چرا طارمی نبود؟ چرا برانکو کپ کرد؟
دوم- چرا پرسپوليس از روزي كه در كورس قهرماني قرار گرفت، با نوعي ترس و بيم دست به گريبان شد؟!
پرسپوليس در بازي با نفت تهران، ترسنده بود و برابر راهآهن يزدان هم بيمزده و گرخيده! چرا؟
پرسپوليس چرا به بازي بلند - و نه حتي بازي مستقيم كه چيز ديگري است- روي آورد؟ تكروي ياران پرسپوليس دليل اصلياش - از ميان سلسله دليلها- ترس فردي نبود؟
راستي، مهدي طارمي كجا بود؟ چرا در بازي نبود؟ چرا بازي نميكرد؟ چرا در فهرست يارانش نبود؟ اصلاً چرا در خدمت خودش هم قرار نداشت؟
باز هم راستي! چرا نوراللهي كه نيمكتنشين بود، از بقيه مفيدتر بازي ميكند ولي باز هم به نيمكت دوخته ميشود؟
سوم- ملوان چرا حذف شد؟ ملوان چرا اين همه گل - گلهاي خانمانبرانداز- در دقايق آخر خورد؟ دقيقه 94 از پرسپوليس! دقيقه 85 از صبا، دقيقه 90 از سياهجامگان! همين سه گل، ملوان را روانه دسته يكم كرد!
چهارم- اگر مربيان ملوان و استقلال خوزستان عوض ميشدند، الان قوي سپيد شمال، باز هم با جگر سوخته كباب ميشد؟
پنجم- تراكتور، چقدر حسرت بازي با سياهجامگان را ميخورد؟ البته اگر حسرتي در كار باشد! حسرت سهميهدار.
تراكتور، يكي از عاليترين بازيهاي عمرش را بازي كرد!
ششم- سپاهان، باز هم باخت تا ثابت كند: ...خودم كردم كه لعنت بر خودم باد! بازنده شدن در بازي خانگي برابر پديده نوبرانه بود!
هفتم- دوباره برميگرديم به بازي پرسپوليس كه بازي مطلوبي نبود! چراها دست از سرمان برنميدارد. مثلاً چرا اين همه كند! مثلاً چرا اين همه خودخواه! چرا همه «سوپرمن» شده بودند؟! چرا از پاسكاري و دور زدن بچههاي راهآهن يزدان خبري نبود؟ چرا عاليشاه، نه عالي بازي كرد و نه شاهانه؟! چرا احمدزاده رنگ باخته بود؟! چرا كاميابينيا، ماشين توپ لو دادن شده بود؟
هشتم- چرا، خود آقاي برانكو، كُپ كرده بود؟!
نهم- چرا پرسپوليس در روزي كه نبايد، كم آورد و خودش را گم كرد و جز 10 دقيقه آخر، با خودش و اصول و اسلوب بازي خودش، قهر نمود؟!
دهم- چرا ملوان بيتدبير، بيجربزه و بدون اراده بقا انگار خودش را به دست قضا سپرده بود؟
خبرورزشی