کد خبر 60336
۱۳۹۴/۰۱/۲۶ ۰۱:۰۵

۳ جنایت در ویلای آتشین

ساعت24- بدبینی‌های مرد ورزشکار کافی بود تا ویلای زن مورد علاقه‌اش را آتش بزند و دو زن و یک مرد را به قتل برساند.این مرد آتش‌افروز در آخرین دفاع خود را بی‌گناه معرفی کرد.
ساعت ۱۲ نیمه شب دوم تیرماه سال ۹۱ مأموران پلیس ۱۱۰ در جریان آتش‌سوزی مرگبار ویلایی در شهر دماوند قرار گرفتند که در آن دو زن و یک مرد کشته شده بودند. دقایقی بعد تیم‌های قضایی و پلیسی پای در ویلای سوخته گذاشتند و دیدند آتش‌سوزی عمدی بوده و یک جنایت رخ داده است.
صاحب ویلا که زن جوانی بود در بازجویی‌ها گفت: سال‌ها پیش همسرم به دلیل بیماری درگذشت و من و بچه‌هایم تنها ماندیم تا اینکه با مردی به نام حمیدرضا که ۳۴ ساله است، آشنا شدم اما از آنجا که من از وی بزرگ‌تر بودم از او خواستم مرا فراموش کند، آن مرد نپذیرفت و از آن به بعد مزاحمت‌هایش زندگی‌ام را سیاه کرد.
وی افزود: از آنجا که دخترم ازدواج کرده و ترس از اینکه دامادم در جریان این مرد مزاحم قرار گیرد به حمیدرضا التماس کردم که هر چه پول بخواهد به او می‌دهم فقط از زندگی‌ام فاصله بگیرد تا اینکه یک روز به زور مرا سوار خودرویش کرد و من در مسیر خودم را بیرون انداختم و به طرح شکایت دست زدم. حمیدرضا به زندان محکوم شد، یک روز از زندان با من تماس گرفت و تهدید کرد اگر به او رضایت ندهم به بچه‌هایم آسیب خواهد رساند.
من نیز از ترس اعلام رضایت کردم اما وقتی آزاد شد دوباره مزاحمت‌هایش را از سر گرفت و اصرار داشت با او ازدواج کنم. برای اینکه با خصوصیات اخلاقی‌اش آشنا شوم برای مدتی به صورت موقت به عقد او درآمدم اما او مردی بدبین و بداخلاق بود. مرتب مرا کتک می‌زد تا اینکه شب حادثه از آنجا که من یک ویلا در دماوند دارم و مربی یک باشگاه ورزشی هستم به پیشنهاد شاگردانم برای ثبت‌نام به یک تور مسافرتی مراجعه کردم و در آنجا با زنی به نام فروغ آشنا شدم. زمانی که آن زن فهمید من ویلایی در دماوند دارم خواست آنجا را به تور آنان اجاره بدهم.
بنابر این وی با همسرش و چند زن دیگر شب حادثه به ویلایم آمدند. همزمان حمیدرضا به موبایلم زنگ زد و گفت می‌خواهد به ویلا بیاید و آبرویم را ببرد. ناگهان با گالنی که پر از بنزین بود سر رسید و همه بنزین را در ویلا ریخت بعد فندکش را روشن کرد، همه جا شعله‌ور شد. آتش به داخل ویلا سرایت کرد. فروغ، محبوبه و مختار که داخل ویلا بودند در این آتش‌سوزی گرفتار شدند و هشت میهمان دیگرم به بیمارستان انتقال یافتند.با این ادعاها خیلی زود حمیدرضا تحت تعقیب قرار گرفت و دستگیر شد. این مرد آتش‌افروز ابتدا ادعای بی‌گناهی کرد و گفت که تنها قصد داشته همسرش را بسوزاند.
در دادگاه
صبح دیروز عامل سه قتل در شعبه ۷۱ دادگاه کیفری استان تهران پیش روی قاضی عزیز محمدی و چهار قاضی مستشار ایستاد و از خود دفاع کرد. حمیدرضا در جایگاه گفت: من قهرمان بوکس و فوتبالیست بودم، چون با همسرم اختلاف خانوادگی داشتم خیلی اتفاقی با فریبا آشنا شدم. وقتی وی فهمید که من با همسرم اختلاف دارم اصرار کرد که او را طلاق دهم تا با هم ازدواج کنیم. من نیز با وجود اینکه بچه‌ای دارم حرفش را قبول کردم. یک هفته پیش از آتش‌سوزی با فریبا تماس گرفتم اما به تلفن‌هایم جواب نداد. من نیز مقابل خانه‌شان رفتم، آیفون تصویری را زدم اما کسی در را به رویم باز نکرد، چون می‌دانستم ویلایی در دماوند دارد به سمت آنجا حرکت کردم. در بین مسیر شماره ویلا را گرفتم، ناگهان مرد غریبه‌ای گوشی را برداشت، وقتی گفتم شما؟ گفت برادرش هستم. چون می‌دانستم دروغ می‌گوید عصبانی شدم. دوباره شماره فریبا را گرفتم، ناگهان گوشی‌اش را برداشت، گفتم کجا هستی، ویلایی؟ گفت نه، ویلا را اجاره داده‌ام. تهدیدش کردم، گفتم من به تو شک دارم آن مرد کیست؟
ساعتی بعد به ویلا رسیدم و از طریق لوله گاز وارد ویلا شدم. از پنجره‌ها داخل را نگاه کردم، تعدادی مرد و زن ناشناس را دیدم که استراحت می‌کردند، با خودم گفتم که فریبا به من راست گفته و داخل ویلا نیست اما وقتی پذیرایی را نگاه کردم دیدم یک مرد ناشناس نشسته و فریبا با یک سینی چای در آنجا حضور دارد. جا خوردم، با خودم گفتم زندگی‌ام را به خاطر این زن دروغگو متلاشی کردم. چون فاصله پمپ بنزین تا ویلا ۵ دقیقه بیشتر نبود به آنجا رفتم و یک گالن ۸ لیتری بنزین خریدم سپس به ویلا برگشتم، با لگد شیشه در را شکستم و فریادزنان اعتراض کردم بعد بنزین را پاشیدم روی سر خودم و تهدیدش کردم که خودکشی می‌کنم. او مرتب می‌گفت که من دیوانه‌ام اما زن و مردهای غریبه‌ای که آنجا بودند دست مرا گرفتند و خواستند که آرامش خودم را حفظ کنم.
فریاد زدم فریبا بیرون بیا اما او داخل ویلا ماند و بعد در را قفل کرد، همان لحظه دیدم از پنجره ویلا آتش به بیرون زبانه کشیده است، باور کنید من فقط داخل ویلا بنزین را روی سر خودم ریختم و بیرون آمدم. فکر می‌کنم کسی آنجا سیگار روشن کرده بود و آتش‌سوزی رخ داده است. وقتی شعله‌ها را دیدم مرد غریبه که کنار فریبا بود بیرون آمد و فریبا آن لحظه داد زد حسن، آنجا بود که فهمیدم آن مرد حسن نام دارد. او را به سمت زمین پرت کردم و پا به فرار گذاشتم، من قاتل آن سه زن و مرد نیستم چون آنجا را به آتش نکشیدم. بنابر این گزارش، پنج قاضی این قاتل را به ۳ بار قصاص محکوم کردند.

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک