بازار موهوم روسیه
جان لاك و پوتین
اما در این نوشته از پدیدهای به نام «تجارت» برای اثبات ادعای یاد شده استفاده خواهم كرد. برای اینكه بتوانم منظور خود را برای خوانندگان گرانسنگ آشكار كنیم، از آموزههای جان لاك كه انقلاب سپید امریكا را دستاورد اندیشههای سترگ او میدانند كمك میگیرم. فلسفه جان لاك در دو كلمه «توافق قراردادی» جای میگیرد. او اعتقاد داشت دولت و همه مناسبات و روابط افراد بشر و زندگی را باید به صورت دادوستد نگاه كرد و آن را یك نوع تجارت دانست. حاكم به جای اینكه اراده خویش را بر مردم تحمیل كند، باید خدمت خویش را به آنها بفروشد و باید این كار را طبق قراردادی انجام دهد كه مورد رضای مردم و او، هر دو باشد.
به نظر لاك فلسفهای كه در تجارت معمول است باید در كار دولت و در اصول رفتار و كردار انسان در زندگی روزمره نیز به كار گرفته شود. یعنی قول شرافتمندانه، رعایت انصاف و معامله كالاهایی كه نافع باشد. تفكر فیلسوف آزادی را میتوان گسترش داد و آن را به نوع مناسبات دو كشور رساند.در این صورت مناسبات دو كشور در سایه تجارت اگر بر پایه سه اصل قول شرافتمندانه، رعایت انصاف و دادوستد كالاهایی كه به نفع هر دو كشور است، شكل و ماهیت پیدا كند میتواند دوام و قوام یافته و توسعه یابنده باشد. در سیاست، این تفكر جان لاك به نام «نظریه مبادله» مشهور شده است و جایگاه ویژهای دارد.
تجارت میان دو فرد یا دو كشور این برتری را در نظر و در عمل دارد كه هر طرف تجارت علاقهمند است طرف دیگر نیرومند، پایدار و در كمال سلامت باشد تا تجارت تداوم یابد. وقتی دو فرد یا دو كشور با یكدیگر دادوستد دارند هرگز خواستار نابودی و ضعف دیگری نیستند زیرا میخواهند نیاز خویش را برطرف كرده و سودی نیز به دست آورند. دادوستد میان دو فرد یا دو جامعه چگونه رشد یابنده میشود و موجبات اتحاد واقعی و بلندمدت را فراهم میكند؟ علاوه بر شرایط در پیش گفته شده یك شرط دیگر آزادی است. دو فرد در شرایط آزاد بودن تجارت میتوانند اقدام به این كار كنند. دو كشور نیز در سایه «تجارت آزاد» قادرند به بسط دادوستد بپردازند.
با این مقدمات اكنون میتوان ادعا كرد تجارت میان ایران و روسیه به دلایل گوناگون و در شرایط ثابت ماندن وضعیت كه چندان دور از انتظار نیست، نمیتواند رشدهای بالا را تجربه كند. دلیل نخست این است كه روسیه با وجود حركتهای انجام شده در مسیر اقتصاد آزاد در دوران حكومت یلتسین، اما در سالهای اخیر و تحت ریاست پوتین بار دیگر به سمت اقتصاد بسته حركت میكند. در شرایط فقدان تجارت آزاد در روسیه گسترش دادوستد كالا و خدمات رشدهای ناچیز را به ویژه در بخشهایی غیر از انرژی تجربه میكند.
علاوه بر این، واقعیت این است كه توسعه صنعتی روسیه در تولید صنایع غیرنظامی در سطح نازلی قرار دارد. توسعهنایافتگی تولیدات صنعتی موجب میشود این كشور كالای صنعتی برای صادرات به ایران نداشته باشد. این ادعایی است كه اثبات آن چندان دشوار نیست. كافی است در بازار تولیدات صنعتی ایران جستوجو كنید. آیا تاكنون در بازار پوشاك، بازار كیف و كفش، بازار لوازم خانگی، بازار تجهیزات و ماشینآلات كالای روسی دیدهاید؟
در این وضعیت است كه تجارت میان دو كشور در سطح نازلی قرار دارد و ادامه خواهد داشت. از طرف دیگر روسیه به دلیل سطح نازل توسعه صنعتی، توانایی فروش تكنولوژی صنعتی به ایران را نیز ندارد و سطح تجارت دو كشور در اندازه مناسبی قرار نمیگیرد و ایران اصولا نیازی به روسیه در عرصههای یاد شده ندارد.
علاوه بر این، میزان تولید مواد غذایی مثل گندم، برنج، شكر، روغن نباتی و چای نیز در روسیه به اندازهای نیست كه مازاد بر مصرف داخلی بوده و توانایی صادرات آن به ایران را داشته باشد و سطح تجارت دو كشور از این جهت نیز در قید و بند قرار دارد. روسیه فعلی حتی در تولید و توزیع مهارتهای مدیریتی و مهارتهای نیروی انسانی نیز در اندازههایی نیست كه نیازهای ایران را برطرف كند. میتوان روی دیگر سكه را نیز دید. ایران چه كالایی میتواند به روسیه صادر كند؟
مهمترین كالاهای صادراتی ایران در حال حاضر نفت و مشتقات آن است كه روسیه نیازی به آن ندارد و در زمره صادركنندگان بزرگ این كالای مهم به حساب میآید. به این ترتیب میماند كالاهای غیرنفتی ایران كه احتمال صدور آن به روسیه صفر نیست، اما اندك است. آیا روسیه نیاز به فولاد ایران دارد؟ اینگونه نیست چون اوكراین در این صنعت یك صادركننده ممتاز است. آیا روسیه توانایی و تمایل به واردات كالاهایی مثل پسته، فرش دستباف و خاویار ایران دارد؟ حتی اگر روسها تمایلی به خرید این نوع كالاها داشته باشند به دلیل درآمد سرانه پایین و لوكس بودن نسبی فرش دستباف و پسته و خشكبار ایران توانایی واردات اندك است.
