ونزوئلا از امریکا نفت وارد کرد
نمونه اعلای این دسته از افراد كه اتفاقا در ایران طرفداران جدی داشت و هستند كسانی كه هنوز سنگ آنها را بر سینه میزنند و اگر وقت باشد باز هم آنها را به دانشگاه میبرند و از آنها تقدیر میكنند، هوگو چاوز ونزوئلایی است.
كاوشهای اخیر در سرزمین ونزوئلا نشان داد كه ذخایر نفت این كشور حتی از ایران و عربستان هم بیشتر است اما همین كشور به گزارش رویترز ناگزیر شده است ۵۵۰ هزار بشكه نفت از ایالات متحده امریكا وارد كند كه چاوز و همین رییسجمهور فعلی آن را ابلیس میدانند.
چاوز پوپولیست كه با استفاده از فرصت بازار جهانی نفت به درآمدهای رویایی دست یافته بود همه پول ونزوئلاییها را برای خرید محبوبیت خود در این كشور و حتی پرداخت به رهبران احزاب چپگرای همسایه در امریكای لاتین داد و به جای اینكه ذخایر ارزی كشور را افزایش دهد یا دلارهای نفتی را به تولید و گسترش ظرفیتها اختصاص دهد، اكنون البته نیست كه بدبختی ونزوئلاییها را ببیند.
محمود احمدینژاد رییسجمهور ایران در ۸ سال از ۱۳۸۴ تا نیمه اول ۱۳۹۲ یكی از دوستان نزدیك چاوز بود كه بارها او را به تهران دعوت كرد و یا به دعوت او به كاراكاس رفت و قراردادهای خیالی و یا رانتی متعددی بستند.
تاسیس بانك ایران و ونزوئلا یكی از اقدامهای میلیارد دلاری چاوز و احمدینژاد بود كه سرنوشت آن معلوم نیست.
آنچه هوگو چاوز را در كشورش و در نیز در میان بخش بزرگی از چپ انقلابی، هم در غرب و هم در دنیای در حال توسعه، به مهمترین چهره مدافع زحمتكشان و فقیران بدل كرد، دست و دلبازی بیحد و مرز او در هزینه كردن دلارهای نفتی بود.
در طول سالهای ۲۰۰۰ میلادی، نهار در مدارس كشور مجانی شد، شمار برخورداران از حقوق بازنشستگی به سه برابر رسید، ساخت خانه با قیمت و اجاره بسیار پایین رو به گسترش گذاشت، و ونزوئلا ارزانترین بنزین جهان را به مردمانش عرضه كرد. با این همه سخاوت، چگونه میتوان محبوب نشد؟
این احتمال وجود دارد كه بعضی از ابتكارهای دولت محمود احمدینژاد، از جمله توزیع یارانههای نقدی یا طرح «مسكن مهر»، از سیاستهای دوست ونزوئلاییاش الهام گرفته باشد، همچون گفتمان دو رهبر سیاسی در صحنه بینالمللی كه چندان از هم دور نبود.
مساله در آنجا است كه «در اقتصاد نهار مجانی وجود ندارد». از نیمه دهه ۲۰۰۰ كسری بودجه رو به افزایش گذاشت و از سال ۲۰۱۰ به بعد، این كسری از ده در صد گذشت. با این حال چندان جای نگرانی نبود، زیرا ونزوئلا نیز، همانند دیگر كشورهای صادركننده نفت، در فاصله سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴ به بركت «طلای سیاه» به حجم عظیمی از دلارهای نفتی دست یافت.
وقتی نفت در خدمت «پوپولیسم» قرار میگیرد، عوامفریبی و كسب وجهه ملی و گفتمان پرخاشجویانه در صحنه بینالمللی مشكل زیادی را، البته در كوتاهمدت، به وجود نمیآورد. در ونزوئلا نیز همانند ایران، میلیاردها دلار نفتی در شریانهای اقتصادی كشور تزریق شد و وقتی نرخ تورم بالا رفت، دولت «انقلاب بولیواری» با شعار دفاع از محرومان تصمیم به كنترل قیمتها گرفت و یا، به عبارت دیگر، به قیمتها فرمان داد بالا نروند. اما چون قیمتها به حكم سیاسیون «پوپولیست» گردن نمیسپارند، بازار سیاه كالاها به سرعت رو به گسترش رفت و صفها در برابر مغازهها، طولانی و طولانیتر شدند.
