طب مکمل و جایگزین (CAM) مجموعه ای از طب های گوناگون و سیستم های مراقبت از سلامتی ، تجربیات و فراورده هایی است که تا به حال به عنوان قسمتی از طب مرسوم مطرح نشده است.
در ادامه نظریه های مختلف در مورد طب مکمل را می خوانیم:
● طب مکمل و جایگزین چیست ؟
طب مکمل و جایگزین (CAM) همانطوریکه توسط مرکز ملی طب مکمل و جایگزین NCCAM تعریف شده است ، گروهی از انواع مختلف طب و سیستمهای مراقبتی سلامتی و تجربیات و فراورده هایی می باشد که در حال حاضر به عنوان بخشی از طب مرسوم تعریف نشده است.طب مکمل به همراه طب رایج استفاده می شود و طب جایگزین به جای طب رایج مورد استفاده قرار می گیرد.طب رایج طبی است که به وسیله دکتر طب (M.D.) یا دکتر استئوپاتی(O.S.) و همکاران دیگر حرفه بهداشت و سلامتی مانند فیزیکال تراپیستها ، روانشناسان و پرستاران دارای مجوز رسمی کار به آن پرداخته می شود. نامهای دیگر طب رایج شامل معالجه بیماریها با استفاده از ضد آنAllopathy)) ، طب غربی ،طب مرسوم ، طب معمول و طب زیستی ( (Biomedicine می باشد. بعضی از شاغلین در طب رایج ، در طب مکمل و جایگزین نیز فعال می باشند. این قسمت به بعضی از سئوالاتی که در مورد طب (CAM) به طور متناوب تکرار می شود از جمله این سئوال همگانی که چگونه روش (CAM) ارزیابی می شود پاسخ می دهد.
نامگذاری اشتباه
طبقهبندی رشتههایی چون طب سوزنی، هومیوپاتی و ... در گروهی به نام طب مکمل، از نظر من اساسا اشتباه است. چون این رشتهها و شاخهها نه مکمل طب هستند و نه جایگزین طب که بخواهیم آنها را طب مکمل یا طب جایگزین بنامیم. این ادعاهایی که میشود از اساس اشتباه هستند. روشهایی که در نشان دادن شواهد علمی برای تاثیر خود عاجز هستند، چگونه میخواهند جایگزین رشتهای دیگر شوند؟ این شاخهها میخواهند جایگزین چه مواردی شوند؟
آیا این رشتهها میخواهند جایگزین عمل جراحی آپاندیس شوند یا جایگزین عمل جراحی قلب؟ طب کلاسیک، گستردگی وسیعی دارد و بیماریهای بسیار زیادی را درمان میکند. پس روشی که خود را جایگزین آن معرفی میکند باید بتواند برای همه این بیماریها درمان جایگزین داشته باشد و برای عمل جراحی قلب و ... هم درمان جایگزین داشته باشد. به عقیده من از اساس این نامگذاریها نادرست و غیرعلمی است.
دکتر علیرضا استقامتی/دانشیار گروه داخلی دانشگاه علومپزشکی تهران/منبع : هفته نامه سپید
اثرات جانبی طب مکمل و جایگزین
مروزه از طب مکمل و آلترنیتیو ـ به طور فزایندهای ـ برای تشخیص و درمان بیماریهای حساسیتی استفاده میشود و مطالعات بسیاری در این زمنیه وجود دارد که فواید و خواص این شیوههای درمانی را گزارش میکند. این مقاله در حقیقت با مرور این دو شیوه قصد دارد تا خطرات احتمالی این دو شیوه از درمانهای طبی را بررسی کند. توانایی و خاصیت نهفته در بسیاری از شیوههای درمانی گیاهی ممکن است موجب تبدیل شدن آلرژیها و حساسیتها به آماسهای پوستی شود و به ندرت علائم ایمونوگلوبین IgE-medicated در آنها بروز میکند.
