دادههای اشتغالزایی «گمراهکنندهاند»
به گزارش خبرنگار ایلنا، کارگرازان دولت، پیوسته و بیوقفه از رونق اشتغال و توفیقاتِ اشتغالزایی میگویند؛ هر هفته و هر ماه از اعداد و ارقامی رونمایی میشود که روی کاغذ نشان از کاهش بیکاری و ایجاد فرصتهای شغلی جدید دارد اما در واقعیت، آنچه اتفاق افتاده، پرداخت تسهیلات خُرد و اندک به حوزههایی مانند مشاغل خانگیست، هر فقره وام، یک شغل جدید فرض میشود؛ آنهم در حالیکه در نهایت مشخص نیست این تسهیلات کجا خرج میشود و آیا اساساً با این وامها، شغل و درآمد ایجاد میشود یا خیر.
قضیه این است که مسئولان، «تسهیلات ناچیز اشتغالزایی» را معادل ایجاد شغل فرض میکنند و نتیجه میگیرند «پس عملکرد دولت، موفق و در قیاس با دولتهای قبل بی نظیر بوده است». از سوی دیگر، باز شدن دربهای سولههای بسته کارخانهها و احیای صوری واحدهای راکد، بدون تامین مواد اولیه و تجهیزات و فراهم کردن بازار فروش، بازگشت به چرخه تولید و حمایت از تولید نام میگیرد. واقعیتها اما واقعیت این است که این روزها، شرکت پلیاکریل ایران بعد از نیم قرن فعالیت درخشان در صنعت نساجی کشور، نفسهای آخر را میکشد و در آستانهی تعطیلی قرار گرفته است؛ شرکتی که سال ۹۶ با استقرار هیات حمایت از صنایع تا حدودی روی پا شد اما هیچ زمان به ظرفیت کامل تولید نرسید، امروز به دلیل گرانیِ مواد اولیه، ناچار از توقف کامل تولید است. واقعیت این است که شرکت تهران بتن بعد از ۵۲ سال فعالیت، تعطیل میشود و کارگران در بیتکلیفیِ آیندهای مبهم رها میگردند؛ شرکت داروگر تهران این برند قدیمی و پرخاطره برای همه ایرانیان، در سراشیبی تند سقوط قرار میگیرد و باز شدن نمادین درب سولهها، نمیتواند چرخهای تولید این کارخانه را به حرکت دربیاورد؛ فولاد خزر تعطیل میشود و کارگران آن دست به اعتصاب و تجمع میزنند تا راهی به آینده بجویند و از بیکاری ناگهانی و ناخواسته نجات یابند؛ واقعیت این است که این سیاههی دردناک را میتوان همینطور ادامه داد. ...
تعطیلی هر یک از این کارخانهها، معادل از بین رفتن سرمایههای ملی و بیکاری چند صد یا چند هزار کارگر است، حال چطور دولت این نشانههای بحران در تولید صنعتی کشور را ندیده میگیرد و روی شاخصهای کماهمیتی مانند «اشتغال خانگی» مانور میدهد و پرداخت تسهیلات ۵۰ یا ۱۰۰ میلیون تومانی را به معنای حمایت از اشتغالزایی و تحقق وعدهی ایجاد سالی یک میلیون شغل میداند؟!
به گفته علیرضا خرمی، رئیس شورای اسلامی کار شرکت پلیاکریل اصفهان، با تعطیلی احتمالی این شرکت ۲۰۰۰ کارگر شغل خود را از دست میدهند آنهم کارگران متخصص و باسابقهای که هر یک، یک سرمایه معنوی برای اقتصاد کشور به حساب میآیند.
او میپرسد که «چرا تصمیماتی در سطح کلان اتخاذ میشود که خلاف منافع تولید ملی و مصالح کارگران صنعتی کشور است؛ چرا پایههای تولید را به عامدانه به لرزه میاندازند؟» مُراد خرمی، تصمیمیست که هیئت وزیران شهریورماه سال گذشته، مبنی بر تعدیل بهای خوراک دریافتی تولیدکنندگان در صنعت نساجی اتخاذ کرده است؛ تصمیمی که موجب شد تعدیل نرخ پارازایلین مورد نیاز شرکت پلی اکریل دیگر با نرخ تسعیر ارز ۲۸۵۰۰ تومان نباشد و تامین مواد اولیه تبدیل به دردسری بیپایان شود.
اگر به دنبال بحران تولید فقط در پلیاکریل و زیرمجموعههایش، ۲۰۰۰ کارگر بیکار میشوند، آمار بیکاری کارگران در واحدهای مادر و صنعتی که راه تعطیلی در پیش گرفتهاند، در مجموع چقدر است؟ آیا وامهای اشتغال خانگی و تسهیلات خرد، میتواند پاسخگوی این زیانهای انبوه برای صنعت کشور باشد؛ آیا کارگر متخصص تهران بتن یا پلیاکریل بعد از بیکاری باید وام ۱۰۰ میلیون تومانی بگیرد و در خانه خیاطی کند؟! چرا هیچ آماری از اشتغالِ از دست رفته ارائه نمیشود؟!