از آن کیفرخواست علیه این افراد صادر شد و آنها بهزودی در دادگاه کیفری استان فارس پای میز محاکمه میروند.