با این تسویه حسابهای قدیمی و ضعف مدیریتها
لطفا بازی خداحافظی نگذارید
ساعت24- بساطی که طی روزهای اخیر بر سر بازی خداحافظی جواد نکونام برپا شده، هر مصلح نیکاندیشی را به این باور و صرافت و درخواست وا میدارد که ای کاش مسوولان امر قدری تامل و تفکر بیشتر را به کار گیرند و یا به طریق اولی، اصولا از برگزاری این دیدارها بگذرند.
طبق یک رسم قدیمی خندهدار و تاسفآور حتی مسابقات خداحافظی ورزشکاران نامدار ما نیز به عرصههای گروکشی و محل تسویهحسابهای قدیمی تبدیل شده و هر کسی میکوشد گوشهای از کارهای خود را ردیف و در ارتباط با این بازیها برای خود مواضع تازه تعیین و تثبیت قدرت کند. انگار هیچکس متوجه نیست که اینگونه بازیها وجه ملی هم دارد و برد بینالمللی آن سبب میشود دنیا به آنها چشم بدوزد و هر خدشهای را در آن ببیند و در صورت امکان و تمایل از آن علیه خود ما استفاده کند.
عدم حضور دایی و کریمی در مسابقه روز پنجشنبه منتخب ستارههای ایران برابر بزرگان گذشته لالیگا به دلیل و بهانه حضور طرف مقابل در این مراسم و جهتگیری انصاریان به سود کریمی در این غائله پایانناپذیر بیموقع، فقط بخشی از مشکلات مسابقهای است که ساماندهی آن به نهاد و افرادی سپرده شد که پیش از جور کردن تیم داخلی درصدد آوردن اسپانیاییهای مورد نظر به ایران بودهاند. این میهمانان خارجی از چهارشنبه شب در ایران مستقر شدند اما میزان نارضایتی و پخش و پلا شدن افراد فراخوانده شده داخلی به حدی رسید که دیروز شایعه تعطیلی احتمالی مسابقه پنجشنبه شهر را برداشته بود و قدر مسلم اینکه نکونام از چنان چیزی استقبال نکرد و از برگزاری مسابقه وداعش با شکل و روال فعلی ناراضی بوده است و مسائلی از همین دست سبب شد دو هفته پیش کاپیتان سابق تیم ملی ایران لغو بازی خداحافظیاش را اعلام نماید و در آن زمان هم تفاوتهای موجود بین فهرست دلخواه نکونام با لیست تهیه شده توسط باشگاه هنرمندان پایه آن ناکامی را گذاشته بود ولی وقتی دوباره بنا بر انجام این مسابقه گذاشته شد، باز مشکلات فروکش نکرد. شاید اگر مساله ورود اسپانیاییها به تهران در کار نبود و جواد مقابل کار انجام شده قرار نگرفته بود، تصمیم به عدم حضور در مسابقه پنجشنبه را به جای ظهر دیروز همان سهشنبه شب و یا ابتدای صبح دیروز اعلام میکرد.
دیر زمانی است که شاهد انجام دیدارهای خداحافظی برای بزرگان فوتبال خود نیستیم. از یک سو فدراسیون به روی خودش نمیآورد(!) که برخی قهرمانانش با دیدارهای ملی وداع کردهاند و از سوی دیگر آن قهرمانان نیز به قدری جفا و کمتوجهی در این زمینه دیدهاند که ترجیح میدهند با شرکت در اینگونه دیدارها به سبب مدیریتهای غلط یا هر چیزی از این قبیل، خراب نشوند. خراب شدن احساسی بود که مهدی مهدویکیا سه سال پیش بعد از واپسین مسابقهاش که فینال جام حذفی کشور و در بردارنده ناکامی خانگی پرسپولیس برابر سپاهان بود، داشت.
البته خود کیا با انتخاب یک بازی رسمی بسیار جدی و با توجه به احتمال باخت قرمزها یک میدان بسیار نامناسب را برای وداع خود برگزید اما حتی اگر او و سایر همتاهای کنار رفته وی طی 20 سال اخیر دیدارهای بهتر و سبکتر و غیررسمیتری را در نظر میگرفتند، باز اطمینانی در دست نبود که همه چیز جور شود و چیزی کم نباشد و مسابقه مورد بحث در سطح نام و نشان «وداعکردهها» باشد و به شکلی درست و اصولی برگزار شود. با ملاحظات و وقایعی از این قبیل است که برندههای اصلی مسابقات خداحافظی طی دو دهه اخیر کسانی بودهاند که اصولا دیداری برایشان سازماندهی و اجرا نشد و از این برندهها کم نداشتهایم. برندههایی که نکونام بعدازظهر دیروز کوشید با اعلام عدم شرکتش در دیدار پنجشنبه (دقت کنید؛ عدم شرکت او در دیدار خداحافظی خودش!!) به جمع آنها بپیوندد و خودش را از معرکه نجات دهد. فقط در ورزش ما است که عملکرد فدراسیون و نهادهای مجری مسابقات خداحافظی به گونهای است که قهرمانان تنها در صورت عدم شرکت در آن دیدارها نجات مییابند و بیش از اندازه ویران نمیشوند!
