سراغ کدام آمارها نمیرویم
کدام دادهها
موضوع آمار انسان است. حتی دادههایی که از واحدهای آماری غیر از فرد (به عنوان خانوار، بنگاه اقتصادی، مکان، وسیله) گردآوری میشود در انتها به دنبال اطلاعاتی است که مستقیم یا غیرمستقیم در زندگی انسان نقش دارد و تنها همان جنبه از واحد آماری است که مورد نظر است. حتی بررسیهای غیرمعمول در آمار رسمی همچون مطالعه طبیعت و اکوسیستم نیز تنها برای این است که ما نگران محیط زندگی و آینده بشر بر کره زمین هستیم. به این ترتیب دادههای مورد نیاز برای تولید آمار رسمی از طریق و یا برای افراد جامعه گردآوری میشود. این دادهها به طور کلی میتواند در چهار سطح گردآوری شود: وضعیت، مشارکت، انتخاب و بیان.
۱- وضعیت: شرایط کنونی افراد جامعه (آموزش، بهداشت، اقتصاد، جمعیت، محیط زیست و سیار)
۲- مشارکت: مناسبات (سیاسی، اجتماعی، فرهنگی)، بدهبستانهای اقتصادی، برهمکنشهای زیست محیطی
۳- انتخاب: کامل و خدمت، فعالیت روزانه، سایر گرایشهای فردی و اجتماعی
۴- بیان: اولویتها، عقیده، احساسات، درک از پدیدهها، رضایتمندی بیشتر دادههایی که از طریق طرحهای آمارگیری ملی (شامل سرشماری نفوس و مسکن، و آمارگیریهای هزینه و درآمد خانوار و ویژگیهای نیروی کار) گردآوری میشود درباره وضعیت افراد جامعه از دیدگاه جمعیتی، آموزشی، مسکن، امکانات ابتدایی زندگی، اشتغال، و به میزان کمی بهداشت و محیط زیست میباشد. اطلاعات وضعیتی هر چند برای برنامهریزی مقید است، اما همانگونه که پیشتر گفته شد به کمترینها میپردازد و به تنهایی نمیتواند مبنای شهودی لازم برای پاسخگویی به پرسشهای برنامهای و ریشهیابی «جبر»های حاکم بر جامعه که سد راه دستیابی به جامعه خوب هستند را فراهم آورد. بخش کمتری از دادههای گردآوری شده درباره شرایط و میزان مشارکت افراد در حوزههای متفاوت است.
به عنوان نمونه، آمارگیری ویژگیهای نیروی کار مشارکت در تولید، آمارگیری از هزینه مشارکت در مصرف و آمارگیری گذران وقت بخشی از مشارکت در تولید و مصرف کالاها و خدمات فرهنگی را هدف قرار میدهند. دادههای مشارکتی نقش ارزندهای در ارایه فرضیه درباره انتخابهای افراد جامعه و درک الگوهای جاری انتخابهای ایشان دارد. آنچه از اهمیت بالایی برخوردار است این است که آمار تولید شده از دادههای وضعیتی و مشارکتی و تحلیلهای مبتنی بر آنها تنها زمانی میتواند مورد بیشترین بهرهبرداری قرار گیرد که برنامهریزان از اولویتهای انتخابی، احساسات، باورها و درک واقعی جامعه از پدیدهها آگاه باشند و این آگاهی تنها از طریق آمار تولید شده از دادههایی است که مستقیم و یا غیرمستقیم از سوی مردم بیان شده باشد.
به این ترتیب، دو سطح بسیار پرارزش در گردآوری اطلاعات که بدبختانه در بسیاری از سیستمهای آمار رسمی خواسته یا ناخواسته فراموش شدهاند «انتخاب» و «بیان» هستند. نمونه دادههای در سطح انتخاب عبارتند از دادههای کالاها و خدمات مصرفی خانوارها (هر چند در این طرح پاسخگو فقط از بین اقلام لیست فراهم شده در پرسشنامه باید انتخاب کند)، و همچنین انتخاب افراد برای گذراندن اوقات فراغت. انتخابهای دیگر از جمله گرایشهای دینی، سیاسی، و یا حتی فردی که یا برای برخی سیاسیون حیرتانگیز است یا با عرف جامعه سازگار نیست معمولا مورد پرسش قرار نمیگیرد. مهجورترین (و چه بسا مهمترین) سطح گردآوری اطلاعات، سطح بیان است. اینکه جدای از آنچه مشاهده میشود و آنچه فرد آزادانه و یا به اجبار انتخاب کرده (آنچه در سطح سطح وضعیت، مشارکت و انتخاب مشاهده میشود)، خواستههای فرد چیست و فراهمسازی چه چیزی موجب ایجاد شادمانی و رفاه در فرد میشود. دادههای اندکی در این سطح گردآوری شده و در دسترس قرار میگیرد (به عنوان نمونه ترجیح شغلی در طرح آمارگیری نیروی کار).
