ساعت 24 - رئیسکل بانک مرکزی که متولی امور ارزی کشور است بعد از ماهها سکوت هفته گذشته در صحبتی عجیب به جای اینکه علل افزایش قیمت ارز را تشریح کنند، عنوان کرد ما قیمت ارز را در کشور قیمت ارز نیمایی میدانیم و قیمت ارز در بازار آزاد را قبول نداریم. این موضوع بسیار عجیب است زیرا برفرض که رئیسکل بانک مرکزی قیمت ارز آزاد را قبول نداشته باشد اما آنچه در بازار آزاد رخ میدهد روی کسبوکارها و زندگی مردم اثرگذار است.
dir="RTL" style="text-align:right">اواخر سال گذشته قیمت ارز 28 هزار تومان بود و امروز نزدیک 40 هزار تومان است. از دو روش ساده میتوان به قیمت حدودی دلار رسید؛ اولین راه در نظر گرفتن تفاضل تورم داخلی و خارجی است. در این مدت تورم کشور نزدیک 48 درصد داشته و تورم کشور چین که بیشترین مبادلات تجاری را با آن داشتهایم و به عنوان کشور هدف تجارت ما مطرح بوده 4 درصد برآورد شده است. تفاضل این دو عدد 44 میشود که اگر آن را در 28 هزار تومان ضرب کنیم به قیمت ارز میرسیم. روش دوم رسیدن به قیمت ارز در نظر گرفتن رشد نقدینگی است. رشد نقدینگی در ماههای گذشته بسیار سرسام آور بوده و علت اصلی آن کسری بودجه و پمپاژ پولی است که از طریق بانک مرکزی یا نظام بانکی صورت میگیرد و کسری که ایجاد میشود طبیعتا باعث افزایش رشد قیمت ارز میشود.خود بانک مرکزی در حال حاضر حداقل 4 نرخ ارز را اعلام میکند؛ ارز نیمایی، ارز توافقی، ارز بازار متشکل و ارز سنایی که با در نظر گرفتن ارز بازار آزاد در واقع ما شاهد 5 نوع نرخ ارز در کشور هستیم که هر روز قیمت میخورد و این نشان میدهد قیمت ارز نیمایی، قیمت واقعی ارز نیست. در ابتدای امسال بحث برسر این بود که تخصیص ارز 4200 تومانی حذف شود که کار بسیار درستی بود و انجام شد؛ اما نکته مهم این بود که در نهایت در کشور یک قیمت ارز داشته باشیم و در واقع ارز تکنرخی شود که اتفاق نیفتاد و امروز شاهد حداقل 5 نرخ ارز هستیم. چند نرخی بودن ارز در سالهای گذشته لطمههای زیادی به اقتصاد ایران وارد کرده و اگر این شرایط همچنان ادامه پیدا کند وضعیت خوبی را نمیتوانیم برای اقتصاد پیشبینی کنیم.
اجبار صادرکننده به اینکه ارز خود را در سامانه نیما عرضه کند باعث زیان صادرکنندگان میشود زیرا صادرکننده کالا را با قیمت بازار که مبنای عمده آن ارز آزاد و قیمت روز است، خریداری و صادر میکند و از آن طرف مجبور است که ارز خودش را بعد از فروش کالا در بازارجهانی با قیمت کمتری در نیما عرضه کند که این اتفاق طبیعتاً دلسردی و کاهش صادرات را دنبال خواهد داشت. همچنین اعمال سیاست نادرست و تکراری در پایین نگهداشتن نرخ ارز حاصل از صادرات در سامانه نیما به شکلگیری تقاضای کاذب برای واردکنندهها و تولیدکنندهها منجر میشود و به دلیل جذاب بودن نرخ ارز نیمایی که حدودا امروز بین 20 تا 25 درصد با نرخ واقعی تفاوت دارد باعث افزایش تقاضا برای واردات میشود و سوءاستفاده در بیشاظهاری را موجب میشود. سومین معضل ایجاد رانت است؛ با توجه به فاصله نرخ ارز نیمایی و ارز توافقی، رانتی همچون رانت عرضه ارز 4200 تومانی شکل خواهد گرفت که حتما این رانت و یارانه سر سفره مردم نخواهد رفت، همانطور که تخصیص ارز 4200 تومانی نتوانست انتظارات سیاستگذاران را برآورده کند و در نهایت رانت بسیار بزرگی ایجاد کرد. اگر تلاش کنیم نرخ ارز نیمایی، ارز توافقی و بازار آزاد به هم نزدیک شوند حتما تعادلی را بین نرخها شاهد خواهیم بود و به طور قطع هم عرضه بیشتر خواهد شد و تقاضای کاذب از بازار حذف میشود. به جای ارائه یارانه به واردات از صادرات غیرنفتی به صورت واقعی حمایت شود؛ همانطور که در تمام کشورها از صادرات حمایت میکنند و یارانه اختصاص میدهند اما ما برعکس ارز ارزان را در اختیار واردکننده قرار میدهیم و حامی واردات هستیم و به واردات یارانه میدهیم.
بخشی از سخنرانی مسعود خوانساری رییس اتاق بازرگانی تهران در نشست تازه هیات نمایندگان
نظرات کاربران
نظر شما
ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.