جراحتهای احتمالی که بعد از طب سوزنی در بدن ایجاد میشود ممکن است موجب آسیب رساندن به ریه، قلب، بروز HIV و آسیبهای نخاعی شود. هپاتیت و عفونت باکتریال غشای درونی قلب نیز از جمله عفونتهایی است که بعد از طب سوزنی، احتمالشان اگرچه کم، اما وجود دارد.
کلیهها، کبد و قلب از جمله اندامهایی هستند که به واسطه مصرف گیاهان مختلف و موادی که ترکیبات گیاهی دارند در معرض مسمویت و آسیب قرار دارند. برخی از گیاهان خاصیت سرطانزایی دارند و در برخی موارد احتمال مصرف داروهای تقلبی از این دست بسیار زیاد است.
بنابراین، توجه و هوشیاری در مورد بهرهگیری و استفاده از شیوههای سنتی و غیرسنتی درمان به شدت لازم و ضروری است. بنابراین تنها نزد پزشکان متخصص طب مکمل و جایگزین و در صورتی که تاثیرات مثبت این شیوهها ثابت شده و عوارض جانبیشان بررسی شده باشند، آنها را به عنوان شیوهدرمانی انتخاب کنید.
● آلرژیها و حساسیتهای پوستی
به نظر میرسد که در سراسر دنیا تصور غلطی وجود دارد که عنصر گیاهی تشکیل دهند داروها و دیگر مواد را همان گیاهان طبیعی میدانند و بنابراین به دلیل طبیعی بودن ماده، آن را کاملا سالم و ایمن میشمارند و یا ذاتا آن را بیضرر میدانند.یکی از عوارض شایع در این زمینه بروز آلرژی و حساسیت پوستی و آماسهای پوستی بعد از مصرف داروهای گیاهی است.کوتاهی در کنترل سیستم خوددرمانی موجب میشود تا روز به روز بر تعداد افرادی که گرفتار این حساسیتها هستند، اضافه شود.
در این خصوص بروز آلرژی و آماسهای پوستی از مواد طبیعی چون روغن درخت چای، بابونه ، گلهمیشه بهار فرانسوی، روغن زیره سبز و بسیاری دیگر از داروهای سنتی چینی مکررا نام برده شد.آماسهای پوستی حتی در مواردی که ماساژ با روغنهایی با ترکیبات گیاهی مثل ضماد ریشه باباآدم و دیگر ترکیبات گیاهی مورد استفاده در عطردرمان صورتگرفتهبود، مشاهده شد.
ارتباط میان حساسیتها و داروهای آلترنیتیو که حاوی عصارههای گیاهی هستند نیز از جمله مواد شایع در بروز حساسیتهای پوستی بودند که به وسیله تست patch قابل بررسی است.
● آسیبهای فیزیکی
برخی شیوههای درمانی که از تکنیکهای فیزیکی برای درمان استفاده میکنند ممکن است منجر به بروز تاثیرات نامناسب از قبیل جراحات فیزیکی شوند. طب سوزنی یکی از اولین شیوههایی است که احتمال بروز این عوارض در آن وجود دارد.
ساختار و کالبد بدن انسان و نقاطی که در طبسوزنی معین شده و به وسیله سوزنهایی لمس میشود ممکن است جراحاتی را به بدن بیمار تحمیل کند. از اینرو بهرهگیری از متخصصان طب سوزنی توصیه میشود.
جایگاه طب مکمل- جایگزین در کشورهای مختلف دنیا
● ایالات متحده امریکا
انجام کایروپراکتیک (Chiropractic) و استئوپاتی (Osteopathy) در تمامی ایالتها مجاز می باشد . متخصصان طب سوزنی در ۳۴ ایالت اجازه فعالیت دارند ( آمار سال ۲۰۰۰ ) .
● کانادا
▪ در سال ۱۹۸۳
انجمن پزشکی چینی و طب سوزنی کانادا ( CMAAC)به عنوان یک سازمان ملی تاسیس شد .
