چین در خاورمیانه به دنبال چیست؟
چین سیاست خارجی دوسویهای دارد. از یک سو دکترین «عدم مداخله»ی دنگ شیائوپینگ را دنبال میکند که در آغاز دهه هشتاد میلادی مطرح شد و از سوی دیگر روزبه روز علائق و منافع اقتصادی بیشتری در نقاط مختلف جهان برای خود دست وپا میکند و از این طریق از امکانات تاثیرگذاری سیاسی برخوردار میشود. چینیها در ارتباط با خاورمیانه تنها دغدغه اقتصادی ندارند. طراحان راهبردهای سیاسی در رهبری چین مدت هاست که در خاورمیانه این ظرفیتها و امکانات را میبینند که سیاست خارجی کشورشان را از دکترین «عدم مداخله» دنگ شیائوپینگ فراتر ببرند؛ چنان که هم اکنون در مورد ایران چنین شده است. سیاست خارجی چین در مورد ایران در حال حاضر نه براساس توصیه دنگ شیائوپینگ، بلکه براساس نیازهای چین به نفت تنظیم شده و این کشور هم اکنون بزرگترین خریدار نفت ایران است. یورام اوران، یک کارشناس چینی از دانشگاه حیفا در اراضی اشغالی در این رابطه گفته است: خاورمیانه چینیها را سردرگم کرده است. اما طی دو سال گذشته، افرادی هستند در چین که بر این باورند، لازم است چین فعالیتهای خود را در منطقه گسترش دهد تا بتواند از منافع خود حمایت کند. اسپوتنیک در این رابطه مینویسد: چین قدرت افزایش یافته اقتصادی خود را در ایجاد معماری ژئوپلیتیک در خاور نزدیک به کار میبرد. چین به صورت واقعی داخل دنیای عرب شده و نقش خود را به عنوان کشور پیشتاز جهانی ثابت میکند.
اولین سند خاورمیانهای چین
اولین سند چینی در باره سیاست در کشورهای عربی به تازگی به تصویب رسیده است. استراتژی جدید سیاسی -یک نقشه راه در جهت برقراری سطح تازه چین در دنیای عرب است. این استراتژی، چارچوب و الگوی مشارکت برابر حقوق پکن با کشورهای عرب را مشخص کرده و تمایل چین به صلح و ثبات در خاور نزدیک و میانه را نشان میدهد. این اواخر اسناد مشابهی مربوط به کشورهای آفریقا، آمریکای لاتین و حوزه کارائیب به تصویب رسیدند. سند ویژه کشورهای عرب 13 ژانویه 2016 منتشر شده است. تحلیل گران معتقدند: انتشار این استراتژی به معنای آن است که چین دارد بطور واقعی به دنیای عرب وارد میشود و این گامها کاملاً با استراتژی راههای ابریشمی زمینی و دریایی پیشنهادی چین مطابقت دارد. چین از این به بعد به کل دنیای عرب به عنوان حوزه منافع خود مینگرد و از این رو انتشار این نوع اسناد قابل فهم است. این استراتژی منعکس کننده برقراری چین به عنوان قدرت جهانی پیشتاز است. این کشور مایل است این نقش را تقویت کند. «استانیسلاو تاراسوف» تحلیل گر روس بر این باور است که استراتژی عربی چین حاکی از قصد آن در بهره گیری از قدرت اقتصادی خود برای حضور گسترده در خاور نزدیک و میانه است. تاراسوف میگوید: "چین به خوبی درک میکند که در آینده نزدیک این منطقه دستخوش تجدید تقسیم میشود. چین موضع خود را در آنجا تثبیت کرده و مدعی ایفای نقش معین در آنجاست. به برکت این استراتژی طرحهای پکن در این حوزه صراحت و روشنی بیشتری کسب میکنند. چین خود را به عنوان قدرت بزرگ معرفی کرده که خواهان ایفای نقش خود در دنیای عرب است و میفهماند که برای شرکت فعال در معماری خاور عربی جدید حاضر است به مبارزه بپردازد. تا چه رسد به این که الان موقعیت آمریکا در این منطقه ضعیف شده است و نفوذ متحدینشان نیز دارد کمتر میشود. در این اوضاع و احوال موضع چین از اهمیت بیشتری برخوردار میشود. "
خراسان