احمدینژاد، جادوی پول و ارادت محض به مشایی
این روزها صحبت برگشتن آقای احمدینژاد مطرح است. شما پیش از این در جایی اشاره كرده بودید كه وی میخواست مقامی حتی بالاتر از ریاستجمهوری به دست آورد ولی نشد؟ استدلالتان برای این ادعا چه بود؟
رفتارهای وی.
و چرا این اتفاق نیفتاد؟
ظرفیت این كار را نداشت. وی در این باره دچار ذهنیگرایی محض شده بود.
صحبت از اجرای سیاست پوتین- مددوف توسط احمدینژاد و مشایی بود؟ دست رییس دولت نهم و دهم چه موقع پیش اصولگرایان رو شد؟
بعد از دور دوم ریاستجمهوری اصولگرایان. تا پایان دوره اول نفهیمده بودند با چه فرد و گروهی مواجهند. وقتی احمدینژاد رای ۲۴ میلیونی خود را اعلام كرد دیگر در پوست نمیگنجید. مشایی همان سال ۸۴ گفته بود پایان دوره اول صدارت احمدینژاد مردم به خیابانها خواهند ریخت و تقاضا میكنند وی یك دوره دیگر هم رییسجمهور باشد. احمدینژاد جادوی پول را فهمیده بود. احمدینژاد با پول میخواست برخی نهادها را تطمیع كند اما آن سازمانها پولها را از وی گرفتند ولی به او فایدهای نرساندند.
اصلاحطلبها كی به این موضوع پی بردند؟
نمیدانم. ولی من از اول اعتقادم این بود احمدینژاد منتخب نهادهای اصلی نبوده است. خودش آمده بود و خود را تحمیل كرده بود. برای همین میگفتم باید حساب وی را از نظام جدا كرد. او انتخاب اول نبود. ما نباید بیخود مسوولیت اقدامات وی را متوجه نظام كنیم. معتقد بودم باید مرتب به احمدینژاد حمله كنیم تا موفق نشود سراغ نهادهای قدرت برود. چرا كه در نخستین فرصتی كه از ما اصلاحطلبان فارغ میشود سراغ درگیری با سایر قوا و نهادها میرود كه رفت.
احمدینژاد و مشایی چطور به این نتیجه رسیده بودند كه اگر مشایی رد صلاحیت شود مردم به خیابانها میریزند؟
توهم. اكثر مواضع احمدینژاد بر پایه توهم بود.
برخی میگویند مشایی اصلا آدم پیچیدهای نیست و احمدینژاد وی را نماد و نشانه كرد تا تیرها به وی بخورد و خودش پشت او مخفی شود؟
خیر. اینطور نیست. مشایی نفر اول و احمدینژاد نفر دوم بود. احمدینژاد مرید مشایی است.
یعنی مشایی آدم پیچیده و مرموزی است؟
من با وی از نزدیك آشنا نیستم ولی از نقلقولهایی كه مستقیما از وی شنیدم فهمیدم آدم راستگو و درستكرداری نیست.
شنیدههايتان موثق است؟
یك نمونه بگویم. معاون وی كه زمانی مدیركل من در سازمان گردشگری بود و بعد معاون توسعه مدیریت این سازمان شد. مشایی بعد از روی كارآمدن وی را میخواست به سمت معاونت خود در صنایع دستی قرار دهد. به وی گفته بود آقا (منظورشان از آقا امام زمان(عج) بود) نظرشان این است كه تو سر این پست بروی. دو ماه بعد نیز وی را خواسته بود و گفته بود آقا نظرشان این است كه شما دیگر آنجا نباشید.
اینها توهم است یا اعتقاد واقعی وی؟
اینها ناراستی است و ربطی به اعتقادات ندارد
یعنی ناشی از توهم نبود؟
مشایی ذهنیگرایی مطلق ندارد ولی احمدینژاد دارد.
و ارتباط با مرتاض ۴۰۰ ساله و عباس غفاری و...
سال دوم ریاستجمهوری احمدینژاد بود. یكی از افرادی كه از وی جدا شده بود (نام وی به درخواست مصاحبه شونده ذكر نمیشود) پیش من آمد و دو ساعت تمام برایم توضیح داد كه احمدینژاد چطور با جنگیرها مشورت میكند.
و شما چه كردید؟
من موضوع را به آقای هاشمی گفتم. ایشان وقت گذاشت و حرفهای این شخص را شنید و به مراكزی منتقل كرد.
احمدی نژد در ابتدای كار دولت دوم خود بر سر انتخاب مشایی به سمت معاون اولی مقابل حكم رهبری ایستاد. چرا احمدینژاد مرتكب چنین كاری شد؟
فكر میكرد چون حوادث ۸۸ پیش آمده بود اگر موضع بگیرد سبزها پشت وی جمع خواهند شد. وی در زاویه گرفتن تعمد داشت.
و چرا كلمه فتنه را هیچوقت به كار نبرد؟
برای اینكه خودش آن را برپا كرده بود.