چه چیزی را اندازهگیری میکنیم؟
آنچه گفته شد، سطوح گردآوری دادهها بود جدای از اینکه در چه زمینهای تولید شوند. در اخر خوب است نگاهی بیندازیم به زیمنههای مورد نیاز برای تولید آمار رسمی. در بین سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۵، اهداف توسعه هزاره الگوی بسیار مناسبی برای سازمانهای ملی و بینالمللی آمار فراهم کرد تا در چارچوب فراهم شده، برای نیل به هشت هدف مشخص (در زمینههای فقر، آموزش، برابری جنسیتی، بهداشت و محیط زیست) تولید آمار کنند. با پایان یافتن دوره اهداف توسعه هزاره و دریافت جدید جهان از توسعه، زیر سایه سنگین بلایای طبیعی و بحرانهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی، رهبران زمین در سپتامبر سال ۲۰۱۵ چشمانداز جدیدی به نام اهداف توسعه پایدار برای جهان تا سال ۲۰۳۰ ترسیم کردند. این بار تحت فشارهای سیاسی جامعه بینالمللی، سند تنظیم شده (برخلاف سند اهداف توسعه هزاره) از انسجام کمتری برخوردار است اما پوشش بسیار گستردهتری از جنبههای توسعه فراهم میکند. اهداف توسعه پایدار شامل ۱۷ هدف است که بنده اعتقاد دارم میتواند در ۹ زمینه خلاصه شود (و به این ترتیب اهداف توسعه پایدار با فقط یک هدف بیش از سند گذشته میتوانست قابلیت اجرایی بیشتری داشته باشد). این دگرگونی در درک انسان از توسعه، زنگ بیدارباشی برای برنامهریزان و در نتیجه سازمانهای ملی آمار کشورها است.
به گزارش ساعت ۲۴، در شرایط کنونی، تعداد قابل توجهی از آمارهای مربوط به این زمینهها در کشور ما به شکل منسجم و رسمی تولید نمیشود چرا که میلی به تولید آن نیست و مرکز آمار ایران درخواستی برای تولید آنها ندارد. به عنوان نمونه آمار فقر، کار کودکان، کیفیت آموزش (و به طور کلی آمار بازدهی سیستم آموزشی و وضع سواد جامعه)، و شکاف جنسیتی از موارد بسیار حیاتی است که حتی در سطح «موقعیت» هم در سیستم آمار رسمی کشور تولید نمیشود. البته مراکز پژوهشی و دانشگاهی ممکن است تحقیقاتی در برخی از این زمینهها انجام دهند و به دلیل چندصدایی و ابهام در روشهای تولید و تعاریف نمیتوان برای برنامهریزی به آنها تهیه کرد و تنها مصرف دانشگاهی و یا خبری دارند. این در حالی است که تمام این آمارها حتی در کشورهای کمتر توسعهیافتهتر از ایران مدت زیادی است که توسط سازمان آمار کشور تولید شده و شفاف به انتشار عمومی میرسد.
به علاوه، آمارهای دیگری همچون بهداشت روانی، سطح رضایتمندی از تسهیلات و خدمات دولت، گرایش و میزان مشارکت سیاسی و اجتماعی افراد مواردی است که استانداردهای بینالمللی برای تولید آنها وجود داشته و به آرامی به اقلام آمارگیریهای سازمان رسمی تولید آمار اضافه شده و یا از طریق گردآوری دادهها از منابع جدیدمثل موبایل و اینترنت تولید میشود. به هر ترتیب، پیشنیاز تولید آمار در زمینههای مورد نیاز پیشنهاد، تغییرات بنیادی سیستمهای آمار رسمی است. علاج کار خروج از روزمرگی و بازتعریف رندهای تولید آمار است. به بیان دیگر، عبور از روندهای سنتی و ورود به سیستمهای مدرن و یکپارچه دادهها که تولید آمار در تمام زمینهها و گردآوری دادهها در هر چهار سطح در آن تضمین شده باشد، سک سیستم کارآمد آمار رسمی که دماسنج جامعه خوب باشد.