▪ در اواخر دهه۱۹۹۰
۱۵ تا ۷۰ درصد مردم کانادا از طب مکمل - جایگزین بهره برده اند و این آمار روز به روز در حال گسترش و افزایش است . بطوریکه اکنون کانادا از جمله کشورهایی است که این روش ها از شیوع بالایی در آن برخوردار ند .
رشته های مورد علاقه بیماران در این کشور عبارتند از :
ـ کایروپراکتیک(Chiropractic)
ـ تکنیک های آرامش بخشی(Relaxation Techniques)
ـ ماساژ درمانی(Massage Therapy)
ـ پزشکی گیاهی(Herbal Medicine)
در کانادا روز به روز به تعداد پزشکان آلوپاتی که به طب مکمل - جایگزین رو می آورند، افزوده می ِشود .و تقریباً ۴۵۵ متخصص کایروپراکتیک در حال فعالیت می باشند .
● انگلستان
طب مکمل - جایگزین در این کشور حتی در میان خاندان سلطنتی و دولتمردان نیز از جایگاه ویژه ای برخوردار است ، بطوریکه :
۱) خاندان سلطنتی انگلستان برای چهار نسل متوالی از همیوپاتی به عنوان طب اصلی خود بهره گرفته اند .
۲) دولتمردان نیز بر ارائه خدمات طب مکمل- جایگزین بسیار تاکید کرده و دسترسی به آن را برای بیماران ضروری می دانند .
۳) انگلستان تنها کشوری در اروپا است که دارای بیمارستان های دولتی مخصوص طب مکمل - جایگزین می باشد .
و اما در بین مردم ۷۰ % جمعیت انگلستان علاقمندند به استفاده از خدمات این شیوه ها می باشند .
● آیا طب مکمل و جایگزین به طور گسترده استفاده می شود ؟
نتایج مطالعات در مورد استفاده از (CAM) متناقض است . یک مطالعه با مقیاس بزرگ که در تاریخ ۱۱ نوامبر ۱۹۹۸ در روزنامه انجمن طب آمریکا چاپ شد نشان داد که استفاده از (CAM) در میان عموم مردم از ۳۳.۸ درصد در سال ۱۹۹۰ به ۴۲.۱ درصد در سال ۱۹۹۷ افزایش یافته است.به هر صورت آنالیز داده های آماری سال ۱۹۹۹ که National Health Interview Survey منتشر کرد نشان داد که فقط ۲۸.۹ درصد از افراد بالغ ( بالای ۱۸ سال در آمریکا حداقل از یک روش (CAM) در سال گذشته استفاده کرده اند. این نتیجه در روزنامه "خدمات پزشکی" ((Medical care در سال ۲۰۰۲ به چاپ رسید. تعدادی مطالعات در مورد کاربرد طب مکمل و جایگزین توسط بیماران مبتلا به سرطان نیز با جمعیت نمونه محدود انجام گرفته است .
یک مطالعه که در فوریه سال ۲۰۰۰ در روزنامه:"سرطان"(Cancer ) انتشار یافت ، گزارش داد که ۳۷ درصد از ۴۶ بیمار با سرطان پروستات از یک یا چند روش (CAM) به عنوان بخشی از معالجه سرطان استفاده کرده اند. این درمانها شامل طب گیاهی ، ویتامینها و رژیم غذایی مخصوص می شد.
یک مطالعه وسیعتر در همین زمینه که برای بیمارانی با انواع مختلف سرطان انجام شده بود ، در جولای سال ۲۰۰۰ در روزنامه "سرطان شناسی بالینی" (Oncology Clinical) منتشر شد. این مطالعه نشان داد که ۶۹ درصد از ۴۵۳ بیمار سرطانی حداقل از یکی از روشهای معالجه (CAM) به عنوان بخشی از معالجات سرطان استفاده کرده اند. اطلاعات بیشتر را در مورد استفاده از (CAM) در میان بیماران سرطانی می توان از بررسی مقالات منتشره در سمینارهای غدد شناسی در دسامبر ۲۰۰۲ ، مشاهده کرد.