خوشچهره: اگر برگردم به سال ۸۴ از احمدی نژاد حمایت نمیکنم
ساعت 24-محمد خوشچهره را اقتصاددان و نماینده دوره هفتم مجلس شورای اسلامی است، در سال های اول انقلاب در آموزش و پرورش با شهید رجایی همکاری میکرده و سابقه مدیریت در بخش های مختلف نظام را دارد اما هربار که نام او میآید خیلیها یاد مناظره جنجالیاش در سال ۸۴ میافتند که او به نمایندگی از محمود احمدی نژاد پشت دوربین نشست و به سیاستهای دولت سازندگی تاخت.
بخشی از گفتوگوی خوش چهره با خبرآنلاین را در ادامه میخوانید:
بنده در سال چهارمی که در مجلس حضور داشتم، یک بار به مدرسه معصومیه قم دعوت شدم. ظرفیت مدرسه ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر طلبه بود. حتی برای آمدن من در نماز جمعه تبلیغ کرده بودند که در نهایت جمع کثیری آمدند. آن سخنرانی که از ۷ تا ۱۱ شب طول کشید به شدت برای من مفید بود. در آنجا این سوال شما به نحوی مطرح شد. من در اوج حمایت و مطلوبیت ریاست جمهوری دولت نهم حرف های دیگر زدم. آنجا یک نفر پرسید که شما و آقای توکلی کارهایتان مخالف رهبری می باشد، ایشان می گویند از دولت حمایت کنید ولی برعکس آن عمل می کنید چرا؟ من در جواب گفتم که این که شما در مورد رهبری می فرمایید، دهان من بسته می شود و داخل این مسائل نمی شوم ولی رهبری از چه چیز این دولت تعریف می کند؟ بگویید، من هم تایید کنم. آن موقع هنوز آقای رحیمی و سایرین داخل دولت نشده بودند. راجع به سخت کوشی گفتند. طبق صحبت هایی که آن موقع با وزیران آن وقت داشتم ،می گفتند که ساعت کاری ما از صبح تا ۱۰ الی ۱۲شب است. بنده دقیقا این جمله را به کار بردم که این افتخار محسوب نمی شود که روزی ۱۶ ساعت کار کنید، در صورتی که شما ها باید استراحت مناسب داشته باشید تا بتوانید تصمیم مناسبی را بگیرید. قطعا با این رویه ضریب عقلانیت در تصمیم گیری ها پایین می آید. کما اینکه وزرایی که بعد از دوره دوم از کابینه اش بیرون آمدند این را به من گفته بودند. جواب آن طلبه را اینگونه دادم، که سخت کوشی تا حدی خوب است اما این که وزیر کابینه ۱۴ ساعت کار کند کاملا بی فایده می باشد و خروجی خوبی ندارد. در مورد سوال شما که گفتید احمدی نژاد رجایی دیگر، با توجه به اینکه امام خمینی فرمودند عقل رجایی بیشتر از علم اش بود و همیشه اهل مشورت با اهل فن و نخبگان بود. در صورتی که در دولت نهم خیلی تصمیم گیری ها از روی باور ها و امیال شخصی بود و کارهایشان هیچ کدام عقبه کارشناسی نداشت و بعد به آن طلبه بیان کردم که اختلاف این دو نفر عقلانیت و تدبر می باشد، نه سخت کوشی. به هیچ وجه ما نمی توانیم ایشان را رجایی زمانه بدانیم و آن را با این شهید مقایسه کنیم.
یادم می آید که در مسیر برگشت ازآذربایجان یک روحانی برای یک حوزه ای در مسیر راه من قرار گرفت. این روحانی به من گفت آقای دکتر شما جواب خدا را چه می خواهی بدهی؟ به ایشان گفتم برای چه موضوعی حاج آقا؟ گفت شما از عواملی بودید که ایشان ریئس جمهور شد. منم در جواب گفتم با اینکه با مناظره من انتخابات ریاست جمهوری نتیجه اش عوض شد خارج از حیطه من بود. در آن مناظره بنده به عنوان نماینده اقتصادی حضور داشتم، اما اگر برگردم آن سال و بنده اطلاعاتی از خصوصیات این که در حال حاضر از ایشان مردم و مسئولین دارند داشته باشم، قطعا هیچ وقت از ایشان حمایت نمی کردم. در آن سال رقابت بین دو دیدگاه اقتصادی بود. یکی آقای رفسنجانی و اشرافیتی که اقتصادی ایشان داشت که انحراف بود و یک نفر در مقابل اش بود که ادعا می کرد حرفای ما را می زند و طرفدار مردم مستضعف و محروم می باشد. در اینجا هر فردعادی به کدام بها می دهد؟ به دیدگاه دوم. بنابراین به آن طلبه گفتم که اگر اطلاعات داشته باشم از خصوصیات وی هیچ گاه حمایت نمی کردم. یاد فرمایش حضرت امام می افتم که " وای بر کسی که دنیا به او اقبال کند در حالی که تهذیب نفس نکرده باشد.ما در عمل دیدیم که نگرانی امام در مورد بعضی از روسای جمهور که شروع آن از نبی صدر بود صادق بود.
