بیخبری آقای رییسی از بازار خصوصیسازی
به طور مثال درباره سخنان نرم و بدیهی وی به بازار خصوصیسازی توجه کنید: «خصوصیسازی برای سامان دادن اقتصاد کشور ضرورت دارد، البته خصوصیسازی باید به قیمت واقعی، واگذاری به افراد و بخش خصوصی واقعی و واجد شرایط و حمایت دولت از بخش خصوصی پس از واگذاریها انجام شود تا به سامان دادن اقتصاد کشور کمک کند.»آقای رییسی به عنوان رییس دولت انگار نمیداند خصوصیسازی یک بازار است که دو طرف دارد؛ طرف عرضه و طرف تقاضا و توجه ندارد قیمت واقعی از برخورد تقاضای خصوصیسازی و عرضه خصوصیسازی به دست میآید. رییس دولت سیزدهم شاید در جریان اطلاعات واقعی خصوصیسازی مطابق با قانون بودجه سالهای تازهسپریشده قرار ندارد و یا اطلاع ندارد که بسیاری از عرضههای بانکهای دارنده کارخانههایی که به دلیل ناتوانی در پرداخت بدهی بانکی در مالکیت دولت بودهاند بدون مشتری ماندهاند و درآمد دولت در بودجه ۱۴۰۰ از راه فروش سهام شرکتها بسیار کمتر از قانون مصوب بودجه است. باید به آقای رییسی یادآور شد به دلیل اینکه دولتها با خصوصیسازی به مثابه یک محل کسب درآمد برخورد میکنند و نیز نهادهای سهگانه در کار یکدیگر دخالت میکنند خصوصیسازی واقعی در ایران اتفاق نمیافتد و بخش خصوصی واقعی آمادگی دردسرهای بیشتر در مواجهه با دیدگاههای موجود را ندارد.
درستون نقد روز جهان صنعت آمده است : واقعیت این است که در وضعیت امروز اقتصاد سیاسی ایران و نیز به دلیل دیدگاه انقلابی مجلس یازدهم و دولت سیزدهم که میخواهند صفر تا صد فعالیتهای اقتصادی در اختیارشان باشد که اعمال روش قیمتگذاری دستوری نماد بارز آن است.هیچ یک از فعالان واقعی بخش خصوصی برای خرید سهام شرکتهای دولتی گامی برنمیدارند. در حال حاضر بخش خصوصی واقعی در این بازار تقاضایی ندارد و بیشتر متقاضیان میخواهند از رانتها استفاده کنند یا به نهادهای خصولتی وابستهاند و میخواهند بنگاههای دولتی را به ثمنبخس از چنگ دولت در بیاورند. فعالان واقعی بخش خصوصی در این وضعیت حتی برای توسعه بنگاه موجود هم اقدامی نمیکنند و شماری از صاحبان سرمایه برای صیانت از بنگاه خود اقدام به خروج سرمایه نیز کردهاند.