کد خبر 158406
۱۳۹۵/۰۳/۰۳ ۱۰:۵۵
قاره سیاه موتور رشد اقتصادی جهان می شود

ردپای اژدهای زرد در آفریقای جدید

ساعت ۲۴-در ۵۰۰ سال سپری شده، آفریقا در نظر غربی ها در میانه دو قطب مختلف از باورها در نوسان بوده است: باوری که می گوید آفریقا، گنجینه ای از ثروت ها و برده هاست که می توان آنها را به یغما برد و باور دوم هم باوری است که آفریقا را سرزمین بیچارگان و نیازمندان می بیند. این تصاویر از قاره سیاه اما در حال تغییر اند.
ردپای اژدهای زرد در آفریقای جدید
به گزارش ساعت ۲۴، با این همه، در سپیده دم قرن بیست و یکم، داستان آفریقای جدید و متفاوتی سر برآورده است که تصویر آفریقا در نظر غربی ها را به چالش کشیده و البته باید هم این طور باشد. از نیجریه گرفته تا کنیا و از آنگولا گرفته تا اتیوپی، قاره آفریقا امروز یکی از موتورهای رشد اقتصادی در جهان است، جایی که سالانه ۴ درصد رشد اقتصادی به ثبت می رساند. آفریقا امروز به جای قاره ای نیازمند، در حال بدل شدن به جبهه آتی رشد و توسعه اقتصادی جهان است. غرب اگر می خواهد سهمی در این داستان تازه آفریقایی داشته باشد، باید روابط تازه ای را با آفریقایی ها شکل بدهد.

آفریقای «نیازمند»

از زمانی که نخستین کشتی های پرتغالی پا به سرزمین های جنوب صحرای آفریقا گذاشتند، «قاره سیاه» در نظر غربی ها موجودیتی منفعل و نیازمند جلوه کرده است. زمانی که اروپایی ها شروع به استثمار آفریقا کردند، نیاز گسترده به برده ها آنها را به تداوم حضور در این قاره تشویق می کرد، چرا که این قاره سنتی طولانی از برده داری را از سده ها پیش تر با خود به همراه داشته است. از قرن شانزدهم تا قرن نوزدهم، ده ها میلیون نفر از آفریقایی ها به دنیای جدید آورده شدند، و در صنعت نژادپرستانه برده داری به کار گرفته شدند، جایی که طیفی مدرن از مردمی را تشکیل دادند که به صورت فرهنگی از منشأ خود دور افتاده بودند.

به گزارش ساعت ۲۴، در سال ۱۸۷۰، تنها ۱۰ درصد از قاره آفریقا تحت استعمار درآمده بود، در حالی که در سال ۱۹۱۴، بیش از ۹۰ درصد از سرزمین های اصلی این قاره، به استثنای اتیوپی، دولت درویشی سومالی و لیبریا، تحت کنترل اروپایی ها بودند. با پایان یافتن سالهای استعمار در میانه قرن گذشته و بی ثباتی سیاسی، آشوب و سوءمدیریتی که به دنبال آن این قاره را فرا گرفت، تصویر قحطی ها، نسل کشی ها و آفریقایی های نیازمند، به تصویر غالب در ذهن غربی ها بدل شد.

اژدها وارد می شود

در سال ۲۰۰۰، اکونومیست در گزارشی با عنوان «قاره نا امید» به این موضوع پرداخت که نمی توان به قاره آفریقا کمک کرد و آینده این قاره را باید در بربریت و توسعه نیافتگی جستجو کرد، چرا که آفریقا نهادهای اجتماعی ضعیف و حکومت هایی فاسد دارد. این خط داستانی چند سال بعد به شدت در معرض تردید قرار گرفت، یعنی زمانی که چین، ابرقدرت تازه ای که از شرق بر آمده بود، اهمیتی استراتژیک برای آفریقا قائل شد.

چین با وجود کمک های ضد استعماری ای به کشورهای آفریقا که از دهه ۵۰ میلادی به آنها مبادرت می کرد و نزدیکی دیپلماتیک با بسیاری از این کشورها، حضور چندان پر رنگی در آفریقا نداشته است. با این همه، در طلیعه قرن بیست و یکم، چین که بزرگترین فرآیند صنعتی سازی در تاریخ حیات بشری را از سر می گذراند، آفریقا را به دلیل داشتن منابع عظیم طبیعی و بازار گسترده ای که دست نخورده باقی مانده، به عنوان مکانی با ارزش دراز مدت استراتژیک شناسایی کرده است.

