کد خبر 109669
۱۳۹۴/۰۸/۳۰ ۱۱:۱۱
احمد نجفی در گفت و گو با ساعت ۲۴ تحلیل کرد

۲۰ سال بدون هیچ کتاب درخشان در ادبیات داستانی

ساعت ۲۴- احمد نجفی، بازیگر شاخص و نامور سینما و تلویزیون با یاری گرفتن از تخیل خلاقش که ریشه در شناخت عمیق هنر و حرفه‌اش دارد، همواره در ایفای نقش‌های مختلف و متنوع درخششی در خور تحسین داشته و دارد. این بازیگر به لطف تجربه‌های همه سویه در زندگی و مطالعه ادبیات و به ویژه ادبیات داستانی، ماهیت وجودی شخصیت‌هایی را که نقش آن‌ها را در فیلم‌ها و سریال‌ها بازی می‌کند، درمی‌یابد. همین دریافت و شناخت امکان‌های کم‌نظیری در هنر بازیگری به احمد نجفی داده است. با او گفت‌وگویی کرده‌ایم که در پی می‌آید.
۲۰ سال بدون هیچ کتاب درخشان در ادبیات داستانی
dir="RTL">احمد نجفی، بازیگر سینما و تلویزیون گفت: بازیگر سینما باید دانش ادبی داشته باشد. متأسفانه وضع رمان‌خوانی و رمان‌نویسی به گونه‌ای نیست که بتوان هر روز به رمان‌های درخشان رجوع کرد و بر اساس آن‌ها فیلم تهیه كرد. شاید به همین دلیل باشد كه امروز همه فیلم‌ها شبیه به هم شده‌اند و شما در سینما نمی‌توانید یک اثر برجسته و قوی پیدا کنید.

وی ادامه داد: ما طی ۲۰ سال گذشته کتاب درخشانی در حوزه ادبیات داستانی نداشتیم که خودش را به مخاطب بشناساند. برخی کتاب‌های رمانتیک و دفاع مقدس جذاب‌اند اما در واقعیت امر چیزی به دانش كارگردان و بازیگر اضافه نمی‌کنند. شاید با گذشت زمان وضع ادبیات و به تبع آن وضع سینما هم بهتر شود.

وی در پاسخ به این پرسش که «آیا در عرصه رمان فارسی آثاری و نویسندگانی مانند آثار هوشنگ گلشیری نداشته‌ایم که به ادبیات ما چیزی بیفزایند؟» گفت: ما نویسندگان خوبی داشتیم که نمی‌توانیم منکر آن‌ها بشویم. اما متأسفانه تعداد آن‌ها کم‌اند. مگر چند بار می‌توان این رمان‌ها را خواند؟ ما درباره امروز صحبت می‌کنیم. اسماعیل فصیح بهترین رمان‌ها را می‌نوشت. پرسش من اینجاست که نویسندگان توانای ما کجا هستند که بتوانیم به آن‌ها رجوع کنیم. آثار قدر اول دست‌كم سال به سال باید تولید شوند تا بتوان براساس آن‌ها فیلم‌های درخشان تولید كرد. اما در اغلب كتاب‌هایی كه امروز چاپ می‌شود، محتوای تازه‌ای به دست نمی‌آید و به سختی می‌توان اثری درخشان در میان آن‌ها پیدا کرد.

به گزارش ساعت 24،بازیگر سریال «کارگاه علوی» گفت: بازیگران ما باید نیاز به مطالعه را در وجود خودشان حس كنند اما در واقعیت امر می‌بینیم كه نسبت به بازیگران خارجی این حس کمتر در آن‌ها دیده می‌شود. البته از دیگر سو نویسندگان ما هم باید اثر ارزشمندی تولید كنند تا سینماگران آن را بخوانند. خارجی‌ها روزی ۲۰ رمان درجه اول و پرفروش منتشر می‌کنند. در اروپا وقتی کتاب‌فروشی‌ها را می‌بینید در می‌یابید که چه کتاب‌های منحصر به فردی در آنجا چاپ می‌‌شود.

نجفی توضیح داد: آن‌ها کتاب‌هایی را عرضه می‌کنند که ارزش اقتباس و خواندن دارد. ما نباید با خودمان تعارف داشته باشیم. مگر چند دفعه می‌توان «شازده احتجاب» هوشنگ گلشیری را تجدید چاپ کرد؟! ما فردوسی و سعدی و ابوسعید ابوالخیر هم داریم. نمی‌گویم نباید آثار آن‌ها را خواند. باید خواند اما مگر چند بار می‌شود آن‌ها دوره كرد؟ از خودمان بپرسیم چرا امروز همان تیراژ هزار نسخه‌ای نویسندگان ما هم در انبار می‌ماند. این خیلی بد است و نشان می‌دهد که مردم استقبال چندانی از ادبیات و سینما نمی‌کنند. در زمینه کتاب فقط شاهد چاپ آثار متوسطیم و واقعیت این است كه کیفیت درونمایه داستان‌های كه چاپ می‌شود، بالا نیست.

