سردرگمی ترامپ؛ درهای باز مذاکره با تحریم دیپلماسی
بر اساس اعتراف مقامهای آمریکایی کاملترین و بی سابقه ترین تحریمهای اقتصادی از سوی واشنگتن علیه تهران به اجرا در آمده است. این سخن گزافی نیست که ایالات متحده تقریباً همه بخشهای اقتصادی ایران را تحت شدیدترین فشارها و محدودیتها قرار داده است. همچنین میتوان ادعا کرد که اکنون حوزهای وجود ندارد که با تحریمها دست و پنجه نرم نمیکند. بانک و مراودات مالی، صنایع نفت، خودروسازی، پتروشیمی، بخش انرژی و بسیاری از حوزههای دارای فناوری بالا در کنار بخشهای دفاعی و تسلیحاتی کشورمان به همراه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت تحریمهای آمریکا قرار گرفته اند. ورود دارو به کشور با انواع محدودیتها روبرو شده و حتی مقامهای آمریکایی برای ارسال کمکهای بشردوستانه به حادثه دیدگان سیل چند ماه اخیر کشورمان هم محدودیتهای بی شماری را ایجاد کرده بودند.
روز گذشته ترامپ در یک فرمان اجرایی طیف دیگری از تحریمها را به مرحله اجرا در آورد که بیش از آنکه جنبه اقتصادی و مالی داشته باشد ماهیت روانی و سیاسی دارد و برای اثرگذار بر افکار عمومی و مقاومت مردم طراحی و اجرا میشوند. تحریم مقام معظم رهبری و ساختار زیر مجموعه ایشان تازهترین ترفند واشنگتن است که به گفته مقامهای ارشد کشورمان نشان از بی منطق شدن ترامپ و مشخص نبودن راهبرد وی شده است. «حسن روحانی» رئیس جمهوری کشورمان نیز این اقدام رئیس جمهوری آمریکا را نشانهای از معلولیت ذهنی کاخ سفید عنوان کرد.
این نشانه سردرگمی دولت ترامپ در برابر ایران است که کاخ سفید بدون هیچ برنامهای همزمان از مذاکره، تحریم و جنگ به عنوان ابزارهای سیاست خارجی خود سخن میگوید.
نکته دیگر اینکه در تحریمهای تازه نام چند تن از مقامهای نظامی و مسئولان سپاه هم به چشم میخورد که نشان میدهد ترامپ سرنخ را گم کرده است. به عبارت دیگر وقتی حدود سه ماه قبل ترامپ مجموعه سپاه پاسداران را به عنوان یک سازمان تروریستی معرفی و آن را تحریم کرد، در واقع همه فرماندهان و تصمیم سازان و نهادهای زیر مجموعه آن را هم در این فهرست قرار داد.
به همین دلایل است که رئیس جمهوری کشورمان اقدامات اخیر ایالات متحده را تحرکاتی احمقانه و وقیحانه توصیف کرد که نتیجه سرخوردگی و سردرگمی در برابر ایران است.
نشانه این سردرگمی را میتوان در تغییر پی در پی خط مشیها در برابر ایران مشاهده کرد. در واقع نبود یک راهبرد مشخص در سیاست خارجی کاخ سفید موجب شده است تا ایالات متحده مجموعه سیاستهای بی هدفی را در پیش بگیرد. در واقع در دوره ترامپ مذاکره، تحریم و جنگ از جمله راهکارهایی بودهاند که به صورت بی برنامه به عنوان ابزار مورد توجه مقامهای آمریکایی قرار گرفته اند.
همه این فشار حداکثری هنگامی رخ میدهد که رئیس جمهوری آمریکا و مقامهای کاخ سفید بر علاقه مندی شدید خود برای گفت و گوی مستقیم با ایران سخن میگوید و تاکید دارند درهای دیپلماسی به روی ایران باز است. این در حالی است که بنا بر ادعای وزیر خزانه داری آمریکا تا چند روز دیگر کاخ سفید سکاندار دستگاه دیپلماسی کشورمان یعنی «محمدجواد ظریف» را هم در فهرست تحریمها قرار میدهد و در عمل درهای هر گونه مذاکره و فعالیت دیپلماتیک را مسدود میکند. نکته خندهدار آن است که آمریکا هدف خود از دو اقدام فوق را استفاده از اهرمهای فشار تازه بازگرداندن ایران به پای میز مذاکره اعلام کرده است.
مذاکره با تحریم دیپلماسی
بسته شدن درهای دیپلماسی نکتهای است که نه تنها از سوی مقامهای ایرانی بیان می شود بلکه رسانه ها و تحلیلگران غربی هم این موضوع را پیامد رفتارهای اخیر ترامپ بیان می کنند. تارنمای شبکه خبری سی. ان. ان هم با اشاره به این اقدامات آورده است کاخ سفید با اتخاذ چنین سیاستی، ادعای ترامپ برای پیگیری دیپلماسی و مذاکره با ایران را زیر سوال برده است زیرا تحریم ظریف به معنای بسته شدن درهای مذاکره مستقیم با تهران است.
چنین تصمیمی نه تنها نمیتواند آینده بهتری را برای منطقه رقم بزند بلکه با آشکار کردن تناقضات سیاسی در رویکردهای ایالات متحده، کاخ سفید را منزوی و غیر قابل اعتماد تر و ایران را استوارتر میسازد و در نتیجه امید به حل مسالمت آمیز موضوع را کمرنگ خواهد کرد. تارنمای نشریه «بیزینس اینسایدر» تحریمهای جدید ترامپ علیه ایران را بخشی از راهبرد پرمخاطره ترامپ ارزیابی کرد که میتواند منجر به منازعهای شود که رئیس جمهوری آمریکا مدعی است به دنبال آن نیست.
«یان برمر» تحلیلگر نشریه فوق بر این باور است که تحریمهای جدید به جای آنکه گزنده باشند بیشتر تبلیغی و پر سرو صدا هستند که به جای کمک به واشنگتن در نیل به اهداف، ممکن است دو طرف را به سمت رو در رویی نظامی سوق دهد.
از سوی دیگر تحلیلگران بر نگاه اشتباه ترامپ به ابزارهای سیاست خارجی تصریح دارند. «ند پرایس» سخنگوی مشاور امنیت ملی آمریکا در دوره باراک اوباما اعتقاد دارد اینکه ترامپ پس از خروج از برجام میگوید میخواهد مانع فعالیت هستهای ایران شود اشتباه است. علت آن است که هدف واقعی برخی از مشاوران تندروی رئیس جمهوری افزایش فشار بر ایران برای تغییر نظام آن است. به گفته وی، تحریمها یک راهبرد نیستند و هدف نهایی هم نمیتوانند باشند. تحریمها ابزاری برای پیشبرد سیاستها به سمت اهداف هستند. پرایس تاکید دارد: مشکل دولت ترامپ در شرایط کنونی آن است که تندروها به دنبال سرنگونی نظام ایران هستند نه جلوگیری از برنامه هستهای زیرا برجام در حال انجام این وظیفه بود.