به گزارش ساعت ۲۴، چین از گستره وسیعی از ابزارها، از گسترش تجارت گرفته تا سرمایه گذاری، اعطای وام ها و کمک های زیرساختی یاری گرفته است تا به قدرت غالب در آفریقا بدل شود. کشورهای آفریقایی هم البته به چین به عنوان نمونه ای از رشد سریع اقتصادی نگاه می کنند و سعی در تقلید از آن دارند.

نگاه غرب به حضور چین در آفریقا عمدتاً این بوده است که چین به دنبال نوعی استعمار نو و یا دست کم بهره کشی از آفریقا است. البته می تواند بخش هایی از حضور گسترده چین در آفریقا را به خط همین باور راند. حضور چین در آفریقا قطعاً در راستای منافع این کشور است و نه کمک به آفریقایی ها و آن چه که مهم است این است که چین چگونه توانسته حضوری تا این حد موفق در چین داشته باشد.

پاسخ به این پرسش را شاید باید در نوع برخورد چینی ها با آفریقایی ها جست، برخوردی که در قیاس با برخورد دولت ها و NGO های غربی که آفریقایی ها را مردمی بیچاره و نیازمند راهنمایی می دانند، برخوردی احترام آمیز تر است. در مقابل، چین قراردادهایی تجاری با آفریقایی ها می بندد و در ازای اعطای وام، کمک های زیرساختی و کالا، از آفریقایی ها جنس، حمایت های سیاسی و دسترسی به بازارهای عظیم و نوظهورشان را طلب می کند، حال آنکه آنها را در یافتن راه حل برای مشکلاتشان تنها می گذارد.

داستانی تازه در قاره سیاه

در ۱۵ سال گذشته، به دلایل مختلف، از سرمایه گذاری گسترده چین در آفریقا گرفته تا تقاضای شدید بازارهای این قاره برای کالاها و رشد مدرنیزاسیون، کشورهای آفریقایی در فهرست کشورهایی قرار گرفته اند که بالاترین رشد اقتصادی را در جهان داشته اند. کشورهای آفریقایی در فاصله سالهای ۲۰۰۰ تا ۲۰۱۰، به طور متوسط ۵.۴ درصد رشد اقتصادی را تجربه کرده اند. این رشد از سال ۲۰۱۰ به حدود ۳.۳ درصد به شکل سالانه رسیده است، که عمدتاً ناشی از کاهش قیمت نفت و کاهش فروش آن از سوی کشورهایی مانند آنگولا، نیجریه و سودان شده است. رشد اقتصادی در خود این کشورها از ۷.۱ درصد به ۴ درصد کاهش پیدا کرده است.

با همه اینها، بسیاری از کشورهای این ناحیه در حال تداوم تجربه رشدهای اقتصادی بالا هستند، چیزی که نشان دهنده بالا رفتن تنوع در اقتصادهای آنهاست. در فاصله سالهای ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴، بخش خدمات در آفریقا، رشدی ۴درصدی را تجربه کرد و به سهم ۴۸درصدی از اقتصاد رسید، در حالی که در همین مدت، رشد بخش تولید که مرهون رشد اقتصادی قاره است، از ۱۷درصد به ۲۳ درصد رسید.

به گزارش ساعت ۲۴، غرب امروز این فرصت را دارد که مناسباتش با آفریقا را بازسازی کند و تاریخی را که با بهره کشی و برده داری شروع شده بود و در سالهای اخیر به رفتاری پدرسالارانه شبیه بود، از میان بردارد. واقعیت این است که آفریقا امروز با جاه طلبی و انرژی در هم آمیخته است و زمان آن فرا رسیده است که دولت های غربی با آفریقایی ها مانند شرکایی برابر رفتار کنند.

محمد مهدی حاتمی

منبع: نشنال اینترست

اخبار مرتبط

نظرات کاربران

نظر شما

ساعت 24 از انتشار نظرات حاوی توهین و افترا و نوشته شده با حروف لاتین معذور است.

هنوز نظری برای این خبر تایید نشده است.

ویترین

سام
چینی زرین

ویژه
تریبون

تازه ترین اخبار
بیشتر

تبلیغات متنی

بانک