فاجعه تخریب محیط زیست بدتر از دشمنی اسراییل
هم اکنون آلودگی هوا، آلودگی صوتی، نابودی جنگلها، فرسایش خاک، آلودگی آب، کمبود آب و انقراض به هشدارهای جدی رسیده اند. این درحالی است که چاره اندیشی برای هر یک از این عرصه ها با امور سیاسی، اجتماعی و اقتصادی متنوعی گره خورده و دشواری مضاعفی را سبب شده است.
بحران آب
بحران آب، یک بحران جهانی است. براساس پیش بینی یونسکو، با تداوم روندهای کنونی، تا سال 2025دوسوم مردم جهان به شدت برای آب در مضیقه خواهند بود. آب فصل مشترک و عنصری کلیدی در بسیاری از چالشهای جهان است. این چالشها از بهداشت، کشاورزی و امنیت غذایی گرفته تا چالشهای انرژی متنوع هستند. در عین حال آب می تواند راهحل مشترک برای همه این چالشها نیز باشد. آسیای غربی که یکی از خشک ترین مناطق جهان است، به دلیل سوء مدیریت مصارف آب با مشکلات مضاعفی روبه رو است. کمبود آب استعداد بروز تعارض های منطقه ای را افزایش می دهد، مثلاً د رمنطقه خاورمیانه این تعارض ها در پیش است زیرا منابع قابل توجهی از آب جاری مانند دجله و فرات بین کشورهای منطقه مشترک بوده و دولت ترکیه با اجرای طرحهای سدسازی منطقه را با چالشهای بالقوه روبه رو کرده است. در داخل کشور نیز بحران آب می تواند به تعارض های اجتماعی و سیاسی بینجامد. متأسفانه مصرف آب در کشور به گونه ای است که کمّیت وکیفیت آبهای زیرزمینی و سطحی کاهش یافته است. محدودیت آب همچنین میت واند سیاستگذاران را به انتخاب بین آب، غذا و انرژی بکشاند، زیرا سدها برای تولید برق به انباشت آب نیاز دارند و کشاورزی به جریان آب. در شمال و جنوب ایران، آلودگی آب دریا و انقراض گونه های آبزی شگفتآور است. علت اصلی این فاجعه در آبهای خزر، خشکی یا گل آلود شدن رودخانه های شمال کشورعنوان شده است. یکی از عوامل مهم دیگر، آلودگی آب است که از ورود 60 درصد فاضلاب شمال کشور به دریای خزر ناشی می شود. البته سهم 12درصدی آلایندگی ایران با سهم 75درصدی روسیه قابل قیاس نیست. در جنوب کشور نیز از 22حادثه نفتی خلیج فارس، 21مورد مربوط به ایران بوده است. این پدیده ها در کنار گرم شدن آب دریا، اثر ریزگردها بر آبزیان، اثر سدها برکشند قرمز، اثر ساخت وساز ساحلی بر جریانهای ساحلی و نظایر آن، نظام درهم تنیده ای از چالشهای سیاسی و اقتصادی را شکل داده اند. در ایران مصرف آب برداشت شده توسط بخش کشاورزی بین 70تا 90درصد اختصاص دارد که حدود دوسوم نیاز غذایی مردم را تأمین می کند. بازدهی آبیاری کشاورزی در حدود 30 درصد است و89 درصد محصولات کشاورزی با کشت آبی پرورش می یابند؛ درحالی که متوسط بازدهی جهانی کشت آبی بیش از 40 درصد است. اگرچه مدتهاست که از کشاورزی بهینه و مکانیزه سخن رانده می شود، اما فقدان طرحی جامع و پابرجا سبب شکست این ایده شده است.
جنگلها
در مورد جنگلها و مراتع، آمار متفاوتی ازسوی مراجع مختلف ارائه می شود. نزدیک به 85درصد زمینهای ایران کم وبیش در معرض خطر بیابان زایی هستند. طبق تصویربرداریهای ماهواره ای سازمان ناسا، سالیانه بین 1.5 تا 3.5 درصد از مساحت جنگلهای کشور کاسته می شود. نابودی جنگلها، عریانی خاک و فرسایش آن را در پی دارد، این درحالی است که به عقیده کارشناسان برای ایجاد هر یک سانتیمتر خاک 400سال زمان احتیاج است. حیات وحش نیز به تبع تخریب زیستگاهها و شکار بی رویه به شدت تهدید می شود. با این حال طبق گزارش سازمان محیط زیست، حدود 70درصد از نابودی حیات وحش، سهم تفنگهایی است که در اختیار مردم ایران قرار دارد. کاهش جمعیت حیات وحش بین 80 تا 90 درصد برآورد می شود و ترکیب جانداران باقی مانده نیز تأثیر مهمی بر بقای آنها خواهد داشت.
