برجام همان چراغ جادو نیست
نتیجه منطقی چنین تحولاتی نیز همان است كه رییسجمهوری ایران چندی پیش از آن به عنوان «احساس شدن آثار لغو تحریمها» یاد كرد. حال پرسش این است كه چنین آینده امیدواركنندهای كه منطقا باید شكل بگیرد، زمینههای واقعی و دستیافتنی قابل محاسبه هم دارد یا اینكه دولت ایران تا آیندهای غیرقابل پیشبینی باید همچنان به آثار روانی تحریمها دل ببندد. بازار ایران در روزهای اخیر بهگونهای به استقبال لغو تحریمها رفته است كه از چیرگی عنصر روانی و فقدان تحلیل اقتصادی روشن از آینده حكایت دارد. كاهش ارزش دلار در بازار ایران كه در پی افزایش تدریجی مهرماه امسال تا هفته گذشته رخ داده، حاوی این پیام است كه متقاضیان دلار به سرازیر شدن ناگهانی این ارز مرجع به بازار امید بستهاند و مترصد خرید آن در قیمتهای كمتر از قیمت هفته گذشته هستند. افسانه «گنج ۱۰۰ میلیارد دلاری» كه اساسا معلوم نیست فرآیندهای حقوقیاش چقدر طول میكشد و چه زمانی وارد چرخه اقتصادی ایران میشود، از هماكنون، اقتصاد را زیر سایه انتظار دوباره فرو برده است. نتیجه بدشگون این انتظار، احتمالا افزایش دوباره نرخ برابری دلار و جبران حبس روانی ارزش این ارز در آینده خواهد بود.
اجرایی شدن برجام، از منظر اقتصاد كلان حتما آثاری مثبت در پی خواهد داشت؛ اما این آثار مثبت عمدتا در حوزه فضای بینالمللی كسبوكار ایرانیان است و فراتر از این هیچ چراغ جادویی ندارد كه عوارض داخلی اقتصاد و در راس آنها ناكارآمدی، نرخ پایین بهرهوری و نرخ پایین تشكیل سرمایه را درمان كند. از این رو، اگر برجام، اكسیری تلقی شود كه بهخودیخود، گرفتاریهای داخلی اقتصاد را چاره خواهد كرد، چنین پنداشتی بزودی به مطالبه همیشگی تسهیلات ارزان دامن میزند و به سم فلجكننده اقتصاد تبدیل خواهد شد. برجام فقط نتیجه تدبیری دو ساله برای دفع خطرهای امنیتی ایران و رفع موانع كنشگری ایران در پهنه بینالمللی و در یك كلام بازگشت به وضع اوایل دهه گذشته است. ملموسترین اثر اقتصادی اجرای برجام آزاد شدن تدریجی همان میلیاردها دلاری است كه از آن سخن گفته میشود؛ اما اگر همچنین پولی به دست دولت ایران برسد، در بهترین حالت جبران كاهش كمسابقه قیمت نفت و احیانا بازپرداخت بخشی از دیون دولت را خواهد كرد نه چیزی بیشتر و این سخنی است كه باید صادقانه به مردم گفته شود.
در حوزه سیاسی، وضع از این هم پیچیدهتر است. كاهش فشار سیاسی غرب بر ایران لاجرم به افزایش فشارهای منطقهای خواهد انجامید. همسایگان ایران، بهویژه عربستان و تركیه، بهدرستی میدانند كه در شرایط متعارف، همكاری ایران و غرب برای طرفین، منافع مشترك قابل اعتنایی دربردارد و بسیاری از فرصتهایی كه در غیاب ایران در اختیار این كشورها قرار گرفته در معرض خطر قرار میگیرد؛ بنابراین بعید نیست كه پابهپای گشایش در روابط ایران و غرب، رقابتهای منطقهای شدت بیشتری بگیرد. رقابت تركیه با ایران، عمدتا اقتصادی و تجاری است؛ اما عناصر سیاسی و امنیتی، بهویژه در ترتیبات خاورمیانه و آسیای مركزی هم در این رقابت دخیلند. رقابت عربستان بر عكس تركیه بر سیاست و امنیت استوار است و اقتصاد و تجارت در رتبه بعدی قرار دارد. بنابراین استمرار دیپلماسی موفق ایران در زمینه بهبود فضای بینالمللی، در گرو ابتكارهایی تازه در زمینه سیاست و تجارت منطقهای است. گام نخست در این زمینه كشف فرصتهای انتفاع مشترك از تجارت منطقهای است كه باید از تركیه آغاز شود و با طی فرآیندی زمانبر و دشوار، عربستان و متحدانش را نیز دربربگیرد. این گام نخست چنان دشوار و دیریاب است كه سخن گفتن از گامهای بعدی قدری خیالپردازانه بهنظر میرسد؛ اما از آنجا كه قاعده دیپلماسی بر «دستور مذاكره داشتن» است، ایران از هماكنون میتواند پیشاهنگ طرح بسیار دشوار اما احتمالا دستیافتنی «بازار مشترك خاورمیانه و خلیج فارس» شود. چنین طرحی حتما زودبازده نیست، اما پیشنهادكننده آن قطعا چیزی از دست نمیدهد و احتمالا در ترتیبات آینده منطقه حضوری جدیتر خواهد داشت؛ زیرا این قاعده تجربی و متواتر دیپلماسی است كه «هركس با دستور جلسه بیاید كامیاب نخست مذاكره است، ولو همه بندهای پیشنهادش جرح و تعدیل شود. نتیجه اینكه برجام قرار نبوده و نیست كه جای مسوولیتهای دولت و ملت ایران را بگیرد و كار بزرگی كه باید میكرد تا همین امروز كرده است و از این پس دیگر نمیتوان آن را چیزی بیش از سندی تاریخی و مربوط به گذشته بهشمار آورد.