وی در پاسخ به این پرسش که «آیا آثار آگاتا کریستی، بانوی جنایی‌نویس انگلستان را به فراخور شغل و حرفه‌تان خواندهاید؟» گفت: من از زمانی که كم سن و سال بودم و دوران نوجوانی را سپری می‌كردم، کتاب‌های او را می‌خواندم. آن روزها از «مایک هامر»، جنایی‌نویس امریكایی شروع کردم تا به رمان‌نویس بزرگی چون «ویلیام فاکنر» رسیدم. ما همیشه مترجمان خوبی داشته‌ایم. من حتماً به كتاب‌فروشی‌های معتبر مراجعه می‌كردم و پیوسته كتاب می‌خواندم. اما امروز حتی دوره آن مترجمان هم گذشته است. من اخیراً حدود ۷۰ جلد کتاب خریدم اما اغلبشان را تا صفحه سوم و چهارم نتوانسته‌ام بخوانم و تحمل کنم. همه این كتاب‌ها هم به قلم نویسندگان و مترجمان جدیدمان نوشته شده است. متأسفانه برخی از آن‌ها فکر می‌کنند هر چه ادبیات سنگینی را به کار ببرند و كلمات قلنبه سلمبه در متنشان بگنجانند، مردم بیشتر از آن‌ها استقبال می‌كنند در حالی که به گمانم ادبیات باید با نهایت سادگی نوشته شود.

نجفی دامه داد: آثار آنتوان چخوف، تی.اس.الیوت، ویلیام فاکنر و ارنست همینگوی را حتماً باید خواند. یك بازیگر هم قطعاً باید كتاب‌های آن‌ها را بخواند اما فراموش نكنیم كه این ادبیات متعلق به خارجی‌هاست و ما باید خودمان در عرصه‌های زندگی ایرانی دست به آفرینش ادبی بزنیم. متأسفانه امروز كار به جایی رسیده كه ادبیات ما از سینمایمان جدا افتاده در حالی که امروز در امریکا می‌بینیم بهترین فیلم‌های سینمایی و سریال‌های آن‌ها بر اساس کتاب‌ها و رمان‌های خودشان تولید می‌شود.

این بازیگر سینما در پاسخ به این پرسش ساعت24، كه «آیا در طول زندگی هنری‌تان دوست داشته‌اید نقش یكی از شخصیت‌های رمان‌های معروف را بازی کنید كه تا به حال بازی نكرده‌اید؟» گفت: علاقه‌ای به بازی در نقش هیچ كدام از شخصیت‌های کتاب‌هایی که به تازگی چاپ می‌شوند، ندارم. البته یکی از شخصیت‌های که خیلی دوست داشتم «آلكسی ایوانویچ» رمان «قمارباز» فئودور داستایوسکی است. خیلی دوست داشتم که نقش او را بازی کنم. خواندن این رمان و شخصیت آلكسی ایوانویچ بر ذهنیت من به لحاظ روانشناختی تأثیر به‌سزایی داشت. همان‌طور كه می‌دانید چندین فیلم هم بر اساس همین قمارباز ساخته شده که غیر از یکی دو فیلم، بقیه‌شان موفق نبوده‌اند و به نظر من به شكل سطحی و نازل تولید شده‌اند و ارزش كار داستایوسكی را هم پایین آورده‌اند. ما حتی فیلمنامه‌نویسی خلاق نداریم که بتواند با توانایی لازم از رمان‌های خارجی برداشت ایرانی شده بکند. در این میان البته استثناهایی وجود دارد. به عنوان نمونه شما كار ناصر تقوایی را نگاه کنید که از رمان «داشتن و نداشتن» همینگوی به عنوان سناریونویس اقتباس می‌کند و فیلم قوی و ماندگار «ناخدا خورشید» رامی‌سازد. او مترجم هم نیست اما ببینید که با همین كارش چه تأثیر مطلوبی در سینمای ما گذاشته است. چرا او به دنبال آثار نویسندگان فارسی زبان نمی‌رود؟ او مدام باید خودش سناریو بنویسد. به هر حال فكر می‌كنم دست‌كم باید سالی ۲۰ رمان درخشان منتشر شود که بتوان بر اساس آن‌ها فیلم‌های درخشان تولید کرد.

برای مطالعه كتاب در گام نخست، من خواندن آثار «مولیر» را پیشنهاد می‌کنم به ویژه برای کسانی که در کار تئاتر و سینما هستند. مولیر خودش در زمینه تئاتر کار می‌کرد و برداشت مؤثری در این حیطه داشت. هر كارگردان و فیلمسازی كه به پیوند ادبیات و سینما اعتنایی ندارد خیلی بعید است كه در كارش بتواند بدرخشد.

گفت‌وگو از: فرشاد شیرزادی

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک