ایران در مسیر بحران از جنس یونان
۲- در حالي كه رهبران پوپوليست يونان براي پول خرج كردن به جيب و بانك اروپاييها وصل بودند در ايران اما محمود احمدينژاد و همراهان پيدا و پنهانش اين خوشبختي را داشتند كه قيمت نفت در بازارهاي جهاني روندي فزاينده حيرتانگيز را تجربه ميكرد و قيمت هر بشكه نفت حتي به ۱۱۰ دلار نيز رسيد. محمود احمدينژاد رييسجمهوري كه با دانش اقتصاد دشمن بود و مدعي شد كه اين دانش به درد ايران و ايراني نميخورد جاهاي خاصي براي خرج پولهاي كلان نفت پيدا كرده بود. توزيع رقمي معادل ۳ ميليارد دلار در ماه ميان ۷۵ ميليون ايراني كه ميخواستند سهمي از درآمد نفت را داشته باشند (محاسبه دلار ۱۰۰۰ توماني و پرداخت حدود ۳ هزار ميليارد ريال در ماه به يارانه نقدي) در يك سال منتهي به پايان سال ۱۳۹۰ رقمي معادل ۳۶ ميليارد دلار از فروش نفت را به خود اختصاص داد. محمود احمدينژاد بدون توجه به آينده ايران درآمد حاصل از صادرات نفت را به طرحهاي بيثمري مثل طرح بنگاههاي زودبازده و طرح مسكن مهر اختصاص داد و آتش بر منابع ارزي ايران زد. همه كارهاي پوپوليستي محمود احمدينژاد براي راي آوردن در انتخابات سال ۱۳۸۸ و ادامه زمامداري دوستانش براي سالهاي پس از پايان فعاليت ۸ ساله او در منصب رياست جمهوري منابع ارزي ايران را بر باد داد. برآيند ۸ سال فعاليت پوپوليستي محمود احمدينژاد و حاميان پنهان و پيداي او دادن زمين سوخته به دولت يازدهم در حوزه اقتصاد بود.
۳- در حال حاضر و با همه تلاش دولت آقاي روحاني اما در حال حاضر دولت ايران رقمي معادل ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار ميليارد تومان به مراكز و نهادها و محلهاي گوناگون بدهكار است. اين بدهي اگرچه به خارجيها نيست، اما ماهيت آن با بدهيهاي يونان شايد تفاوت چشمگيري نداشته باشد. دولت به بانكها بدهكار است و آنها را در موقعيت ورشكستگي قرار داده است، دولت به سازمان تامين اجتماعي بدهكار است و صندوقهاي بازنشستگي به خاك سياه نشستهاند، دولت به پيمانكاران بدهكار است و آنها را از دور فعاليت خارج كرده است و... دولت ايران و مردم ايران در شرايط يوناني شدن قرار دارند و منتقدان دولت فعلي با هدف ايجاد بحران براي دولت به يونانيزه شدن اقتصاد ايران كمك ميكنند. يونانيها دير فهميدند كه كشور ثروتمندي نيستند و از توهم ثروت و درآمد و خرجهاي شاهانه بايد بيرون آيند و ايرانيها اين روزها سختي بدهيهاي دولتي را با پوست و گوشت و استخوان لمس ميكنند.