به این ترتیب میتوان با پذیرفتن این فرض كه سازگاری و اتحاد دو كشور زمانی واقعی است كه بر پایه تجارت باشد و با توجه به اینكه رشد تجارت میان روسیه و ایران به دلایل یادشده رشدهای بالایی را تجربه نخواهد كرد، میتوان به جرات گفت اتحاد استراتژیك دو كشور بسیار دشوار است و حتی اگر منافع سیاسی موجب سازگاری مقطعی شود ادامه نخواهد یافت. اما كار در همین جا خاتمه نمییابد و سهم تجارت در ایجاد مانع برای اتحاد استراتژیك دو كشور را میتوان در نقاط و گلوگاههای دیگر نیز به خوبی دید. ابتدا از رقابت دو كشور ایران و روسیه در صادرات نفت میتوان آغاز كرد. میدانیم كه بخش قابل توجهی از درآمد ارزی دو كشور با نسبتهای متفاوت به تولید ناخالص داخلی از صادرات نفت به دست میآید.
ایران عضو اوپك است و روسیه خارج از اوپك نفت عرضه میكند. این دو كشور ضمن اینكه احتمال دارد در مقاطعی در صادرات نفت منافع مشترك داشته باشند اما تضاد منافع آنها را نمیتوان نادیده گرفت. هر دو كشور برای افزایش ظرفیتهای تولید و صادرات به سرمایه و مهارت شركتهای بزرگ نفت در جهان نیاز دارند و نوعی رقابت پنهان در این عرصه میان دو كشور وجود دارد. علاوه بر این، موضوع توسعه صنعت گاز و به چنگ آوردن بازار فروش نیز میان دو كشور نوعی رقابت ایجاد كرده است.
این رقابت به ویژه در عرضه گاز به بازار مطمئن اتحادیه اروپا غیرقابل انكار است. هر دو كشور ایران و روسیه علاقهمندند در بازار انرژی اتحادیه اروپا حضور فعال و موثر داشته باشند و این مسالهای نیست كه واگرایی میان دو كشور را تشدید نكند. شاید گفته شود كه ایران و عربستان نیز در بخش نفت رقیب یكدیگرند اما در یك سازمان نیز همكاری دارند. در این زمینه اولا باید یادآور شد كه منافع ایران و عربستان هرگز در یك مسیر نبوده و نیست و بارها دیده شده است كه سیاستهای صادرات عربستان به زیان ایران بوده است و ثانیاً باید گفت كه امكان اتحاد استراتژیك میان ایران، روسیه و سایر كشورهای دارای توان صادرات گاز هرگز همانند سالهای نخست تاسیس اوپك نخواهد شد. به این ترتیب تضاد منافع ایران و روسیه در بخش صادرات نفت و گاز و تجارت جداگانه دو كشور موجب واگرایی شده و یك مانع برای اتحاد استراتژیك است.
از طرف دیگر اكنون روسیه برای توسعه تواناییهای صنعتی خویش در بخشهای گوناگون نیازمند انتقال تكنولوژی از غرب است و سطح مبادلات روسیه و غرب قابل مقایسه با سطح داد و ستد این كشور با ایران نیست و وابستگی متقابل موجب میشود در روزگار سختتر شدن مناسبات، توانایی روسیه برای دل كندن از تجارت با غرب در مقایسه با تجارت با ایران برایش نه ساده و نه ممكن باشد.
خانم پارك و آقای پوتین
به گزارش ساعت ۲۴، در ماههای سپری شده و پس از برجام ولادیمیر پوتین مرد قدرتمند روسیه كه نزدی به ۲ دهه است سكان اقتصاد و سیاست در این كشور را دراختیار دارد و همچنین خانم پارك رییسجمهور كره جنوبی به ایران آمدند. پوتین با مراقبان و محافظان ویژه خود به سرعت وارد تهران شد و بدون اینكه حتی با رییسجمهور ایران دیدار كند، چند ساعتی در ایران ماند و رفت، اما خانم پارك ۳ روز در تهران بود و با شمار قابل توجهی از مدیران دولتی و خصوصی ایران دیدار و قراردادهایی نزدی بكه ۵۰ میلیارد دلار منعقد شد.
معلوم است كه كشور این رییسجمهور برای تجارت قابل اتكاست و میتوان به ان به مثابه یك متحد استراتژیك اقتصادی نگاه كرد، اما به رییس دولت روسیه نه.
در حالی كه خانم پارك با شركتهای غولپیكر كشورش به ایران آمد و با آنها سازگار بود و به نوعی از آنها دستور میگرفت، پوتین اما فردی است كه بازارهای روسیه از او دستور میگیرند و اوست كه روزی بازارش را به ایران وعده میدهده اما آن را برای اردوغان نگه میدارد.