ساعت 24 - امروزه برخی از انواع اعتیاد چنین نشانههایی دارند اما لزوماً همه آنها این گونه نیستند. خیلی از موادی که امروزه استفاده میشود نه بو دارد و نه دود. دیگر آن حالتهای بی حالی، کرختی و خماری را به وجود نمیآورد بلکه شاید فرد شب زندهداری بیشتری را تجربه کند. پوستش متورم و چشمانش قرمز شوند. مشکل عدم تمرکز پیدا کند یا برعکس ساعتهای متمادی مطالعه کند. دچار گر گرفتگی شود یا پرخاشگر و بی انگیزه شود. همه اینها نشانههایی هستند که خانوادهها باید به آنها توجه کنند و بموقع اقدام کنند تا از آسیب فرزندشان پیشگیری کنند.
dir="RTL" style="text-align:right">نمیتوانیم با زور و ارعاب و تهدید چیزی را ازدختران بگیریم و برای پرکردن خلأ ناشی از آن اقدامی نکنیم. بنابراین باید شرایط مناسب را مهیا کنیم. از سوی دیگر آموزشها میتواند بسیار اثرگذار باشد. آموزش میتواند مستقیم یا غیرمستقیم باشد، برای مثال درباره موضوعی که در تلویزیون دیدهایم به طور غیر مستقیم با فرزندان صحبت کنیم این رفتار در بازسازی و بهسازی ساختار تفکر او بسیار تأثیرگذار است. درحالی که نصیحتهای مکرر میتواند آنها را فراری کند. از سوی دیگر خانواده باید بر دانش و آگاهیهای خود بیفزاید. برخی نشانهها که از گذشته در برنامههای رادیو و تلویزیون برای اعتیاد یک فرد عنوان میشد در جامعه کنونی دیگر تاریخ مصرف ندارد. مثلاً ما همیشه فرد معتاد را به عنوان کسی میشناختیم که کتش روی دوشش است و نمیتواند درست راه برود یا حرف بزند. متأسفانه آمار وحشتناکی وجود دارد و آن اینکه تعداد خانمهایی که دچار اعتیاد میشوند، روز به روز بیشتر میشود. در گذشته در هر زمینه که فکر کنید هم از نظر اعتیاد به مواد مخدر و هم از نظر مصرف موادی که جامعه کمتر با آن برخورد میکند مانند استفاده از سیگار و قلیان و مواردی از این دست آقایان پیشرو بودند. درحال حاضر هم مردها از نظر کمیت همچنان از خانمها پیشی گرفتهاند اما متأسفانه آمارها نشان میدهد خانمها در این زمینه در حال نزدیک شدن به آقایان هستند.دلایل متعددی برای این موضوع وجود دارد. اول از همه اینکه مشکلات فرهنگی، اقتصادی و مواردی از قبیل ناتوانی خانوادهها در برطرف کردن نیازمندیهای فرزندان مانند نداشتن تفریح باعث شده برخی از اعضای خانواده به اعتیاد روی بیاورند. طبیعی است فرزندان کوچک و دخترانی که در این خانوادهها زندگی میکنند، الگویی جز این افراد ندارند و به سمت اعتیاد گرایش مییابند.
مواد مخدر نسبت به گذشته بیشتر در دسترس افراد قرار دارد و البته داستان مسائل اقتصادی باعث میشود خانوادهها برای تأمین معاش زندگی تلاش کنند. این تلاش چند برابری برای معاش خانواده به معنای حضور کمتر در خانواده و نظارت کمتر بر رفتار فرزندان است که یکی از تبعات آن به بیراهه رفتن فرزندان و حتی اعتیاد آنهاست. در چنین شرایطی حتی گاهی دختران به فکر انجام فعالیت در خارج از منزل و کسب درآمد میافتند. ازاین رو گروهی که هوش کمتری دارند خیلی سریع در دام قاچاقچیان و سوءاستفاده کنندگان میافتند. این افراد برای اینکه نوجوانان را وادار به ادامه کار کنند، آنها را آلوده میکنند.متأسفانه گروهی از دختران هم گمان میکنند باید حق نداشته خود را به دست بیاورند و به همین دلیل به جای اینکه تلاش کنند در مسائل مهم مانند مسائل علمی، اقتصادی، معنوی و مواردی از این دست قلهها را درنوردند، برعکس عمل میکنند. یعنی به سوی سقوط و شیبهای مشکلدار حرکت میکنند. در واقع حرکت در سرازیری همواره راحتتر از حرکت در سربالایی است. طبعاً یکی از راههای رفتن به سمت دره، گرایش به اعتیاد مواد مخدر و مواد محرک است.
دلیل دیگر این است که امروزه دیدگاه خانوادهها نسبت به فرزندان دختر در مقایسه با نسلهای قبل مثبتتر شده است. قوانین خانواده در مورد آنها سادهتر شده و حتی میبینیم که برخی دختران اجازه دارند ساعت دیرتری به خانه برگردند. اینها آزادیهای بیشتری است که اگر بستر فرهنگی آن فراهم نباشد، به بروز مشکلات زیادی منجر خواهد شد. از طرف دیگر نبود امکان تفریحات سالم برای دختران در مقایسه با پسرها به دلیل مسائل فرهنگی و اقتصادی باعث شده برخی از دختران مصرف مواد مخدر را به عنوان یک تفریح درنظر بگیرند. برای مثال پسرها میتوانند با یک توپ در خیابان به فعالیت ورزشی و تفریح سالم بپردازند اما دختران به دلیل مسائل فرهنگی و محدودیتهای پوششی این امکان را ندارند.از طرف دیگر خانوادههایی عمدتاً خانوادههای دهه 40 و 50 هستند که اصطلاحاً دختران دم بخت دارند. آنها مشکلات زیادی نظیر مشکلات اقتصادی و معیشتی و... را تجربه کردهاند و حالا اصطلاحاً از آن سمت بوم افتادهاند و با دادن امکانات بیش از اندازه مشکلاتی را برای آنها ایجاد کردهاند.