عدم حضور دایی و کریمی در مسابقه روز پنجشنبه منتخب ستارههای ایران برابر بزرگان گذشته لالیگا به دلیل و بهانه حضور طرف مقابل در این مراسم و جهتگیری انصاریان به سود کریمی در این غائله پایانناپذیر بیموقع، فقط بخشی از مشکلات مسابقهای است که ساماندهی آن به نهاد و افرادی سپرده شد که پیش از جور کردن تیم داخلی درصدد آوردن اسپانیاییهای مورد نظر به ایران بودهاند. این میهمانان خارجی از چهارشنبه شب در ایران مستقر شدند اما میزان نارضایتی و پخش و پلا شدن افراد فراخوانده شده داخلی به حدی رسید که دیروز شایعه تعطیلی احتمالی مسابقه پنجشنبه شهر را برداشته بود و قدر مسلم اینکه نکونام از چنان چیزی استقبال نکرد و از برگزاری مسابقه وداعش با شکل و روال فعلی ناراضی بوده است و مسائلی از همین دست سبب شد دو هفته پیش کاپیتان سابق تیم ملی ایران لغو بازی خداحافظیاش را اعلام نماید و در آن زمان هم تفاوتهای موجود بین فهرست دلخواه نکونام با لیست تهیه شده توسط باشگاه هنرمندان پایه آن ناکامی را گذاشته بود ولی وقتی دوباره بنا بر انجام این مسابقه گذاشته شد، باز مشکلات فروکش نکرد. شاید اگر مساله ورود اسپانیاییها به تهران در کار نبود و جواد مقابل کار انجام شده قرار نگرفته بود، تصمیم به عدم حضور در مسابقه پنجشنبه را به جای ظهر دیروز همان سهشنبه شب و یا ابتدای صبح دیروز اعلام میکرد.
دیر زمانی است که شاهد انجام دیدارهای خداحافظی برای بزرگان فوتبال خود نیستیم. از یک سو فدراسیون به روی خودش نمیآورد(!) که برخی قهرمانانش با دیدارهای ملی وداع کردهاند و از سوی دیگر آن قهرمانان نیز به قدری جفا و کمتوجهی در این زمینه دیدهاند که ترجیح میدهند با شرکت در اینگونه دیدارها به سبب مدیریتهای غلط یا هر چیزی از این قبیل، خراب نشوند. خراب شدن احساسی بود که مهدی مهدویکیا سه سال پیش بعد از واپسین مسابقهاش که فینال جام حذفی کشور و در بردارنده ناکامی خانگی پرسپولیس برابر سپاهان بود، داشت.
البته خود کیا با انتخاب یک بازی رسمی بسیار جدی و با توجه به احتمال باخت قرمزها یک میدان بسیار نامناسب را برای وداع خود برگزید اما حتی اگر او و سایر همتاهای کنار رفته وی طی 20 سال اخیر دیدارهای بهتر و سبکتر و غیررسمیتری را در نظر میگرفتند، باز اطمینانی در دست نبود که همه چیز جور شود و چیزی کم نباشد و مسابقه مورد بحث در سطح نام و نشان «وداعکردهها» باشد و به شکلی درست و اصولی برگزار شود. با ملاحظات و وقایعی از این قبیل است که برندههای اصلی مسابقات خداحافظی طی دو دهه اخیر کسانی بودهاند که اصولا دیداری برایشان سازماندهی و اجرا نشد و از این برندهها کم نداشتهایم. برندههایی که نکونام بعدازظهر دیروز کوشید با اعلام عدم شرکتش در دیدار پنجشنبه (دقت کنید؛ عدم شرکت او در دیدار خداحافظی خودش!!) به جمع آنها بپیوندد و خودش را از معرکه نجات دهد. فقط در ورزش ما است که عملکرد فدراسیون و نهادهای مجری مسابقات خداحافظی به گونهای است که قهرمانان تنها در صورت عدم شرکت در آن دیدارها نجات مییابند و بیش از اندازه ویران نمیشوند!
ساعت24