با وجود همه این دشواری، بالا ماندن قیمت نفت تا نیمه سال ۲۰۱۴ به ونزوئلا امكان میداد سرش را از آب بیرون نگهدارد. فراموش نكنیم كه این كشور ۸۰ در صد كالاهای مورد نیازش را وارد میكند و رهبرانش، تا وقتی میتوانستند بر بالش نرم دلارهای به دست آمده از صادرات «طلای سیاه» تكیه بزنند، همچنان راه فرار داشتند.
مصیبت زمانی به اوج رسید كه بهای نفت در سراشیب افتاد و نیكلا مادورو، جانشین هوگو چاوز، طی مدتی كم و بیش كوتاه با سقوط ۷۳ در صدی در آمدهای صادراتی خود روبهرو شد. نخستین واكنش آقای مادورو، شدت بخشیدن به انتقادهایی بود كه او، همانند سلفش، بر امریكا وارد میآورد. ونزوئلا ایالات متحده را متهم میكند كه با سازمان دادن سقوط قیمت نفت میخواهد نهتنها كاراكاس، بلكه مسكو و تهران را زیر فشار بگذارد. صفهای طولانی در برابر مراكز خرید نیز، از دیدگاه رهبران ونزوئلا، حاصل توطئهای است كه واشنگتن علیه ملت انقلابی این كشور سازمان داده تا نیكلا مادورو به سرنوشت سالوادور آلنده، رییسجمهوری شیلی در اوایل دهه ۱۹۷۰ میلادی دچار شود.
با این حال گفتمان ضد امپریالیستی جانشین هوگو چاوز از مهار واقعیتهای تلخ اقتصادی ناتوان است. صندوق بینالمللی پول نرخ تورم ونزوئلا را در سال ۲۰۱۶، ۷۲۰ درصد پیشبینی میكند. در بانكهای رسمی، هر دلار با شش بلیوار (پول ملی ونزوئلا) معاوضه میشود. در بازار ازاد ارز كاراكاس، قیمت هر دلار هزار بلیوار است.
مشكل بزرگ آن است كه شركت ملی نفت ونزوئلا بهشدت بدهكار است و تنها در سال جاری میلادی باید ۱۰ میلیارد دلار برای باز پرداخت اصل و فرع بدهی خارجی خود هزینه كند. این پرسش، كه مردم ایران به خوبی با آن آشنا هستند، این روزها در كاراكاس بیش از بیش شنیده میشود: پس كجا رفت آن همه دلار كه در فاصله سالهای ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۴ از محل صادرات «طلای سیاه» به خزانه شركت ملی نفت این كشور ریخته شد؟
بخشی از آنهمه دلارهای نفتی به جیب صاحب امتیازان ونزوئلا ریخته شد، كشوری كه در فهرست سازمان «شفافیت بینالمللی» از لحاظ درجه فساد در رده صد و پنجاه و هشتم جای دارد. ولی بخش بیشتر آن در راه برنامههای «پوپولیستی» از جمله توزیع بنزین تقریباً مجانی، استخدام كارمند و پخش كمكهای جنسی و نقدی عوافریبانه به هرز رفت، حال آنكه از سرمایهگذاریهای لازم از جمله در صنایع نفت كشور خبری نبود.
حاصل آنكه امروز نظامی كه خود را پرچمدار «سوسیالیسم قرن بیست و یكم» میداند و دنیا را به انقلاب فرا میخواند، برای تامین نفت سبك مورد نیازش، به مهمترین دشمن خود امریكا، كه به تازگی به چرگه صادركنندگان نفت پیوسته، متوسل شده است.