بنده در سال چهارمی که در مجلس حضور داشتم، یک بار به مدرسه معصومیه قم دعوت شدم. ظرفیت مدرسه ۷۰۰ تا ۸۰۰ نفر طلبه بود. حتی برای آمدن من در نماز جمعه تبلیغ کرده بودند که در نهایت جمع کثیری آمدند. آن سخنرانی که از ۷ تا ۱۱ شب طول کشید به شدت برای من مفید بود. در آنجا این سوال شما به نحوی مطرح شد. من در اوج حمایت و مطلوبیت ریاست جمهوری دولت نهم حرف های دیگر زدم. آنجا یک نفر پرسید که شما و آقای توکلی کارهایتان مخالف رهبری می باشد، ایشان می گویند از دولت حمایت کنید ولی برعکس آن عمل می کنید چرا؟ من در جواب گفتم که این که شما در مورد رهبری می فرمایید، دهان من بسته می شود و داخل این مسائل نمی شوم ولی رهبری از چه چیز این دولت تعریف می کند؟ بگویید، من هم تایید کنم. آن موقع هنوز آقای رحیمی و سایرین داخل دولت نشده بودند. راجع به سخت کوشی گفتند. طبق صحبت هایی که آن موقع با وزیران آن وقت داشتم ،می گفتند که ساعت کاری ما از صبح تا ۱۰ الی ۱۲شب است. بنده دقیقا این جمله را به کار بردم که این افتخار محسوب نمی شود که روزی ۱۶ ساعت کار کنید، در صورتی که شما ها باید استراحت مناسب داشته باشید تا بتوانید تصمیم مناسبی را بگیرید. قطعا با این رویه ضریب عقلانیت در تصمیم گیری ها پایین می آید. کما اینکه وزرایی که بعد از دوره دوم از کابینه اش بیرون آمدند این را به من گفته بودند. جواب آن طلبه را اینگونه دادم، که سخت کوشی تا حدی خوب است اما این که وزیر کابینه ۱۴ ساعت کار کند کاملا بی فایده می باشد و خروجی خوبی ندارد. در مورد سوال شما که گفتید احمدی نژاد رجایی دیگر، با توجه به اینکه امام خمینی فرمودند عقل رجایی بیشتر از علم اش بود و همیشه اهل مشورت با اهل فن و نخبگان بود. در صورتی که در دولت نهم خیلی تصمیم گیری ها از روی باور ها و امیال شخصی بود و کارهایشان هیچ کدام عقبه کارشناسی نداشت و بعد به آن طلبه بیان کردم که اختلاف این دو نفر عقلانیت و تدبر می باشد، نه سخت کوشی. به هیچ وجه ما نمی توانیم ایشان را رجایی زمانه بدانیم و آن را با این شهید مقایسه کنیم.
یادم می آید که در مسیر برگشت ازآذربایجان یک روحانی برای یک حوزه ای در مسیر راه من قرار گرفت. این روحانی به من گفت آقای دکتر شما جواب خدا را چه می خواهی بدهی؟ به ایشان گفتم برای چه موضوعی حاج آقا؟ گفت شما از عواملی بودید که ایشان ریئس جمهور شد. منم در جواب گفتم با اینکه با مناظره من انتخابات ریاست جمهوری نتیجه اش عوض شد خارج از حیطه من بود. در آن مناظره بنده به عنوان نماینده اقتصادی حضور داشتم، اما اگر برگردم آن سال و بنده اطلاعاتی از خصوصیات این که در حال حاضر از ایشان مردم و مسئولین دارند داشته باشم، قطعا هیچ وقت از ایشان حمایت نمی کردم. در آن سال رقابت بین دو دیدگاه اقتصادی بود. یکی آقای رفسنجانی و اشرافیتی که اقتصادی ایشان داشت که انحراف بود و یک نفر در مقابل اش بود که ادعا می کرد حرفای ما را می زند و طرفدار مردم مستضعف و محروم می باشد. در اینجا هر فردعادی به کدام بها می دهد؟ به دیدگاه دوم. بنابراین به آن طلبه گفتم که اگر اطلاعات داشته باشم از خصوصیات وی هیچ گاه حمایت نمی کردم. یاد فرمایش حضرت امام می افتم که " وای بر کسی که دنیا به او اقبال کند در حالی که تهذیب نفس نکرده باشد.ما در عمل دیدیم که نگرانی امام در مورد بعضی از روسای جمهور که شروع آن از نبی صدر بود صادق بود.