بدتر از اسراییل
هشدارهای زیست محیطی ایران به اندازه ای تکان دهنده هستند که نظر تحلیلگران خارجی را نیز به خود جلب کرده اند. مؤسسه صلح آمریکا، المانیتور، دیپلمات، بلومبرگ و چتم هاوس از مؤسساتی هستند که در نشریات خود به این مطلب اشاره کرده و در بعضی موارد خطر آن را برای ایران از دشمنی اسرائیل و غرب بیشتر دانسته اند. این درحالی است که برآوردهای کنونی، مخاطرات ناشی از مداخلات خارجی مانند بیوتروریسم را هم نادیده گرفته اند.اگرچه ایران برای غلبه بر چالشهای زیست محیطی تدابیری اندیشیده اما فاصله با شاخصهای جهانی بسیار زیاد است. از شواهد و مستندات این گونه بر می آید که ایران درحال حرکت به یک بحران زیست محیطی چندجانبه است. مسائل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی با محیط زیست ارتباط دوسویه دارند. هر سیاستی که برای محیط زیست اتخاذ شود، پیامدهای قابل توجهی برروی حوزه های دیگر خواهد داشت. واضح است که کم توجهی به چالش های زیست محیطی هم هزینه های جبران ناپذیری به جامعه وارد می کند. این ارتباطات درهم تنیده به پیچیدگی مساله می افزاید. ازسوی دیگر نگاه نکته وارو بخشی به محیط زیست سبب شده در ارزیابی روندها و راهکارها ابهام هایی وجود داشته باشد. ارتباط تنگاتنگ چالشها با امور سیاسی و اجتماعی به عدم قطعیت افزوده است. نیاز به تخصص های گوناگون و سنجش هم افزایی پدیده ها نیز رویکردی جامع نگر را طلب میکند. تمام این عوامل، یعنی پیچیدگی، ابهام، عدم قطعیت و نیاز به کلان نگری، ضرورت آینده پژوهی در این عرصه راهبردی را آشکار می کنند. باید توجه داشت نجات محیط زیست پیش از آنکه به بودجه و منابع انسانی نیاز داشته باشد، به برنامه و عزم ملی نیاز دارد. تصمیم های کوچک و موضعی به مثابه مُسکن هایی هستند که توجه مسئولان را به طور موقت به موضوع محیط زیست معطوف می کنند. به محیط زیست باید ملی و فرازمانی نگریسته شود تا طرحی جامع و بلندمدت قابل اجرا باشد. با تداوم روندهای کنونی، بعضی کارشناسان افق تحقق فاجعه زیست محیطی در سطح ملی را در حدود سه دهه تخمین می زنند. هدف گذاری برای آینده محیط زیست کشور واینکه درنهایت آیا به توسعه پایدار با توجه به حفاظت از محیط زیست دست خواهیم یافت، بحثی است که باید مورد توجه قرار گیرد. دو دیدگاه در آینده پژوهشی مورد توجه است: یکی حرکت از وضعیت موجود به سوی آینده و تکیه بر اصلاح و بهبود آنچه تاکنون گذشته است و دیگر هدفگذاری برای دستیابی به آیندهای، حداقل قابل قبول و قابل مقایسه با کشورهای توسعه یافته . ضعف در توجه جامع به موارد مذکور موجب بروز برخی تهدیدات جدی در بخش
محیط زیست گردیده که اگر تدابیر و اقدامات لازم برای توقف و رفع این تهدیدات، که غالباً زیربنای بخش را هدف قرار داده است، صورت نگیرد، اهداف و آرمانهای گام دوم انقلاب اسلامی در بخش محیط زیست دچار اختلال شده و به شکل مطلوب محقق نخواهدشد.